وحید خانه ساز
اهالی موسیقی به هر شکل ممکن در حال گذران زندگی هستند، اما این مسیر با دشواریهای فراوانی همراه است. در سالهای اخیر بارها درباره شرایط نامناسب معیشتی اهالی موسیقی، بهویژه در دورههای بحران و تعطیلی فعالیتهای هنری، صحبت شده است. در بسیاری از مواقع این هنرمندان موسیقی هستند که ناچار میشوند فعالیتهای خود را متوقف کنند و تا بازگشت شرایط مساعد، چشمانتظار بمانند.
این در حالی است که بخش بزرگی از جامعه هنری معاصر ایران را موزیسینها تشکیل میدهند و فعالیت آنان فقط محدود به پایتخت نیست. موسیقی اقوام مختلف ایران با پیشینهای به قدمت تاریخ، بخش مهمی از میراث فرهنگی کشور را تشکیل میدهد. اقوام فارس، ترک، کرد، لر، بلوچ و دیگر گروههای قومی، بر اساس فرهنگ، اقلیم، آیینها و مناسبات اجتماعی خود، دارای موسیقی ویژه، مقامها و نواهای متعدد و سازبندیهای متنوع هستند.
با این حال، نبود حمایت و نظارت جدی از موسیقی نواحی و فعالان این حوزه، یکی از چالشهای مهم امروز است. بسیاری از این هنرمندان فقط زمانی مورد توجه قرار میگیرند که جشنواره یا برنامهای مرتبط با موسیقی برگزار شود. ادارههای فرهنگ و ارشاد استانها و انجمنهای موسیقی نیز آنگونه که باید پیگیر وضعیت این هنرمندان نیستند.
از سوی دیگر، موسیقی نواحی که نسل به نسل و سینهبهسینه منتقل شده، میراثی ارزشمند است که بیتوجهی به آن میتواند خطر تحریف یا فراموشی آیینهای موسیقایی را افزایش دهد.
در همین زمینه با «عزیز تنها»، نوازنده دوتار، مدرس موسیقی و پژوهشگر موسیقی خراسان درباره فعالیتهای شخصی، وضعیت موسیقی نواحی، چالشهای معیشتی هنرمندان و ظرفیتهای این میراث کهن گفتگو کردهایم در پی می خوانید:
****
مدتهاست خبرهای جدی از اهالی موسیقی نواحی منتشر نمی شود؛ با این حساب از فعالیتهای خودتان طی یکی دو سال گذشته بگویید.
-واقعیت این است که طی دوسال گذشته بیشتر مشغول آموزش به هنرجویان موسیقی مقامی خراسان بودم؛ البته نه اینکه کارهای دیگری در زمینه موسیقی نکرده باشم ،به هرحال مشغول فعالیت بوده ام و حال نیز با همه دشواری ها ادامه می دهم. از
فعالیت های تولیدی ام می توانم به قطعاتی مثل «فردوسی» که مربوط به شاهنامه فردوسی است و بر اساس موسیقی خراسانی ساخته می شود را مثال بزنم که البته اکنون در مرحله ضبط است. در زمینه انجام کارهای پژوهشی طی یکی دو، سال گذشته اگر به صورت متفرقه فرصتی پیش میآمد نیز باز هم مقامهایی را از موسیقی خراسان بررسی و جمع آوری میکردم؛ اما نسبت به
سال های گذشته کم کارتر شده ام.
شما در هر وضعیتی مشغول فعالیت هستید. دلیل اصلی این کم کاری چیست؟ مانند بسیاری از اهالی موسیقی بی انگیزه
شده اید؟
-واقعیت این است که . نسبت به سال های گذشته کمتر کار کرده ام.این کم کار شدن دلایل مختلفی دارد که مهمترین آنها نبود حمایت ها از سوی نهادهای متولی مختلف است. البته این را هم بگویم که در این زمینه هیچ وقت حمایتی وجود نداشته و
فعالیت هایم در گذشته نیز به صورت مستقل و شخصی بوده است.
پس مشکل چیست؟
-موضوع این است که طی یکی، دو سال گذشته با توجه به دشوار شدن شرایط و اوضاع اقتصادی کاری از پیش نرفت!
به هرحال جنگ دوازده روزه و در ادامه جنگ رمضان را باید عامل اصلی بیکاری هنرمندان دانست.
در این مدت اجراها و کنسرتها یا تعطیل بوده یا با توجه به شرایط سخت زندگی حال و انگیزه ای برای اجرا نبوده است.از طرفی در زمینه آموزش، در آموزشگاه ها هم این مشکل وجود داشته و هنوز هم ادامه دارد. هنرجویان با توجه به شرایط سخت اقتصادی کمتر می توانند از عهده
شهریه های آموزشگاه ها بر آیند و آموزشگاه نیز از عهده اجاره و هزینه های جاری بر
نمی آید! دوستانی دارم که آموزشگاه هایشان را تعطیل کرده و مشغول کار دیگری شده اند.
در تمام ایام جنگ نهادهای فرهنگی
زیر مجموعه وزارت ارشاد و موسسات دولتی مشغول تولیدات آثار ملی میهنی بودند. آیا اداره ارشاد خراسان رضوی و تربت جام به این سمت و سو رفته بود که با همکاری اساتید به تولید آثار ملی میهنی بپردازد؟
-متاسفانه طی دوران جنگ مسئولان در تهران از اهالی موسیقی نواحی و نوازندگان و استادان سراغ نگرفتند تا به این واسطه آیین های حماسی موسیقی استان ها و اقوام به چشم آید. باید بگویم همیشه همینطور بوده است؛ نه فقط در دوران جنگ! هیچ گاه از هنرمندان موسیقی نواحی کشورمان سراغی گرفته نمی شود. خودتان می دانید که قبلا هم اخبار درستی از اهالی موسیقی نواحی و تلاش هایشان در رسانه ها ارائه نمی شد.
موسیقی خراسان که میراثی در خانواده شما محسوب می شود تا چه حد برای حوادثی چون جنگ، مقام های آیینی دارد؟ کمی درباره این نواها و آواهای کهن توضیح دهید. به هرحال اقوام مرزنشین همواره در آماج حملات دشمنان بوده اند و ساز و نوا همواره یکی از ملزومات روحیه بخشیدن به آنها بوده است.
در موسیقی خراسان مقامها و آیین های زیادی در زمان حمله دشمن و ایستادگی وجود دارد؛ مثل مقام مشق «پیلتان» که به معنای تمرین و رژه دلاوران و سرداران و سربازان است. این مقام ریشه ای کهن در دورانها ی گذشته داشته است. یا می توانم بازی و آیین چوب بازی را مثال بزنم که در واقع نبردیمیان «خیر» و «شر» است. مقام دیگری داریم که«راه جنگ» عنوان دارد و به مقامهای سرنا و دهل و آیینهای موسیقی میدانی ارتباط دارد.
آیینهای سوگ نیز یکی از بخشهای کهن موسیقی فولکلوریک( فرهنگ عامه) ایران است. آیا در فقدانهای بزرگ تاریخی، بهویژه در دوران معاصر، از این آیینها استفاده کردهایم؟ درباره این مقامها و قطعات توضیح دهید.
-قطعا خراسان چنین موسیقیهایی دارد. مقامهایی که بسیار حزنانگیز و تاثیرگذار هستند و در بسیاری از مواقع برای سوگ عزیزان خوانده و نواخته میشوند. همچنین اشعاری داریم که با همین مضامین در مقامهای موجود قابلیت اجرا دارند.
میتوانید مثالی از این مقامها و اشعار بیاورید؟
-مثلا این شعر در مقام خداحافظی اجرا میشود: «ای عزیز با عزت میروم خداحافظ/ سوی منزل غربت میروم خداحافظ/نیست حاجت گفتن دوستان همه رفتند/هم به ما رسید نوبت میروم خداحافظ». البته این شعر دارای ۱۵ بیت است که از طرف فرد درگذشته خوانده میشود. به جز اینها، مقام های دیگری نیز داریم، مثل؛ «مندحسین و ننه گل محمد» یا همان محمد حسین و ننه گل محمد. اینها نمونه شخصیت هایی هستند که در موردشان اشعار و مقام هایی وجود دارد.
-موسیقی فولک اقوام مختلف ایرانی تا چه حد جای آن را دارد که با سبک های دیگر ترکیب شود. ایا اصلا با این کار موافق هستید؟
موسیقی نواحی مختلف ایران قابلیت های بسیار دارد که متاسفانه از آنها بهره نبرده ایم. کلا نسبت به موسیقی فولکوریک ایران
بی توجهی هایی وجود داشته است. در زمینه تلفیق که در سئوالتان به آن اشاره کردید کارهای کمی انجام شده است یا در برخی مناطق کاری صورت نگرفته است! اما به هر حال موسیقی نواحی ایران ظرفیت بسیار بالایی دارد و این قابلیت را دارد که با سایر ژانرهای موسیقی تلفیق و ترکیب شود. در این زمینه کارهای زیادی می توان انجام داد که متاسفانه تا به امروز این گونه نبوده است.
و سخن آخر؟
-برای حال بد موسیقی و اوضاع نابسامان هنرمندان عرصه نواحی آرزوی بهبود دارم. از شما نیز بابت این گفتگو ممنونم.
شما چه نظری دارید؟