دلایل این ناکامی را روزنامه اعتماد به شکل زیر فهرست کرده است:
۱- پیچیدگی نظام جمهوری اسلامی ایران: از دوران ترورهای اوایل انقلاب تا به امروز، دشمنان هرگز نتوانستهاند چندلایه بودن نظام ایران را درک کنند. شهادت همزمان ۷۲ تن از مقامات عالیرتبه کشور به همراه رییسجمهور و نخستوزیر در سال ۱۳۶۰ تا هماکنون که مقام معظم رهبری، مقامات و فرماندهان عالی کشور به شهادت رسیدند، این پیام را داشته است که جمهوری اسلامی به فرد یا گروه خاصی وابسته نیست و به سرعت میتواند خود را ترمیم و تقویت کند.
شاید ندیده باشید: اظهارنظر عجیب محسن هاشمی درباره گرانی: طبیعی است!
۲- استراتژی جنگ نامتقارن: برخلاف انتظار امریکا و رژیم صهیونیستی، ایران از استراتژی «جنگ نامتقارن» بهره برد. به این مفهوم که به جای مقابله مستقیم، از موشکها، پهپادها، جنگ سایبری، نیروهای نیابتی و فشار بر مسیرهای دریایی استفاده کرد. این موضوع باعث شد حتی یک قدرت بزرگ مانند امریکا هم نتواند به سادگی به اهداف خود برسد.
۳- حضور و تابآوری مردم ایران: هم در جنگ ۱۲ روزه و هم در جنگ ۴۰ روزه رمضان، دشمنان بر نارضایتی مردم و احتمال شورش علیه حکومت حساب کرده بودند و منتظر بودند با تضعیف نظام و نیروهای نظامی و انتظامی، ملت به خیابان ریخته و شورش کنند. اما مردم ایران نشان دادند که در زمان بحران و حمله نظامی نهتنها به کمک دشمنان نمیروند بلکه با تابآوری بالا، خیابانها را به نفع نظام اشغال میکنند که مزدوران خارجی نتوانند اقدامی انجام بدهند. در مسائل اقتصادی هم بهرغم همه مشکلات صبر پیشه کرده و سکوت میکنند.
۴- گسترش جنگ به منطقه: یکی از تاکتیکهای موثر ایران در جنگ با امریکا، گسترش آن به کشورهای منطقه و حتی جهان بود. بستن تنگه هرمز و جلوگیری از تردد کشتیها در خلیجفارس و دریای عمان، حمله به پایگاههای نظامی امریکا و... به عنوان یک اهرم توانست نهتنها امریکا و مزدوران آن در منطقه را غافلگیر کند بلکه دیگر کشورها ازجمله اروپا را با تحیر مواجه کرده به نحوی که امروز شاهد یک بحران جهانی اقتصادی هستیم و فشار بر دولت امریکا جهت پایان جنگ افزایش یافته است.
۵- استفاده از قدرت موشکی: به کارگیری فناوری موشکی و حمله به سرزمینهای اشغالی فلسطین و پایگاههای نظامی امریکا در منطقه، مهمترین پاسخی بود که علیه تجاوز نظامی امریکا و رژیم صهیونیستی صورت گرفت. مهمتر از شلیک و تعداد موشکها، حفظ لانچرها و مکانهای پرتاپ موشک بود در حالی که دشمن سیطرهای بر فضای ایران داشت. ادامه یافتن تهاجم موشکی ایران تا آخرین روزها، عامل مهمی در ادامه جنگ و مجبور کردن واشنگتن به پذیرش آتشبس بوده است.
۶- همراهی حزبالله لبنان و حشدالشعبی عراق: پس از سقوط بشار اسد در سوریه و تغییرات به وجود آمده در منطقه، تصور میشد که ایران نیروهای همسوی خود را از دست داده است و شرایط برای رژیم صهیونیستی و امریکا جهت زدن ضربه آخر وجود دارد. اما با شروع جنگ تحمیلی ۴۰ روزه به ناگاه نیروهای نامنظم منطقهای ایران به فعالیت افتاده و حملات موشکی حزبالله و بعضا حشدالشعبی عراق به سوی شهرهای اسراییل و پایگاههای امریکا تاثیر بسیاری در سرنوشت جنگ گذاشت. این در حالی بود که حوثیهای یمن به صورت جدی وارد نشده و بابالمندب را مسدود نکردند.
۷- محاسبات اشتباه امریکا: ترامپ با بازی خوردن توسط نتانیاهو، بیشترین اشتباه محاسباتی را در جنگ علیه ایران داشت. او با عدم شناخت از تاریخ، جغرافیا و فرهنگ مردم ایران، وارد نبردی شد که انتهایش به نفع او نبود. ترامپ نمیدانست مردم ایران هرگز آزادی و استقلال خود را از بیگانه تمنا نمیکنند. او فرهنگ شهادتطلبی و استقامت را در سیره ملت ایران ندیده بود و نمیدانست که ایرانیان هرگز در برابر تهاجم خارجی سر تسلیم فرود نمیآورند و تا آخرین نفس از کشورشان و عقایدشان دفاع میکنند. اشتباه ترامپ در نشناختن ایران و ایرانی بوده است.
۸- شرایط داخلی امریکا: یکی از مواردی که ترامپ را مجبور به پذیرش آتشبس و احتمالا صلح کند، شرایط و موقعیت سخت رییسجمهور امریکاست. افزایش قیمت نفت و بنزین در سطح جهانی و داخل امریکا، برگزاری رویداد مهم و تاثیرگذار بازیهای جام جهانی (که ترامپ میخواهد به نفع خود و به اسم خودش تمام کند) انتخابات میاندورهای پارلمان امریکا در ماه نوامبر ۲۰۲۶ و احتمال پیروزی دموکراتها (که میتواند بلای جان ترامپ شود) و... همه دست به دست هم داده است تا ترامپ را مجبور به پذیرش یک شکست کند.
در نهایت باید گفت جنگ امریکا علیه ایران، صرفا یک روبرویی نظامی بین دو کشور نبود بلکه تمام توان یک ابرقدرت در برابر ملتی قرار گرفت که بنا نداشت و ندارد، خاک خود را به بیگانه بسپارد و منتظر حکومتی دست نشانده و مزدور باشد هرچند به نام کمک و با پرچم دموکراسی و آزادی روی بمبهایش آمده باشد.