شخصیتهای بزرگ و تاثیرگذار در تاریخ بشر، ابعاد گسترده دارند. به این معنی که هم به لحاظ خودسازی توفیقهای زیادی کسب کردهاند و هم در ارتباط با مسئولیتهای اجتماعی سربلند بیرون میآیند. همه شخصیتهایی که با تاثیرگذاری خود جامعه را یک گام جلوتر بردهاند، مصالح عمومی را در زندگی شخصی مد نظر داشتهاند که آیتالله خامنهای از این قاعده مستثنی نبودند.
رهبر شهید از ابتدای جوانی به لحاظ خودسازی توفیق بسیار زیادی داشتند و توانسته بودند نفس خود را در کنترل داشته باشند که باید گفت این یکی از عوامل اصلی موفقیت رهبر شهید در حکمرانی به شمار میرود. آن هم در شرایطی که خودسازی موجب انزوای افراد میشود.
امام شهید همواره برای آگاهی جامعه ارزش فوقالعاده قائل بودند. همچنین در سختترین شرایط و فشارهای فراوان، لحظهای از اینکه در مقام حل مسائل ذهنی بربیایند، دریغ نکردند.
زمانی که انقلاب در آستانه پیروزی بود، به سئوالهای قاطبه مردم جواب میداد. همچنین در جنگ عراق به ایران هم به جمع صاحبنظران رفته بود تا از نقطهنظراتشان آگاه شود که این مصداق بارز احترام به دانش و آگاهی جامعه محسوب میشود. بنده در جوانی شاهد این ویژگی بارز ایشان بودهام.
رهبر شهید انقلاب هرگز منویات خودش را به جامعه تحمیل نکرد. یعنی جمعبندی کارشناسی خودش را به مردم نقبولاند و نخواست نظرش را به افکار عمومی تحمیل کند. آن هم در حالی که افتخار غالب رهبران سیاسی این است که جلوتر از جامعه هستند و این برایشان مایه مباهات و فخرفروشی است!