وی در ژوئن ۲۰۲۶، در صد سالگی، چشم از جهان فروبست و میراث آکادمیکی با ژرفایی کمنظیر از خود به یادگار گذاشت. این مترجم و دانشمند گرانقدر، با ترجمهها و پژوهشهای خود، گنجینههای ادبی ایران را، از شعر عرفانی گرفته تا آثار سترگ کلاسیک، به جهان فرانسهزبان شناساند. نامآورترین دستاورد او نخستین ترجمه کامل و همراه با تفسیر دیوان حافظ به زبان فرانسوی است که انتشارات وردیه آن را در سال ۲۰۰۶ منتشر کرد.
دوفوشهکور شعر حافظ را شاهبیت شعر غنایی فارسی در سده چهاردهم میلادی میدانست. واژگان اشعار حافظ، هم کلام عارفان زمانه اوست و هم بازتابی از جشنهای درباری، سربازان، شکار، تجارت، باغ، کوچه و بازار. اما بیش از هر چیز، سرودههای او لبریز از اشتیاق تماشای رخ «یار» است؛ اشتیاقی که تمامی واقعیتهای جهان فقط بر آتش آن دامن میزنند.
اگر حافظ در ایران از محبوبیتی مردمی و همیشگی برخوردار است، شاید به این دلیل باشد که «عشق» در آثار او جایگاهی چنان والا دارد که گویی مرزهای میان امر انسانی و امر قدسی را فرومیریزد.
سالهاست که ترجمه فرانسوی دوفوشهکور از حافظ را خواندهام و از دقت و توجه او به ژرفای شعر حافظ شگفتزدهام. در این ترجمه کامل از دیوان حافظ، تمامی دانش و تبحر مترجم در خدمت زیبایی زبان قرار گرفتهاست تا مخاطب بتواند برداشتی شخصی و عمیق از این اشعار داشتهباشد.
فراهم آوردن این ترجمه سترگ و ماندگار، با بیش از ۱۲۰۰ صفحه شرح و تعلیقات، حدود ۲۰ سال زمان برد. او با شجاعتی تمام، قدم در «ورطه ژرف» حافظ گذاشت و ثابت کرد که ترجمه شعر، بدون درک جهانبینی و اخلاق شاعر، غیرممکن است.
مترجم در این اثر، ضمن حفظ زیبایی شاعرانه و عمق معنوی و عرفانی غزلها، به تبیین بستر تاریخی، ادبی و فلسفی آنها پرداخته است. دوفوشهکور برای روشن شدن بافت تاریخی، فلسفی و کلامی و نیز معانی دوپهلو و عارفانه مختص آن دوران، برای هر بیت حاشیه و شرح نوشتهاست.
او در ترجمه خود، سخت وفادارانه به سنت ایرانی عمل کردهاست. بهعنوان نمونه، مفهوم پیچیده «رند» فرزانهای آزاداندیش که ریاکاران اغلب او را لاابالی میپندارند را با واژه «libertin» بهمعنای «آزاداندیش» یا «وارسته از قیود» ترجمه کرد.
او همچنین واژه «معشوق» را در زبان فرانسوی با معادل «Aimé» و با حرف آغازین بزرگ نوشت تا ایهام همیشگی شعر حافظ میان عشق زمینی و انسانی و عشق آسمانی و عارفانه را به مخاطب فرانسوی منتقل کند. این نگاه جامع ثابت میکرد که او ادبیات را فقط در آرایههای ظاهری آن نمیجست، بلکه آن را در ریشههای عمیق اخلاقی و معنویاش دنبال میکرد.
دوفوشهکور به مخاطب غربی نشان داد که چه مبانی فکری عمیقی در پس این ادبیات غنی نهفته است. او به ما آموخت که ادبیات فارسی فقط یک رشته دانشگاهی نیست، بلکه زبانی برای گفتوگوی مسالمتآمیز میان ملتهاست.
دوفوشهکور اغلب میگفت حافظ «یقه او را رها نمیکند». به باور او، حافظ به وی امان نمیداد؛ زیرا وقتی مطالعه و ترجمه این اشعار را آغاز کرد، اسیر زیبایی، پیچیدگی و عمق این اثر شد و دیگر نمیتوانست بهسادگی «کتاب را زمین بگذارد» و سراغ کار دیگری برود.
او با فروتنی مثالزدنی از حافظشناسان بزرگ ایرانی آموخت و دانش خود را با نگاهی فرانسوی، اما با دلی ایرانی، به جهان عرضه کرد. او برای ما نهفقط یک شرقشناس، بلکه هموطنی معنوی بود که «جام جم» ادبیات ایران را یافت و آن را به تمامی جهان نشان داد.
این ترجمه جوایز متعددی را برای او به ارمغان آورد؛ از جمله جایزه ترجمه شعر نلی زاکس در سال ۲۰۰۶، جایزه سال جمهوری اسلامی ایران در سال ۲۰۰۷ و مدال مرکز پژوهشهای حافظشناسی شیراز. حافظ، به دلیل پیچیدگی و غنای آثارش، برای دوفوشهکور تعهدی به درازای یک عمر بود.
وی با تکیه بر دقتنظر و نگاه علمی خود، به مخاطبان فرانسویزبان کمک کرد تا از نگاه صرفاً شرقشناسانه یا رمانتیک به شعر فارسی فراتر بروند و به درکی عمیق از انسجام فکری، ژرفای معنوی آن، شامل عرفان و تصوف و زیبایی زبانیاش دست یابند. دوفوشهکور نسلهای متعددی از دانشجویان را پرورش داد و اثری عمیق بر مطالعات ایرانی در فرانسه و اروپا بر جای گذاشت.
بهطور خلاصه، شارل-هانری دوفوشهکور تجسم پلی علمی و ارزشمند میان فرهنگ فرانسه و سنت هزارتوی فارسی است که با سهم استثنایی خود در انتقال کلام حافظ به زبان فرانسوی، میراثی گرانبها برای هرکس که به زبان، شعر و معنویت ایرانی علاقهمند است، به یادگار گذاشت. نام شارل-هانری دوفوشهکور در حافظه تاریخ ایران و میان صفحات دیوانهایی که بر آنها شرح نوشت، جاودان خواهد ماند.