به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از سیانان، نزدیک میدان تجریش، یکی از محلههای شمالی تهران، شعار همیشگی «مرگ بر آمریکا» بر فراز دریایی از پرچمهای ایران طنینانداز است، در حالی که دستفروشان چای و سوغاتیهایی مانند کلاه و نشانهای میهنپرستانه را به جمعیت مشتاق میفروشند. زنی جوان به نام تیانا که عینکی به رنگ پرچم ایران به چشم دارد، در میان شعارهای کرکننده به من میگوید: من کاملاً آمادهام تا جانم را برای کشور و مردمم فدا کنم.
او با رد تهدید اخیر دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا مبنی بر ازسرگیری اقدام نظامی، میافزاید: تمام مردم، تمام نیروهای نظامی، تمام فرماندهانی که داریم، آمادهاند جان خود را فدا کنند و با تمام وجود و روح خود بجنگند. ترامپ روز یکشنبه در پلتفرم تروث سوشال نوشت: «برای ایران، زمان در حال گذر است و بهتر است سریع اقدام کنند، وگرنه چیزی از آنها باقی نخواهد ماند.» این توییت، تنشها را در حالی که مذاکرات صلح متوقف شده و آتشبس شکننده است، افزایش میدهد.
یک مرد مسن که پلاکاردی دستساز حمل میکند، پیشنهاد میدهد نوشته فارسی روی آن را ترجمه کند. روی پلاکارد نوشته شده است: فناوری هستهای و موشکی به اندازه مرزهای ما مهم است، پس ما از آنها محافظت خواهیم کرد. او به من میگوید: «ما به انرژی هستهای، انرژی پاک نیاز داریم، نه بمب. ترامپ میداند ما بمب نداریم، اما باز هم به ما حمله میکند»، اشارهای به امتناع ایران از پایان دادن به برنامه هستهای که ترامپ آن را شرط پایان دادن به جنگ قرار داده است.
همزمان با افزایش شایعهها و ترسهای فزاینده در مورد حملههای احتمالی آمریکا و اسرائیل، در میان بسیاری از ایرانیان، حسی ناگزیر درباره شروع دوباره درگیری رو به افزایش است. فاطمه که در لندن و دبی بزرگ شده، میگوید: ما میدانیم این جنگ تمام نشده است. ما میدانیم ترامپ واقعاً اهل مذاکره نیست. او فقط میگوید «هر کاری که بهت میگم انجام بده وگرنه میکشمت» و بعد حتی اگر ما طبق گفته او عمل کنیم، به ما حمله خواهد کرد.
این تجمعات یا «گردهماییهای شبانه» تقریباً سه ماه است هر شب در سراسر ایران برگزار میشود، اساساً از زمان شروع جنگ. اما در روزهای اخیر شاهد ظهور کیوسکهای آموزش کار با اسلحه در اماکن عمومی بودهایم، جایی که به غیرنظامیان آموزشهای اولیه استفاده از سلاح ارائه میشود. در یکی از کیوسکهای میدان ونک، زنی را میبینیم که دارد کار با اسلحه کلاشنیکف AK-47 را یاد میگیرد و مردی نقابدار با لباس نظامی هم به او شیوه باز و بسته کردن اسلحه را آموزش میدهد.
چند قدم آنطرفتر، دختربچهای با یک کلاشینکف خالی بازی میکند، سلاح را به سمت هوا نشانه میگیرد، ماشه را میکشد و اسلحه را به مربی خندانش پس میدهد. فراخوان عمومی برای مسلح شدن در تلویزیون دولتی تکرار میشود و چند کانال، مجریان خود را در حال تکان دادن تفنگها نشان میدهند.

حسین حسینی، مجری شبکه افق، پس از دریافت آموزش از یک عضو نقابدار سپاه پاسداران، در پخش زنده تلویزیونی با تفنگ خود به سقف استودیو شلیک میکند. در رویدادی جداگانه، مبینا نصیری، مجری شبکه سه، در حالی که با هر دو دست یک تفنگ را گرفته، برای بینندگان حرف میزند و میگوید: از میدان ونک برای من اسلحه فرستادند تا مثل همه شما مردم یاد بگیرم چطور از آن استفاده کنم.
اما همه ایرانیها آماده جنگ نیستند. در گوشهای دیگر از محل تجمع مردم در میدان تجریش، در پارکی آرام نزدیک موزه سینمای ایران، مردم محلی به یک غرفه کتاب روباز سر میزنند و چای مینوشند، در حالی که زوجها دست در دست هم قدم میزنند. مردی جوان هنگام عبور میگوید: نه به جنگ.
زنی که استاد دانشگاه است و نمیخواهد نامش را فاش کند، در حالی که روی نیمکت پارک به همراه همسرش نشسته، میگوید هر دوی آنها چگونه به شدت خواهان تغییر هستند. او به انگلیسی زمزمه میکند: ما فقط یک زندگی عادی میخواهیم، جایی که فرزندانمان بتوانند آینده داشته باشند. ما صلح میخواهیم.