بخش پایانی
دکتر کاوه فرخ
ترجمه منوچهر بیگدلی خمسه
اعراب خوزستان همانند اجدادشان در جنگ تحمیلی، به کشور خویش وفادار ماندند و به هنگام آزادسازی خرمشهر، دوشادوش سپاهیان جنگیدند.
فاجعه جنگ ایران و عراق را تا اندازهای میتوان به فلسفه آموزشی حصری و سامی شوکت نسبت داد که پیشینه آن به دهههای ۱۹۲۰ تا ۱۹۴۰ میرسد و اثر فراوان بر دشمنی اعراب با ایرانیان داشته است. گذاشته شدن عنوان مجعول بر خلیجفارس بهوسیله بلگریو ـ اوون (و حواریون آنها ازجمله پریدام، رایس یا اولسن)، بیگمان عاملی دیگر در تیزکردن آتش احساسات عربی برضد ایران است. به عقیده من، بلگریو و اوون نیز در تلفات فاجعهبار انسانی و خسارات مالی و مادی طرفین جنگ مسئولند.
این نکته هم دردناک است که جهان غرب نتوانست خطرهای پانعربیسمی را که صدام در طول جنگ اشاعه میداد دریابد، بهویژه هنگامی که صدام بارها از گازهای سمی بر ضد سربازان و مراکز غیرنظامی ایران، و همچنین علیه کردهای بیدفاع در خود عراق استفاده کرد. در این مورد، توجه به نوشته مارگولیس بیفایده نیست: «چه کسی گاز خردل و اعصاب در اختیار علی شیمیایی (حسنالمجید، پسرعموی صدام) گذاشت؟ البته غرب. در اواخر ۱۹۹۰ چهار تکنیسین انگلیسی را در بغداد دیدم که به من گفتند وزارت دفاع بریتانیا و تشکیلات اطلاعاتی ام.آی.۶ (M-I۶) به آنها در عراق «مأموریت: دادهاند تا در آزمایشگاهی سرّی واقع در سلمان پاک، سلاحهای شیمیایی و بیولوژیک، ازجمله میکرب سیاهزخم، تب کیو و طاعون تولید کنند!»
تا به امروز معدود کسانی درباره سبعیت و قساوت نیروهای صدام نسبت به غیرنظامیان ایرانی سخن گفتهاند. از سفاکیهای صورت گرفته در مورد غیرنظامیان عراقی و کویتی هم بنا به مصالح سیاسی روز یاد میشود.
ایران ستیزی بنلادن
تازهترین کسی که ایرانیستیزی از نوع حصری را ترویج میکرد، اسامه بنلادن بود که آشکارا از ایران و فرهنگ ایرانی نفرت داشت. او در عمل چنان بر افغانستان حکم میراند که گویی سرزمین خلافت شخصی اوست، و در آنجا برای از میان برداشتن فرهنگ ایرانی (زبان فارسی، موسیقی، نوروز و غیره) بهجد میکوشید. در غرب، بسیاری کسان به غلط بنلادن را متعصبی مذهبی تلقی میکردند؛ اما وی در واقع نژادپرستی بود از خمیرة ساطع الحصری، سامی شوکت و خیرالله طلفاح. بیگمان رفتار او با فارسیزبانان افغانستان، گویای مطلب است.
بسیاری از اعراب امروزی، سخت با شووینیسم عربی مخالفند. سمیر الخلیل و جورج حورانی فقید از این زمرهاند. سمیر خلیل به شووینیسم عربی حمله کرده و میراث ایرانی در فرهنگ عربی و اسلامی را یادآور شده است. رژیم صدام سالها در تعقیب او بود. جورج حورانی، دانشمند فقید عرب، نه تنها ایرانیان را به سبب نقششان در کمک به تکوین تمدن عربی میستود، بلکه در مخالفت با تلاشهایی که به انگیزه سیاسی برای تغییر نام «خلیج فارس» انجام میگیرد، سرسخت بود. پس از حمله ایالات متحده، بسیاری از عراقیها اوراق تبلیغاتی ضدایرانی صدام را از خیابانها و بناهای یادبود کندند.
هدف از این کار، از میان بردن میراث نفرت صدام از ایران بود. ایرانیان باید از این کار تجلیل کنند. گفتمان آرام و آموزش، بهترین سلاح است؛ تیغ زبان برّندهتر است از زبان تیغ. دنیای عرب و ایران میتوانند بسیار چیزها به یکدیگر عرضه کنند بگذریم از ترکیه، که پیوندهای فرهنگی و قومی استواری با ایران دارد.
مهم نیست که حواریون ساطع الحصری، سامی شوکت، سر چارلز بلگریو و رودریک اوون تا چه اندازه سختکوشاند؛ بررسی خونسردانه بایگانیهای تاریخی و عقل سلیم، مشروعیت و حقانیت پیشینه ایران را (همانند یونان، روم، هند، اروپا، اعراب، ترکها و چین) و اهمیت بزرگداشت فضایل آن را تصدیق خواهد کرد.
شما چه نظری دارید؟