اطلاعات آنلاین به نقل از گاردین، مسابقه موسیقی و ترانهخوای که با هدف ترویج همدلی و تبادلات فرهنگی در اروپا پایهگذاری شده بود، این روزها به میدان جنگی برای حقوق بشر تبدیل شده است. تحریمها سرخط اخبار را قبضه کرده و افکار عمومی را به شدت دوقطبی کردهاند. در این میان اما خوانندگان همچنان فریاد میزنند که هنر بر سیاست مقدم است.
البته پای سیاست از خیلی قبل به این جشنواره هنری باز شده است و داستان به سال ۱۹۶۹ برمیگردد؛ زمانی که اختلافها از تصمیم اتریش برای بایکوت اسپانیای میزبان شروع شد، چون اسپانیا زیر سایه حکومت دیکتاتوری اداره میشد. حالا بعد از نیم قرن، پنج کشور دقیقا همین سناریو را تکرار کرده و مسابقه این هفته در وین را به دلیل حضور اسرائیل بایکوت کردهاند.
همانطور که گروه آبا در سال ۱۹۷۴ بعد از برنده شدن با ترانه «واترلو» خواند: «کتاب تاریخ روی قفسه، همیشه دارد تکرار میشود.» با این حال، ابعاد و تلخی اعتراضات امسال فراتر از جنجالهای گذشته به نظر میرسد و مثل آژیر خطر روی فینال شب شنبه سایه انداخت.
ویلیام لی آدامز، نویسنده و مفسری که یک وبسایت مستقل و کانال یوتیوب برای یوروویژن دارد، میگوید: «مردم دوست دارند یوروویژن را مسخره کنند و بگویند یک مشت برنامه لوس و بیاهمیت است، اما این موج اعتراضها دقیقا عکسش را ثابت میکند. این بزرگترین تحریمی است که یوروویژن به خود دیده و تصویر آن را به شدت مخدوش میکند. هدف یوروویژن نزدیک کردن کشورها به هم است و اگر کشورها دیگر نخواهند در آن شرکت کنند، فلسفه وجودی این مسابقه زیر سؤال میرود.»
پربینندهترین رویداد فرهنگی غیرورزشی جهان، هفتادمین سالگردش را در پایتخت اتریش بدون حضور اسپانیا، هلند، ایرلند، اسلوونی و ایسلند جشن گرفت؛ کشورهایی که در اعتراض به حضور اسرائیل و ادامه حملات در غزه، از مسابقات کنار کشیدند.
پدرو سانچز، نخستوزیر اسپانیا، روز جمعه گفته بود: «در مواجهه با جنگ غیرقانونی و نسلکشی، سکوت هیچ معنایی ندارد. ما در وین نخواهیم بود، اما با این باور این کار را میکنیم که در سمت درست تاریخ ایستادهایم.»
در ادامه این سیاست تلویزیون دولتی اسپانیا به جای پخش فینال از سالن «وینر اشتادهاله»، یک برنامه موسیقی جایگزین پخش کرد، تلویزیون اسلوونی مستندهایی درباره غزه روی آنتن برد و صداوسیمای ملی ایرلند، قسمتی از سریال طنز «پدر تد» (محصول ۱۹۹۶) را پخش کرد که در آن چند کشیش کاتولیک با خواندن ترانهای به نام «اسب دوستداشتنی من» در یک مسابقه اروپایی، صفر امتیاز میگیرند. سایت خبری Extra.ie این حرکت را با تیتر «تحریم دوستداشتنی من»، یک «ریشخند هوشمندانه» توصیف کرد.
در وین اما کمتر کسی از این ماجرا خندهاش میگیرد. با اینکه شعار یوروویژن «متحد با موسیقی» است، پلیس در این فضای ملتهب تدابیر امنیتی را به شدت بالا برده است. اسرائیل و حامیانش میگویند انگیزه این تحریمها یهودستیزی است، در حالی که معترضان، این مسابقه را متهم میکنند که میخواهد با ابزار هنر، روی جنایات علیه فلسطینیان سرپوش بگذارد.
همینها باعث شد در جریان اجرای نوام بتان، شرکتکننده اسرائیل در مرحله نیمهنهایی، فریادهای «نسلکشی را متوقف کنید» در سالن طنینانداز شد.
اما چطور جشنی که روی ایده صلح و دوستی بنا شده بود، از شلوارهای دمپاگشاد و لباسهای پولکدار به یک رینگ بوکس ژئوپلیتیک تبدیل شد؟ حالا با رویدادی طرفیم که انگار دو مسابقه همزمان دارد: هنرمندان روی صحنه در غوغایی شاد از موسیقی عامهپسند، و دولتها و فعالان در دنیای خودشان در حال امتیازگیری و خط ونشان کشیدن برای هم.
کریس وست، نویسنده کتاب «یوروویژن: تاریخ اروپای مدرن از طریق بزرگترین مسابقه ترانه جهان» میگوید: «سال ۲۰۲۴ نقطه انفجار بود. همان زمان بود که اوضاع کاملا از کنترل خارج شد و اتحادیه پخش برنامههای اروپایی قافیه را باخت. آنها هنوز هم نتوانستهاند کنترل اوضاع را به دست بگیرند.»
اتحادیه پخش برنامههای اروپایی (EBU)، مجموعهای از ۱۱۳ رسانه خدمات عمومی در ۵۶ کشور است که یوروویژن را میچرخاند. طرفدارانش میگویند این اتحادیه توانسته یک نمایش جهانی جذاب بسازد که سال گذشته ۱۶۶ میلیون بیننده داشت. اما منتقدانش آن را بیاراده میدانند؛ نهادی که بلد نیست جلو پروپاگاندا و بازیهای سیاسی را بگیرد.
این فضا فرسنگها با سال ۱۹۵۶ فاصله دارد؛ یعنی زمانی که EBU اولین دوره مسابقات را در لوگانوی سوئیس با حضور تنها هفت کشور برگزار کرد؛ دورهای آرام با لباسهای مجلسی ساده و دستهگلهای طبیعی که هیچ شباهتی به زرقوبرقهای عجیب دهههای بعد نداشت.
وست میگوید انگیزه اولیه بخشی فنی بود (روشی برای تست تجهیزات پخش زنده فرامرزی) و بخشی هم آرمانگرایانه؛ تلاشی برای اینکه جنگ جهانی دوم دیگر هرگز تکرار نشود. «یوروویژن دقیقا از دل همین تفکرِ "دیگر هرگز" متولد شد.»
مارسل بزنسون، بنیانگذار سوئیسی این مسابقات، از دوستان ژان مونه (پدر اتحادیه اروپای اولیه) بود. وست میگوید: «همه چیز حول این ایده میچرخید که "بیایید اروپا را متحد کنیم". اوایل، سیاست جایی در این ماجرا نداشت. مثلا فرانسه درگیر یک جنگ استعماری بیرحمانه در الجزایر بود، اما هیچکس در مسابقه حرفی از آن نمیزد.»
ورود اسپانیا و پرتغال به مسابقات همهچیز را عوض کرد. در سال ۱۹۶۴، یک فعال دانمارکی با بنری که رویش نوشته شده بود «فرانکو و سالازار را تحریم کنید» (دیکتاتورهای وقت اسپانیا و پرتغال) روی صحنه کپنهاگ پرید.
بعد از برد اسپانیا در سال ۱۹۶۸ (که شایعه شد با تقلب و مهندسی آرا توسط فرانکو اتفاق افتاده تا ترانه La, La, La بالاتر از ترانه کلایف ریچارد قرار بگیرد) اتریش مسابقه سال بعد در مادرید را بایکوت کرد.
دهه ۱۹۷۰ دوران بردهای ماندگار گروه آبا، دانا و برادرهود آو من بود، اما همزمان یونان و ترکیه هم تحریمهای تلافیجویانهای علیه یکدیگر راه انداختند. حتی در پرتغال، کودتاچیان نظامی از ترانه سال ۱۹۷۴ کشورشان به عنوان سیگنال مخفی برای شروع کودتا استفاده کردند.
کشورهای عرب عضو EBU هم از شرکت در یوروویژن یا پخش آن خودداری میکردند. اردن در سال ۱۹۷۸ استثنا قائل شد، اما موقع اجرای اسرائیل، پخش را قطع کرد و عکس گل نشان داد. وقتی هم که اسرائیل در صدر شمارش آرا قرار گرفت، اردن دوباره برنامه را قطع کرد و مدعی شد بلژیک برنده شده است؛ هرچند در نهایت اسرائیل اول شد.
صداوسیمای اسرائیل حتی در سال ۲۰۰۰ از گروه پینگپونگ (نماینده خودشان) اعلام برائت کرد، چون اعضای باند روی صحنه پرچمهای اسرائیل و سوریه را تکان داده بودند.
فروپاشی خونین یوگسلاوی هم یکی از دراماتیکترین صحنههای تاریخ مسابقات را رقم زد: محمد فازلاگیچ جانش را به خطر انداخت تا از سارایووی تحت محاصره فرار کند و نماینده بوسنی و هرزگوین در ایرلند باشد.
آدامز که در کتاب خاطراتش به این موضوع پرداخته، میگوید: «در اوج ترانه، او پشتش را به تماشاگران کرد و دستهایش را باز کرد. بعدا به من گفت با این کار میخواسته بگوید: "اروپا در زمان جنگ به ما پشت کرد، حالا من هم به شما پشت میکنم".»
به گفته وست، هنرمندان جامعه رنگینکمانی هم سبک کنشگری خودشان را به مسابقات آوردند: «یوروویژن از قبل هم فضای امنی برای این افراد بود، اما در اواخر دهه ۹۰ این موضوع کاملا علنی شد. این خودش یک جور سیاست است، اما از نوعی دیگر.»
کشورهای تازهاستقلالیافته بعد از فروپاشی شوروی هم از این صحنه برای ابراز هویت ملی استفاده کردند. وست معتقد است: «یوروویژن راهی بود که کشورها بتوانند اروپایی بودن خودشان را ثابت کنند، قبل از اینکه اصلا اجازه ورود به ناتو یا اتحادیه اروپا را داشته باشند.»
ورود روسیه به مسابقات و جنگهایش در گرجستان و اوکراین، نبردهای نیابتی را به روی صحنه و پشت پرده کشاند. هنرمندان برای دور زدن قانون ممنوعیت حرفهای سیاسی، از شعرها و نمادهای چندپهلو استفاده میکردند.
در سال ۲۰۰۹ که مسابقه در مسکو برگزار میشد، برگزارکنندگان جلوی اجرای گرجستان را گرفتند، چون اسم ترانهشان We Don't Wanna Put In کنایهای مستقیم به ولادیمیر پوتین شنیده میشد.
ورکا سردوچکا، خواننده دِرگکوین اوکراینی هم در سال ۲۰۰۷ با یک شعر به ظاهر بیمعنی جنجال عجیبی راه انداخت؛ ترجیعبند ترانه طوری خوانده میشد که انگار میگوید «روسیه خداحافظ». اوکراین در سال ۲۰۱۶ با ترانه «۱۹۴۴» برنده شد؛ تصنیفی درباره اخراج تاتارهای کریمه توسط استالین که با فریادهای سوزناک جامالا به پایان میرسید.
آدامز میگوید: «اوکراین رسما از یوروویژن به عنوان ابزاری در جنگ استفاده کرده است. آنها با خوانندههایشان مثل سفیر رفتار میکنند تا به دنیا یادآوری کنند اوکراین هنوز زنده است.»
روسیه هم تا قبل از اینکه در سال ۲۰۲۲ اخراج شود، سعی میکرد با ترانههای صلحآمیز و چهرههای خندان تصویرش را بازسازی کند. مارتین گرین، مدیر اجرایی یوروویژن میگوید این حذف به خاطر حمله به اوکراین نبود، بلکه به خاطر این بود که تلویزیون دولتی روسیه هیچ استقلالی از کرملین نداشت. وقتی این هفته از او پرسیدند آیا روسیه میتواند در زمان جنگ برگردد، جواب داد: «از نظر تئوری، بله.»
از نظر آدامز، یوروویژن آینه تمامنمای رقابتهای ملی در یک جهان دوقطبی است: «ما به جسیکا یا دیوید رای نمیدهیم، ما به اسپانیا یا ایتالیا رای میدهیم؛ در واقع پرچم را انتخاب میکنیم. خوانندهها چه بخواهند و چه نخواهند نماد سیاسی میشوند.» البته او این را بد نمیداند: «کجای دیگر دنیای موسیقی، مولداوی کوچک میتواند با بریتانیای بزرگ رقابت کند و ببرد؟ قدرت یوروویژن در همین است.»
وست حتی تئوری جالبی دارد که میگوید بردهای کم بریتانیا و تیکههای نیشدار تری ووگان، مجری فقید بیبیسی، به حس بدبینی بریتانیاییها به اروپا دامن زده است: «ووگان یک فاجعه برای رابطه بریتانیا و اروپا بود. او به این حسِ لجبازانه که "ما اروپا را دوست نداریم و آنها هم از ما متنفرند" بالوپَر داد.»
با همه اینها، او معتقد است در میان تمام بایکوتها، دعواها و حاشیهها، هنوز یک علاقه قلبی به این برنامه وجود دارد؛ برنامهای که بعد از این همه سال، همچنان زبان مشترک فرهنگی است: «این مسابقه، بخش کوچکی از هویت اروپایی بودن است.»