مشابه این سهل انگاری بشری در ریزش ساختمان پلاسکو و در بسیاری از حوادث پیرامونی ما نیز وجود دارد.این فقط داستان بم و پلاسکو و ... نیست. در بسیاری از حوادث، بخشی از رنج را طبیعت میآفریند و بخشی دیگر را خود ما.با این حال، هرگاه سخن از اشتباهات انسانی به میان میآید، اغلب جملهای آشنا بیان میشود: «قسمت بود.» گاهی ورشکستگی را قسمت میدانیم، در حالی که حاصل یک تصمیم عجولانه بوده است. گاهی اختلاف خانوادگی را تقدیر مینامیم، در حالی که سالها گفتوگو نکردهایم. گاهی از نتایج یک اعتماد بیجا آسیب میبینیم، اما مسئولیت آن را متوجه سرنوشت میکنیم.
قرآن کریم با صراحتی کمنظیر میفرماید: «وَمَا أَصَابَکُمْ مِنْ مُصِیبَةٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ»(سوره شوری، آیه ۳۰) «بسیاری از مصیبتهایی که به شما میرسد، نتیجه عملکرد خود شماست.» این آیه نمیگوید همه رنجها محصول رفتار انسان است؛ زیرا بیماری، مرگ عزیزان، حوادث طبیعی و بسیاری از دشواریهای زندگی خارج از اختیار ماست؛ اما آیه یک هشدار مهم دارد: سهم خودمان را در تولید رنجها فراموش نکنیم.
امیرالمؤمنین علی(ع) روزی از کنار دیواری که در آستانه فروریختن بود، برخاست و فاصله گرفت. به ایشان گفتند:آیا از قضای الهی فرار میکنی؟! حضرت فرمود: «از قضای الهی به سوی قدر الهی پناه میبرم.» این جمله کوتاه، یک منشور کاهش رنج است. خداوند فقط سقوط دیوار را مقدر نکرده؛ عقل، احتیاط و پیشگیری را هم در اختیار انسان قرار داده است تا از خطرات سقوط دیوار در امان بمانیم.بخش مهمی از پروندههای حقوقی کشور، از یک امضای بدون مطالعه یا اعتماد بیجا آغاز میشود؛ بسیاری از اختلافات ارثی از گفتوگویی که هرگز انجام نشده است؛ بخش مهمی از تصادفها از یک لحظه بیاحتیاطی و بسیاری از آسیبهای اجتماعی از یک تصمیم نسنجیده.
در ادبیات دینی ما، پیشگیری همیشه بر درمان مقدم بوده است. پیامبر اکرم(ص) میفرمایند: «التَّدْبِیرُ قَبْلَ الْعَمَلِ یُؤْمِنُکَ مِنَ النَّدَمِ» «تدبیر پیش از عمل، انسان را از پشیمانی حفظ میکند.»
اگر امروز روزنامه اطلاعات از گفتمان «کاهش رنج مردم» سخن میگوید، یکی از مهمترین مصادیق آن این است که کمک کنیم مردم پیش از گرفتار شدن، آگاهتر تصمیم بگیرند و این همان امداد فرهنگی است. بسیاری از رنجها را نمیتوان حذف کرد، اما میتوان از وقوع آنها پیشگیری کرد.
کمک به مردم فقط تهیه نان و دارو نیست؛ گاهی آموزش یک نکته حقوقی، یک مهارت زندگی، یک هشدار اخلاقی یا یک تجربه اجتماعی، میتواند از سالها گرفتاری جلوگیری کند. سعدی قرنها پیش این حقیقت را در یک بیت خلاصه کرد: «سرچشمه شاید گرفتن به بیل چو پُر شد نشاید گذشتن به پیل» بسیاری از بحرانهای بزرگ، روزی یک مسئله کوچک بودهاند. شاید نخستین گام در کاهش رنج مردم این باشد که شجاعت پذیرش مسئولیت را پیدا کنیم. نه برای سرزنش خود، بلکه برای اصلاح خود. زیرا خبر خوب این است: آن بخشی از رنج که ساخته دست ماست، بیش از هر چیز دیگری قابلیت کاهش یافتن دارد.