در ۳ ژوئن ۲۰۲۶ (۱۳ خرداد ۱۴۰۵)، مجمع عمومی سازمان ملل صحنه جالبی از کنش و واکنشهای مربوط به روابط بینالمللی معاصر بود. در این جلسه، برای عضویت پنج عضو غیردائم شورای امنیت رأیگیری شد و جالب آنکه باوجود تلاش گسترده دیپلماتیک آلمان برای پذیرفته شدن به عنوان عضو غیردائم، آن کشور رأی لازم را نیاورد. این خبر سادهای نبود. آلمان با در نظر گرفتن هزینهای که برای این انتخاب کرده بود، با شکستی دیپلماتیک روبرو شد. بازتاب سیاسی این شکست در داخل آلمان جدّی بود و احزاب مخالف، به نقد سیاستهای صدراعظم این کشور از نظر بینالمللی پرداختند.
اینکه از اروپا، اتریش و پرتغال توانستند به عضویت غیردائم شورای امنیت درآیند و آلمان موفق نبود، در سطح اروپایی نیز با واکنشهایی روبرو شد. اما ماورای عدم موفقیت آلمان و راهیابی کشورهایی مثل قرقیزستان که آن هم در رقابت سختی با فیلیپین، برای اولین مرتبه به شورای امنیت راه یافت، سؤال و پرسشی جدّی و قابل عنایت به ذهن متبادر میگردد و آن اینکه اساساً شورای امنیت چه نسبتی با روابط بینالمللی معاصر دارد؟
برای پاسخ به این پرسش باید «انتظارات استراتژیک از شورای امنیت و پویاییهای درون آن شورا» و «نقش و وزن اعضای غیردائم» و «روندهای حاکم بر شورای امنیت» را مورد بررسی قرار داد .بیتردید، شورای امنیت در پاسخ به انتظارات جهانی در حوزه استراتژیک یعنی برقراری صلح و امنیت بینالمللی، موفقیت و کارآیی نداشته است و برعکس، با عدم توانایی در حل و فصل بحرانهای خونین معاصر، از نظر حیثیت و اعتبار با چالشهای ساختاری روبروست. البته علت این پدیده، در ذات توزیع قدرت جهانی نهفته است.
شورای امنیت بازتاب قدرتهای پیروز جنگ دوم جهانی در ۸۰ سال پیش میباشد. ماهیت باشگاهی این شورا، مخصوصاً حق وتوی پنج عضو دائم یعنی آمریکا، روسیه، چین، فرانسه و بریتانیا، و تضاد منافع آنها مانعی جدّی در رسیدن به توافق در حوزههای مربوط به صلح و امنیت بینالمللی است، اما تقلیل شورای امنیت به حق وتوی پنج عضو دائم، از دقت و صحت علمی و تحلیلی برخوردار نیست. شورای امنیت پویاییهای درونی خود را داشته که در میان این پویاییها باید به بحثها، موضوعات دستورکارها و چگونگی گردش امور در شورای امنیت توجه نمود.
شورای امنیت سازمان ملل متحد، باوجود همه مخالتها هنوز نهاد مهم و مؤثری در مناسبات بینالمللی است. با وجود انتقادات شدید تقریباً همه اعضای سازمان ملل و در بحبوحه روی آوردن ایالات متحده آمریکا در دوران ترامپ به شیوهای یکجانبه، غیرقانونی، غیراخلاقی و غیرانسانی در روابط بینالمللی و تضعیف پیوسته نهادهای بینالمللی به شمول سازمان ملل متحد، هیچ عضوی از اعضای سازمان ملل، از این سازمان کناره نگرفته است بلکه برعکس، برای دستیابی به موقعیتی بهتر در این سازمان، رقابت و کشمکش سختی در جریان است که نمونه آن در همین رأیگیری برای اعضای غیردائم، در سیزدهم خردادماه منعکس است. علت آن است که شورای امنیت، هنوز بخشی از سامانه و نظام قدرت جهانی و مجموعه و منظومهای از کنشها و تصمیمگیریها به شمول اعلام تحریم و حتی اقدام نظامی در اختیار این
شورا است.
لذا عضویت در شورا برای کنشگران بینالمللی، از آلمان گرفته تا ترینیداد و توباگو که از کارائیب به عضویت غیردائم درآمد، مهم و مؤثر است. البته وزن هرکدام از کشورهای دائم و غیردائم با دیگری فرق دارد. اما این بدان معنی نیست که اعضای غیردائم اهمیت ندارند. برای اعضای غیردائم، از کشورهای کوچک گرفته تا قدرتهای میانه و بزرگ، عضویت غیردائم در شورای امنیت کارکردهای گوناگون دارد. هرچند که ابتدا به ذهن میرسد مسأله کسب پرستیژ است. از طریق عضویت غیردائم، کشورهای کوچک و متوسط، ظرفیت بینالمللی پیدا میکنند، در مباحث گوناگون شرکت میکنند و با شیوههای اثرگذاری جهانی نه تنها آشنا میشوند، بلکه سعی میکنند اثرگذار باشند. نگاهی آماری میتواند تا حدودی بر این پدیده، پرتو افکنی کند.
در سال ۲۰۲۵ شورای امنیت ۴۴ قطعنامه صادر کرد، ۲۲۵ جلسه رسمی برگزار نمود، ۱۱۵ جلسه غیررسمی منعقد کرد و حدود ۱۴ جلسه مقامات عالیرتبه، یعنی در سطح وزرا ترتیب داده شد. این جلسات به ابتکار عمدتاً اعضای غیردائم برای طرح مسائل بینالمللی راهاندازی میشود. کارکرد این جلسات ایجاد حساسیت در سطح جهانی نسبت به موضوعات گوناگون کشورمحور و مفهوم محور است. معنای این اقدامات، درگیرشدن مخصوصاً اعضای غیردائم در کنش و واکنشهای بینالمللی، افزایش ظرفیت، آگاهی و شیوههای مدیریت حلوفصل اختلافات و شکل دادن به دستورکارهای مطلوب خود است.
آنچه شایان توجه میباشد، روندهای جاری بر شورای امنیت است. باوجود کاهش توانایی در ایجاد صلح، روندی را که شاهدیم، امنیتیسازی تقریباً همه پدیدههای غیر امنیتی، از محیط زیست تا وضعیت زنان و کودکان، مخصوصاً توسط اعضای دائم غربی شورای امنیت است.روند دیگر، گسترده شدن دستور کارهای شورا است. در حال حاضر حدود ۴۶ موضوع در دستورکار شورا قرار گرفتهاند. اما روند قابل توجه دیگر، افزایش نقش جهانی کشورهای کوچک به عنوان اعضای غیردائم شورا است.
هرچه هست، شورای امنیت بخشی از سامانه قدرت در جهان است که روز به روز، متکثرتر و رنگارنگتر میشود.