به گزارش اطلاعات آنلاین، مهدی سپهر که با صدای رسا و اجرای آثار فاخری چون «آفتاب و آب» و «بهار را صدا بزن» نقشی انکارناپذیر در احیا و شکلگیری موسیقی پاپ در دهههای پس از انقلاب داشت، پس از سالها تلاش چشم از جهان فروبست اما نامش برای همیشه در تالار خاطرات جمعی ایرانیان جاودانه شد.
ورود مهدی سپهر به دنیای موسیقی، داستانی شنیدنی از یک کنجکاوی و لجبازی شیرین دوران کودکی است. او در زمان حیات خود روایت کرده بود که برادر بزرگترش گیتاری داشت که نسبت به آن بسیار حساس بود و همواره آن را از دسترس دیگران پنهان میکرد. همین ممنوعیت، اشتیاق او را شعلهور کرد؛ به طوری که در غیاب برادر، پنهانی به سراغ ساز میرفت. سپهر یادآور شده بود که این پنهانکاریها به مرور زمان او را مجذوب طنین ساز کرد و باعث شد بدون معلم و به صورت خودآموز، اصول اولیه نواختن را فرابگیرد؛ تلاشی که بعدها با تشویق همان برادرِ شگفتزده، مسیر زندگیاش را به سمت هنر حرفهای کج کرد.
او که فعالیت حرفهای خود را از اوایل دهه ۵۰ در رادیو ایران (میدان ارگ) آغاز کرده بود، همواره با احترام و قدردانی از استادان و همکاران بزرگش یاد میکرد. سپهر در گفتگوهایش تأکید داشت خوانندهای که شانس همکاری با ارکسترهای بزرگ را داشته است، آموخته که به گوش مخاطب احترام بگذارد. او به پشتوانه همین آموزشها و تئوری قوی، در اواخر دهه ۶۰ و دهه ۷۰ به صحنه بازگشت تا موسیقی پاپ ارکسترال را با استانداردهای بالا به گوش نسلی تشنه آرامش برساند.
یکی از ابعاد منحصربهفرد زندگی مهدی سپهر، تحصیل و فعالیت او در رشته مهندسی عمران (راه و ساختمان) بود. او در تبیین ارتباط میان شغل و هنرش، نگاه متوازنی داشت و معتقد بود این دو حوزه هرگز با یکدیگر در تضاد نبودهاند، بلکه به عنوان مکمل هم عمل کردهاند. به باور او، مهندسی با منطق و محاسبات دقیقش به ذهن او نظم و انضباط میبخشید و در نقطه مقابل، موسیقی با دنیای احساس و رهاشدگیاش، روح او را تلطیف میکرد تا بتواند فشارهای ناشی از کارهای سنگین ساختوساز را تاب بیاورد.
او در سالهای پایانی عمر، کمتر در محافل عمومی و مارکت تجاری موسیقی دیده میشد. سپهر در پاسخ به علت این کمکاری، با صراحت بیان کرده بود که هرگز حاضر نیست کارنامه کاریاش را فدای موجهای زودگذر و تجاری موسیقی امروز کند. او اعتقاد داشت موسیقی گذشته بر پایه ملودیهای عمیق و اشعار پرمحتوا استوار بود، در حالی که سرعت بالای تولید در دوران کنونی، اصالت را از آثار سلب کرده است. از این رو، او ترجیح میداد با کارهای ضعیف، خاطره
دیدگاه مهدی سپهر درباره زندگی و مرگ، متأثر از فرهنگ و ادبیات کلاسیک ایران، بسیار عمیق بود. او زندگی را فرصتی کوتاه برای اثرگذاری میدانست و همواره اشاره میکرد که ارزش یک انسان و یک هنرمند، به طول عمر او نیست، بلکه به ردپای زیبایی است که از خود به جا میگذارد. او مرگ را به عنوان یک قانون طبیعی و حق پذیرفته بود و هراسی از آن نداشت؛ چرا که باور داشت پرونده یک هنرمند واقعی با مرگ جسمانی بسته نمیشود. به عقیده او، تا زمانی که صدایی یا ترانهای از یک خواننده در خاطرات و زمزمههای مردم جریان دارد، آن هنرمند همچنان نفس میکشد و به جاودانگی دست یافته است.