مشخص نیست که این روند تا چه اندازه در دیگر کشورهای جهان رواج دارد و آیا اساساً یک جریان فراگیر و جهانی است یا بیشتر باید آن را در زمره ابتکارات خاص داخلی دانست. اگر چنین ایدهای صرفاً به عنوان یک راهکار موقتی برای ایجاد شور و همدلی اجتماعی مطرح شده باشد، شاید بتوان تا حدی آن را توجیه کرد، اما تبدیل آن به یک رویه دائمی، جای تأمل دارد.
سینما به عنوان «هنر هفتم» کارکردی فراتر از یک فضای عمومی برای گردهمایی دارد. این فضا از ابتدا برای نمایش آثار هنری سینمایی طراحی شده است. تبدیل کردن آن به محلی برای پخش زنده مسابقات ورزشی، هرچند ممکن است در کوتاهمدت به جذب مخاطب کمک کند، اما در بلندمدت میتواند به تضعیف هویت فرهنگی و هنری سینما منجر شود. اگر قرار باشد هر فضایی صرفاً به بهانه ایجاد نشاط اجتماعی یا رونق اقتصادی کارکرد اصلی خود را از دست بدهد، در نهایت با نوعی آشفتگی در تعریف نقش نهادهای فرهنگی مواجه خواهیم شد.
از سوی دیگر، اگر هدف از این اقدام، جبران رکود اقتصادی سینماها و حمایت از سینماداران است، باید پرسید چرا راهحلهای بنیادیتر و متناسبتر مورد توجه قرار نمیگیرد که آنها را سینماداران خیلی بهتر از ما میدانند. بهبود کیفیت تولیدات سینمایی، ارتقای تجربه تماشای فیلم، بازنگری در نظام اکران و توجه به نیازها و سلیقههای مخاطبان، از جمله مسیرهایی است که میتواند به شکل پایدار به رونق سینما کمک کند. اتکا به راهکارهای مقطعی و بعضاً نامتجانس، هرچند ممکن است در کوتاهمدت نتیجهبخش باشد، اما در بلندمدت نمیتواند مشکلات ساختاری این حوزه را حل کند.
نکته قابل توجه دیگر، نوع برنامهریزی و زمانبندی این رویدادهاست. کشاندن مخاطبان، بهویژه جوانان، دستکم در ساعات نامتعارف بازیهای این دوره تیم ملی به سالنهای سینما، نهتنها جذابیت خاصی ندارد، بلکه ممکن است به نوعی اجبار یا هیجان کاذب تعبیر شود. چنین رویکردی بیش از آنکه بر پایه نیاز واقعی مخاطب شکل گرفته باشد، به نظر میرسد حاصل تلاش برای اجرای ایدههایی باشد که صرفاً ظاهری نوآورانه دارند.
در نهایت، باید بر این نکته تأکید کرد که حفظ جایگاه سینما به عنوان یک نهاد فرهنگی ضروری است. نوآوری در عرصه فرهنگ، امری ارزشمند و لازم است، اما این نوآوری باید در چارچوب مأموریت و هویت آن حوزه تعریف شود. استفاده از سینما برای کارکردهایی که ارتباط مستقیمی با ماهیت آن ندارد، نهتنها به ارتقای وضعیت موجود کمک نمیکند، بلکه ممکن است به تضعیف آن نیز بینجامد. بنابراین، به نظر میرسد حل مسائل سینما نیازمند نگاهی عمیقتر، برنامهریزی دقیقتر و پایبندی به اصولی است که این هنر بر پایه آن شکل گرفته است.