ایرنا نوشت: ترامپ در دولت دوم، نتوانست به شعارهای خود در مورد ایران عمل کند و در نهایت فقط خودش را فریب داد.
این اتاق فکر در مطلبی با عنوان «چرا ترامپ باخت؟»، به بررسی دلایل حملات آمریکا به ایران در ماه فوریه (اسفند ۱۴۰۴) و چرایی شکست قریب الوقوع او مقابل ایران پرداخته است.
براساس این گزارش، نکته شگفتانگیز درباره شکست قریبالوقوع ترامپ این است که به نظر می رسد حتی خود او هم هیچوقت نفهمید چرا دوباره وارد جنگ علیه ایران شد. او فکر می کرد قرار است از این جنگ چه چیزی به دست آورد. در حالیکه مدام میگوید ایران نباید به سلاح هستهای دست پیدا کند و در تابستان گذشته هم پس از بمباران تاسیسات هستهای ایران گفت که تمامی آنها را نابود کرده است. پس چرا بار دیگر به ایران حمله کرد؟ و اگر آن حرفها نادرست بود، چرا فقط دوباره به سایتهای هستهای حمله نکرد؟ چرا یک جنگ بزرگتر راه انداخت؟
از نقطه نظر دیوید جفری فرام نویسنده این مطلب که در دولت جورج دابلیو بوش خدمت میکرد، ترامپ جنگ ۲۸ فوریه (۹ اسفند ۱۴۰۴) را نه بر اساس استراتژی، بلکه به دلایل شخصیتی آغاز کرد. و حالا هم به همان دلایل در مسیر شکست قرار گرفته است.
ایرادهای شخصیتی ترامپ که او را به جنگ علیه ایران سوق داد؛
نویسنده با مغرور توصیف کردن ترامپ استدلال میکند: او همواره روسای جمهور پیش از خود را احمق خطاب کرده و خود را «باهوش». درحالیکه تمامی پیشینیان وی از زمان پیروزی انقلاب اسلامی ایران در برابر تهران رفتار تهاجمی داشتند، اما درنهایت تصمیم گرفتند وارد جنگی گسترده علیه خاک ایران نشوند و اساسا یکی از مهمترین عوامل بازدارنده همین تنگه هرمز بود که الان بسته شده است. اما به نظر میرسد ترامپ گمان کرده تصمیمی که برای دیگران بیش از اندازه دشوار بود، برای او به صورت جادویی آسان خواهد بود، فقط چون خودش «آدم سرسختی» است و در عکسهای رسمی با چهره ای خشمگین ژست میگیرد.
ترامپ بیپروا و اهل برنامهریزی نیست
نویسنده در تشریح این خصوصیت ترامپ، شورش ۶ ژانویه را یادآوری میکند؛ زمانیکه گروه بسیاری از هوادارنش را در اعتراض به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۰ تحریک به حمله به ساختمان کنگره کرد.
ترامپ هول میشود
این عضو ارشد اندیشکده شورای آتلانتیک، دیگر خصوصیت ترامپ را هول شدن برمی شمرد؛ بدین شکل که با وجود تمامی لاف زدنها و خودستاییها، وقتی نگاهش به نتایج نظرسنجی میافتد، تحمل فشار را ندارد و وحشت کرده و مسیرش را عوض میکند. به عنوان مثال وی از اواسط ماه مارس (اواخر اسفند ۱۴۰۴) مدام می گفت که به دنبال پایان جنگ با ایران به هر قیمتی است. ایرانیها هم معنای این پیام را دریافت کردند و اطمینان یافتند که بیشتر از ترامپ فشار را تاب میآورند.
ترامپ زودباور و شیاد است
براساس این مطلب، ترامپ زودباور است و یا همانگونه که مارکو روبیو وزیر خارجه کنونی او در سال ۲۰۱۶ گفت، از اساس یک «شیاد» است که در نهایت خودش قربانی فریب خویش میشود. ترامپ در جنگ اخیر مقابل ایران خواستار «تسلیم بیقیدوشرط» شد. اما حالا در حال مذاکره به دنبال راه خروجی است که شامل پذیرش بیشتر خواستههای تهران میشود و ایران را نسبت به پیش از جنگ، در موقعیت برتری در تنگه هرمز قرار میدهد. هرچند در عین حال سعی دارد خودش را متقاعد کند که به پیروزی بزرگی دست پیدا کرده و از اینکه بقیه این فریب را باور نمیکنند، دچار شگفتی میشود.
ترامپ یک رهبر نیست
این مقام پیشین آمریکایی با تاکید بر اینکه ترامپ قادر به رهبری نیست، تشریح می کند: شیوه حکمرانی ترامپ براساس «دستور دادن» است. او نه میتواند با دو حزب همکاری کند و نه قادر است با بخشی از ملت آمریکا خارج از پایگاه ماگا (MAGA) ارتباط برقرار کند.
درحالیکه رهبر زمان جنگ باید رهبر کل ملت باشد. جنگ، فداکاریهای پرهزینهای بر جامعه ایالات متحده تحمیل کرده و رهبرانی که کشور را وارد جنگ میکنند، باید بتوانند دلایل این هزینهها را توضیح دهند و الهام بخش مردم برای قبول این فداکاریها باشند. اما ترامپ قادر به انجام هیچیک از این کارها نیست و حتی تصوری هم از چگونگی انجام شان ندارد.
فرام خاطرنشان میکند: ترامپ در سه سال نخست دوره اول ریاستجمهوریاش از اقتصاد قدرتمندی که از دوره قبل به ارث برده بود بهره برد. اما با شروع همهگیری کرونا، نخستین واکنش او پیدا کردن مقصر بود تا اوضاع را گردنش بیندازد.
در دولت دوم هم مهمترین فعالیت او ثروتاندوزی آشکار برای خودش بوده؛ آن هم در حالی که اقتصاد آمریکا زیر فشار جنگهای تجاری فاجعهبار وی تضعیف شده است. او هیچگاه برای جنگ با ایران نزد افکار عمومی استدلالی ارائه نکرد و هرگز هم به دنبال کسب مجوز از کنگره نرفت.
نویسنده در پایان تصریح میکند: دیدگاه ترامپ از ریاستجمهوری، «اقتدارگرایانه و دزدسالارانه» است؛ دستور صادر کن، پول به جیب بزن، از چاپلوسی لذت ببر و برای خودت بنای یادبود بساز.
اما با چنین روشی نمیتوان کشور را از خطرها و دشواریهای جنگ عبور داد. حالا جنگ با شرایطی نامطلوب برای ایالات متحده در حال پایان یافتن است و ترامپ دوباره به همان روشهای همیشگی متوسل خواهد شد؛ تلاش برای فریب مردم آمریکا و جهان تا باور کنند جنگی که او باخت، در واقع یک پیروزی بزرگ بوده؛ بزرگترین پیروزی تاریخ؛ آنقدر بزرگ که قابلباور نیست و احتمالا خیلی زود خواهد فهمید که کسی آن را باور نمیکند.