یکشنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۸:۳۰
نظرات: ۰
۰
-
[آیدا صالحی] شنیدن صدای رنج مردم

در عصر ارتباطات و حکمرانی داده‌محور، فضای مجازی دیگر صرفا بستری برای تبادل اطلاعات روزمره یا سرگرمی نیست؛ بلکه به کانون اصلی مطالبه‌گری، جامعه‌پذیری سیاسی و کنشگری مدنی تبدیل شده است...

در عصر ارتباطات و حکمرانی داده‌محور، فضای مجازی دیگر صرفا بستری برای تبادل اطلاعات روزمره یا سرگرمی نیست؛ بلکه به کانون اصلی مطالبه‌گری، جامعه‌پذیری سیاسی و کنشگری مدنی تبدیل شده است. مطالبه‌گری آنلاین بستری نوآورانه، شفاف و دور از خشونت فراهم می‌کند تا آحاد جامعه بتوانند صدای اعتراض و خواسته خود را در چارچوبی صلح‌آمیز و ساختارمند به گوش تصمیم‌گیرندگان برسانند. این الگوی نوظهور، جایگزینی مدنی برای اعتراضاتی است که در صورت مسدود بودن مجاری گفتگو، معمولا به سطح خیابان کشیده شده و هزینه‌های سنگین مادی، معنوی و امنیتی به همراه می‌آورند. در مقابل، کنشگری دیجیتال با تمرکز بر مسائل مشخص، هزینه‌های مشارکت را برای تک‌تک شهروندان کاهش داده و امکان چانه‌زنی مدنی و گفتگوی مسئولانه را فراهم می‌سازد.

تجربه جهانی نشان می‌دهد که پذیرش این بسترها توسط ساختارهای حکمرانی، نه یک تهدید، بلکه فرصتی بی‌نظیر برای تقویت دموکراسی مستقیم و ارتقای سرمایه اجتماعی است. پلتفرم بین‌المللی «changeorg» با میلیون‌ها مخاطب در سراسر جهان، بارها اصلاح قوانین مدنی، زیست‌محیطی و حقوق مصرف‌کنندگان را رقم زده است. در بریتانیا، سامانه رسمی دادخواست‌های پارلمان (UK Parliament Petitions) تضمین می‌کند که هر طومار با ۱۰ هزار امضا پاسخ رسمی دولت را دریافت کند و با رسیدن به ۱۰۰ هزار امضا، مستقیما در صحن پارلمان به مناظره گذاشته شود؛ الگویی مشابه آنچه کاخ سفید با سامانه «We the People  » پیاده کرد تا مطالبات مستقیم مردم به آیین‌نامه‌های اجرایی و دستورکارهای قانونی تبدیل شود. این تجربه‌ها اثبات می‌کنند که وقتی ابزار رسانه و فناوری در خدمت مطالبات شفاف قرار گیرد، اعتراض صلح‌آمیز، به منطقی‌ترین و اثرگذارترین راهکار اصلاح امور تبدیل می‌شود.

در ایران نیز پلتفرم «کارزار» گامی در جهت نهادینه‌سازی این فرهنگ مدنی برداشته است. کارزار نشان داد که جامعه ایرانی برای پیگیری خواسته‎های خود از مجاری صلح‌آمیز، دقیق و قانونی، از بلوغ مدنی بالایی برخوردار است. یکی از مهم‌ترین و شگفت‌انگیزترین ابعاد این پلتفرم، عادلانه‌سازی صدای مطالبات و شکستن تک‌صدایی کلان‌شهرهاست؛ جایی که فراتر از موضوعات ملی، حتی صدای دورافتاده‌ترین مناطق نیز شنیده می‌شود.

وقتی اهالی یک روستای محروم برای حل بحران آب آشامیدنی، تعمیر آسفالت جاده‌ای یا تأمین تجهیزات یک درمانگاه محلی کارزار راه می‌اندازند، این خواسته نه‌تنها مستقیما روی میز مسئولان مربوطه قرار می‌گیرد، بلکه به گوش آحاد مردم در سراسر کشور می‌رسد. این آگاهی‌بخشی عمومی، نوعی همبستگی ملی ایجاد می‌کند و باعث می‌شود خواسته آن روستا دیگر یک دغدغه فراموش‌شده در جغرافیایی دوردست نباشد، بلکه به یک مطالبه مدنی با پشتیبانی هزاران هموطن تبدیل شود.

با این همه، حلقه‌ای مفقوده در این زنجیره مطالبه‌گری به چشم می‌خورد که نیازمند توجه فوری سیاست‌گذاران است: جای خالی یک بستر و الزامات قانونی روشن برای پیگیری و پاسخگویی به این مطالبات. در شرایطی که دستگاه‌های قانونی و نهادهای تصمیم‌گیر، بخش عمده‌ای از توان خود را صرف تصویب طرح‌ها و مصوبه‌های تمرکزیافته بر کنترل فضای مجازی یا مباحث نفوذ می‌کنند، جای مصوبه‌ای جامع که مسئولان را مکلف به پاسخگویی در برابر مطالبات امضاشده مردم کند، به شدت خالی است. اگر به جای اولویت دادن به طرح‌های محدودکننده، مصوبه‌ای حمایتی با همفکری، مشارکت و دیدگاه‌های کارشناسی حقوقدانان، وکلا و جامعه‌شناسان به تصویب می‌رسید، چارچوبی دقیق و الزام‌آور برای رسمیت‌بخشی به دادخواست‌های مردمی شکل می‌گرفت. چنین تدبیری نشان می‌داد که تحلیل دقیق آسیب‌های اجتماعی و اصول حقوقی شهروندی، مبنای قانون‌گذاری قرار گرفته است.

از سوی دیگر، جامعه‌ای که فشارهای سنگین اقتصادی و روانی ناشی از دوران پس از جنگ و بحران‌های حاکم بر منطقه را صبورانه تحمل کرده، بیش از هر زمان دیگری نیازمند احساس همبستگی، پشتیبانی و شنیده‌شدن است. در چنین برهه حساسی، تدوین و اجرای چنین طرح‌ها و قوانینی از سوی دولت و مجلس، پیام روشن و آرامش‌بخشی به مردم مخابره می‌کند: این که حاکمیت واقعا هوای مردم را دارد و صدای رنج‌ها، مطالبات و درخواست‌های آن‌ها را می‌شنود. ایجاد چنین دلگرمی بزرگی می‌تواند سرمایه اجتماعی ازدست‌رفته را ترمیم کند و اعتماد متقابل میان جامعه و نهاد قدرت را در سخت‌ترین روزها احیا کند.

برچسب‌ها

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی