به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از آتلانتیک، در حالی که در دوره اول ترامپ در همین مقطع ۴۵ پست سفارت خالی بود، حالا این رقم از مرز ۱۰۰ گذشته و بسیاری از متحدان کلیدی آمریکا سفیر ندارند. این در حالی است که ایالات متحده به کمک حرفهایترین دیپلماتهای خود نیاز دارد تا در اوج بحرانها، کدورتها را برطرف کنند و پیام واشنگتن را به جهان برسانند.
ترامپ نه تنها در معرفی سفیران کند بوده، بلکه افرادی را به سفارتهای کلیدی منصوب کرده که فاقد کمترین شایستگی هستند. کاری لیک، وفادار افراطی و نامزد شکستخورده سیاسی، به عنوان سفیر جامائیکا منصوب شده است، توهینی آشکار به یک متحد دیرینه. همچنین افراد نالایقی در سفارتهای قدس اشغالی و پاریس مستقر شدهاند. ترامپ این پستها را نه برای خدمت به اهداف دیپلماتیک، بلکه برای پاداش دادن به دوستان و بستگان خود اختصاص میدهد و ظاهرا مهم نیست این افراد از سوی سنا با مخالفت مواجه شوند.
دولت ترامپ مدعی است استفاده از فرستادگان ویژه مانند دامادش جرد کوشنر و استیو ویتکاف، مدلی کارآمدتر است. اما این ادعا مضحک است. تلاش برای میانجیگری در جنگ اوکراین بدون سفیر تاییدشده در مسکو یا کیف، نه کارآمد، بلکه احمقانه است. دو شغله کردن سفیران (مثلا سفیر ترکیه مسئولیت سوریه را هم بر عهده دارد) به جای ایجاد انسجام منطقهای، باعث اختلال در ارتباطات، مسئولیت بیش از حد و سردرگمی کارکنان میشود. در عمل، این مدل کارآمد ناکارآمدی محض است.
ترامپ ظاهرا درک نمیکند سفیران چه میکنند و به متخصصان بیاعتماد است. مارکو روبیو، وزیر خارجه در یکی از اولین اقدامات خود ۳۰ سفیر را فراخواند، اقدامی که نشاندهنده غربالگری سیاسی دیپلماتهای حرفهای است. ترامپ از تجربه استیضاح اول خود (که کارمندان دولت علیه باجخواهی او از اوکراین خبرچینی کردند) درس گرفته که دیپلماتهای حرفهای را دشمنان سیاسی خود میبیند. او دولت آمریکا را شرکتی میداند که همه برای او کار میکنند و هرکه حامی نباشد، مخالف است.
رویکرد ترامپ به دیپلماسی شبیه شخصیت پالی در فیلم «رفقای خوب» است: او از جلسات گروهی متنفر است و فقط از طریق معتمدانی که در گوشش زمزمه میکنند ارتباط برقرار میکند. رویترز گزارش داده که دولتهای خارجی در حال دور زدن سفارتخانهها هستند و دیپلماسی خود را حول حلقه کوچکی از افرادی که دسترسی مستقیم به رئیس جمهور دارند، بازتعریف میکنند.
نداشتن سفیر در بیش از ۱۰۰ پست، شاید جهان را متوقف نکند، اما شکستهای پیاپی ترامپ در مذاکرات با چین و روسیه، عقبنشینی از جنگهای تجاری و ناتوانی در جلب حمایت متحدان در خاورمیانه، همگی نشان میدهد این روش، دیپلماسی یک ابرقدرت را فلج کرده است. ترامپ ممکن است به خاطر بیاعتمادی به متخصصان یا ترجیح ارتباطات شخصی، سفیران را نادیده بگیرد، اما هزینه آن را امنیت ملی و منافع راهبردی آمریکا میپردازد. جهان بدون سفیران آمریکا به کار خود ادامه میدهد، اما نه به نفع واشنگتن.