به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از گاردین، نویسنده ایتالیایی کتاب «۸۵ ثانیه تا نیمهشب» معتقد است مشکل اصلی، ترس متقابل است: «ما در دام فقدان اعتماد متقابل گرفتار شدهایم. ما در مسیری گام برمیداریم که همه در آن هر روز مسلحتر و تهاجمیتر میشوند.» او به اتفاقات چند هفته پیش در سنتپترزبورگ اشاره میکند: «اوکراینیها با سلاحهای ناتو، سنتپترزبورگ را بمباران کردند و سعی داشتند مسکو را نیز هدف قرار دهند. بنابراین، کشوری که سلاح هستهای دارد، توسط بریتانیاییها بمباران میشود. البته نه اینکه بریتانیاییها شخصاً دکمه را فشار دهند، بلکه بمبها از بریتانیا، آلمان و فرانسه تأمین میشوند.»
چرا این موضوع برای رووِلی تا این حد ترسناک است؟ به باور روولی «این نخستین بار است که یک [ابرقدرت] دارای سلاح هستهای واقعاً بمباران میشود. این تصور که اگر سلاح هستهای داشته باشید، مورد تهاجم قرار نمیگیرید، دیگر اعتبار خود را از دست داده است.»
او استدلال میکند که مسکو مدتهاست از تهاجم غرب میترسد. یک لحظه کلیدی در سال ۱۹۶۲ رخ داد، زمانی که آمریکاییها موشکهای هستهای در ترکیه مستقر کردند. این امر خروشچف، نخستوزیر وقت شوروی را بر آن داشت تا سلاحهای هستهای را در کوبا، حیاط خلوت آمریکا، مستقر کند. اگرچه بحران موشکی کوبا با درایت خروشچف و کندی فروکش کرد، اما ترس روسیه از تهاجم غرب باقی ماند. رووِلی معتقد است پوتین از عضویت اوکراین در ناتو وحشت دارد، زیرا این امر به غرب اجازه میدهد تا در آن کشور سلاح هستهای مستقر کند؛ و به همین دلیل است که پوتین چهار سال پیش تهاجم همهجانبه خود را آغاز کرد.
رووِلی معتقد است این تهاجم روسیه، گردبادی از ترس و تقاضا برای تسلیح مجدد در اروپای غربی ایجاد کرده است: «دولت فرانسه میگوید مردم باید آماده قربانی کردن فرزندانشان باشند؛ دولت بریتانیا میگوید باید آماده جنگ باشیم؛ دولت آلمان میگوید احساسات ضدجنگ در مدارس درست نیست و باید آموزش را تغییر داد تا جنگ قابلقبولتر شود. تمامی اینها با این انگیزه صورت میگیرد که روسیه در حال حمله به اروپاست، که ادعایی پوچ است.»
آیا درس جنگ جهانی دوم این نیست که کشورهای اروپایی باید زودتر برای مقابله با یک عوامفریب گسترشطلب مسلح میشدند؟ رووِلی پاسخ میدهد: «فکر میکنم همه باید "نبرد من" (مانیفست هیتلر) را بخوانند. آن کتاب نمیگوید ما برتریم؛ بلکه میگوید ما ضعیفیم و تنها راه بقای ما این است که قویتر شویم و دیگران را مغلوب کنیم. پس آنچه خشونت نازیسم را شعلهور کرد، ترس بود.»
او معتقد است تنشهای امروز خاورمیانه نیز مبنایی مشابه دارد: «آنچه به تهاجم اسرائیل دامن میزند ترس است، و آنچه به تهاجم حماس دامن میزند نیز ترس است. پاسخ دادن به ترس با ترس و تشدید آن، به نظر من مشمئزکننده است.»
روولی میگوید: «ما فیزیکدانان، این پدیده [سلاح هستهای] را خلق کردیم. این هدیه مسموم ما به بشریت است. اما از نظر تاریخی، صدای دانشمندان در افزایش آگاهی نسبت به خطر هستهای مؤثر بوده است.»
با این حال، او اذعان میکند که فیزیکدانان نظری گاهی برای بشریت فاجعهبار بودهاند. او به هموطن خود، انریکو فرمی اشاره میکند که راه شکافتن هسته اتم را یافت: «اما این هدیه بسیار بزرگ است. بخش کوچکی از اورانیوم میتواند انرژیای آزاد کند که شهرها را نابود و تمدن را ویران کند.»
رووِلی به ملاقات نیلز بور و ورنر هایزنبرگ در سال ۱۹۴۱ اشاره میکند که منجر به این باور اشتباه در آمریکا شد که آلمان نازی در حال ساخت بمب هستهای است؛ باوری که پروژه منهتن را کلید زد و در نهایت منجر به «سوزاندن زنده ۲۰۰ هزار انسان در هیروشیما و ناکازاکی شد». او میگوید این کار نه برای پایان دادن سریعتر به جنگ، بلکه نمایشی عظیم از قدرت آمریکا بود: «فریاد گوریلی که بر سینه میکوبد تا به جنگل بگوید او از همه قویتر است.»
کتاب «۸۵ ثانیه تا نیمهشب» نوشته کارلو رووِلی توسط انتشارات پنگوئن منتشر شده است.