مشکلات اقتصادی و ضعف شدید زیرساخت ها ،شکاف میان آنچه خرمشهر «بود» و آنچه «باید باشد» را عیان می کند

خرمشهر، شهری که در میان شعله‌های آتش، حیات خود را بازپس گرفت، اکنون پس از گذشت ۴ دهه  ، همچنان از زخم  های به جای مانده از جنگ بر پیکر نحیفش رنج می برد و مردمان دلیر و شجاع این دیار از کاستی ها و شرایط وخیم امکانات زندگی گلایه مند هستند.
برای همه مردم ایران سوم خرداد، یادآور یکی از حماسی‌ترین لحظات تاریخ معاصر است؛ روزی که خرمشهر، «شهر خون»، پس از ۵۷۸روز اشغال، با ایثار و جانفشانی رزمندگان اسلام و با شعار «خرمشهر را خدا آزاد کرد» به آغوش وطن بازگشت. این پیروزی نه تنها یک عملیات نظامی، بلکه نمادی از ایستادگی، غرور ملی و وحدت در برابر تهاجم همه‌جانبه دشمن بعثی بود. اکنون سال‌ها از آزادی این شهر و پایان جنگ تحمیلی می‌گذرد اما شهری که زمانی دروازه اقتصادی ایران بود و باید به نماد بازسازی و رفاه تبدیل شود همچنان در کشاکش زخم‌های به‌جامانده از جنگ و سوءمدیریت‌های پس از آن دست‌ و پنجه نرم می‌کند.
گزارش ها نشان می دهد خرمشهر امروز، با وجود جایگاه استراتژیک، همچنان با محرومیت‌های زیرساختی و  مشکلاتی نظیر آب آشامیدنی نامناسب، نرخ بالای بیکاری، گرد و غبار  و ضعف در خدمات شهری مواجه است. گویی خرمشهر در خاطرات دوران دفاع مقدس متوقف شده و از دستیابی به توسعه‌ای که حق مسلم شهروندانش بوده، بازمانده است.
در این میان، شکاف عمیقی میان جایگاه نمادین این شهر در گفتمان رسمی و واقعیت عینی زندگی مردم وجود دارد؛ مردمی که روزی فاتح بودند، امروز درگیر نبردی دیگر برای احقاق ابتدایی‌ترین حقوق شهروندی خود هستند. بررسی وضعیت خرمشهر، در واقع بازخوانی داستانی است که در آن آزادی سرزمین محقق شد، اما عدالت در توسعه همچنان در کوچه‌های این شهر به دنبال خانه‌ای می‌گردد که سال‌هاست منتظر آبادانی است.قدم زدن در کوچه‌های خرمشهر و تماشای آرامش رودخانه کارون، خاطرات روزهای پرهیاهو و حماسی این شهر را حتی اگر فقط شنیده‌ باشی هم زنده می‌کند، اما مشکلات اقتصادی و ضعف شدید زیرساخت  های شهر ،شکاف میان آنچه خرمشهر «بود» و آنچه «باید باشد» را عیان می کند.
نیاز خرمشهر به یک برنامه ریزی هوشمندانه
آزادسازی خرمشهر در سوم خرداد ۱۳۶۱ یکی از بزرگترین پیروزی‌های تاریخ معاصر است که باید همیشه با افتخار از آن یاد کرد و برای بزرگداشت آن، مراسم گذاشت. وظیفه امروز مسئولان اما فقط برگزاری مراسم و یادبود نیست؛ بلکه  جبران زحمات  و رفع بی عدالتی در حق مردمی است که برای آزادی این خاک، جان و مال خود را فدا کردند
خرمشهر امروز، بیش از هر چیز به برنامه‌ریزی هوشمندانه و سرمایه‌گذاری واقعی نیاز دارد تا شکوه آن سوم خرداد، در لبخند رضایت مردم امروز این شهر معنا پیدا کند. مردمی که سال‌هاست کمتر می‌خندند چون شهرشان لبخند به لب ندارد. این مردم توقع زیادی ندارند، فقط می‌خواهند دیده شوند. اندازه تمام روزهای سختی که گذراندند، از خود گذشتگی کردند و شهرشان را با چنگ و دندان نگه داشتند، می خواهند امروز دیده شوند.
آیا آن‌هایی که باید خرمشهر را می‌دیدند و به آن عزت بیشتری می‌دادند، اکنون از آن‌چه برای این شهر کرده‌اند رضایت دارند؟ این همان سئوالی است که مردم خرمشهر جواب آن را جستجو می‌کنند.
صدای شهروندان خرمشهر
مرتضی از کسبه قدیمی خرمشهر  درباره حس خود به سوم خرداد می‌گوید: این روز برای ما مثل عید بوده، اما عیدی که با کمی تلخی همراه است.   آن روزها را با تمام وجود به یاد داریم. روزی که نه تنها زمین‌مان، بلکه عزتمان را پس گرفتیم. اما امروز، بازار خرمشهر دیگر آن رونق سابق را ندارد. با وجود تمام پتانسیل‌های گردشگری و تجاری، هنوز هم احساس می‌کنیم فراموش شده‌ایم. ما برای آزاد شدن جنگیدیم، ولی در شرایط اقتصادی فعلی، باید به نوعی باز هم بجنگیم.
رباب هم یک خانه‌دار و ساکن محله‌های قدیمی خرمشهر است. وی می‌گوید: وقتی می‌گویند خرمشهر آزاد شد، اشک در چشمان همه ما حلقه می‌زند، هم از شوق آن‌روزها و هم از غم شهری که به آن رسیدگی نمی شود. این شهروند خرمشهری می افزاید:وقتی به وضعیت آب و فاضلاب و شرایط بهداشتی شهر نگاه می‌کنم، می‌پرسم آیا این همان شهری است که با خون بچه‌های ما محافظت شد؟ ما لیاقت شهر بهتری را داریم. شهر ما باید مرکز گردشگری باشد، نه شهری که فقط با خاطرات جنگ شناخته شود.
عماد هم دانشجوی جوان خرمشهری است. او هم شهرش را نیازمند توسعه بیشتری می‌داند و ادامه می‌دهد: بسیاری از دوستان من به دلیل نبود فرصت‌های شغلی و زیرساخت‌های آموزشی و اقتصادی، تصمیم به مهاجرت دارند. خرمشهر برای همه ما جای خاطرات است ولی اکنون جای خالی امکانات را حس می‌کنیم. ما می‌خواهیم در شهری که بزرگ شده‌ایم، زندگی کنیم، نه این که فقط از شکوه گذشته‌اش حرف بزنیم، ولی کلی حسرت به دل‌مان باشد.زن ۷۰ ساله  ای به نام حجیه هم می گوید: در آن سال‌ها ما می‌توانستیم از خرمشهر برویم و شرایطش را هم داشتیم اما نرفتیم. خاک خرمشهر آدم را اسیر خودش می‌کند، حتی گرمای سوزانش و تمام نداشته‌هایش؛ ولی  شرایط موجود   حق این مردم که با زجر و سختی پای شهر ماندند، نیست. باور می‌کنید هنوز آب آشامیدنی و کپسول گاز می‌خریم؟ محله‌ای پایین‌تر را هم ببنید که وضعیت بدتری دارند.
این مادر سالخورده تصریح می کند: اصلا خودتان قضاوت کنید این حق مردم خرمشهر است؟  این شهر اصلا آنطور که حقش است، پیشرفت نکرده است. سال‌هاست شما خبرنگاران از خرمشهر می‌نویسید آیا به نظر خودتان تغییر چندانی می‌بینید! 

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی