سه‌شنبه ۱۷ شهریور ۱۴۰۵ - ۲۰:۳۰
نظرات: ۰
۱
-
هند امروز چگونه می‌اندیشد؟

تلقی بسیاری از نخبگان کشور ما از هند، عمیقاً تحت تأثیر هند قبل از دو سه دهه اخیر است. نکته مهمتر اینکه در خلال این مدت، هند پیوسته از هندِ دوران نهرو، ایندیرا گاندی و حتی هندِ دوران فرزندش راجیو گاندی، فاصله گرفته است. جریانی که ادامه خواهد یافت. 

دکتر محمد مسجدجامعی. هند امروز به‌ویژه طی دو دهه اخیر و از اواخر دهه ۱۹۹۰، ارتباط چندانی با گذشته این کشور ندارد. هند پس از استقلالش در ۱۹۴۷ در مسیری قرار داشت و هم‌اکنون در مسیر کاملامتفاوتی قرار دارد. تلقی بسیاری از نخبگان کشور ما از هند، عمیقاً تحت تأثیر هند قبل از دو سه دهه اخیر است. نکته مهمتر اینکه در خلال این مدت، هند پیوسته از هندِ دوران نهرو، ایندیرا گاندی و حتی هندِ دوران فرزندش راجیو گاندی، فاصله گرفته است. جریانی که ادامه خواهد یافت. 
جهان‌سوم‌گرایی
۱ـ‌ زمینه‌ساز این تحولات به متن جامعه هند و گسلهای درونی اش بازمی‌گردد. اگرچه این گسلها تا پیش از قدرت‌یابی راست‌گرایان هندو، چندان چشمگیر و حساسیت‌برانگیز نبود. این وضعیت تا حدی به خصوصیات جامعه هند مربوط می‌شود. جامعه‌ای که از آستانه تحمل بالا، صبوری و نوعی محافظه‌کاری ذاتی برخوردار است، گسلهایش کمتر به صورت آشکار و تنش‌زا، بروز می‌یابد. 
با روی کار آمدن جریان‌های راست‌گرا، به‌ویژه «حزب جاناتا»، تلاش شد این گسلها از نظر کمّی و کیفی برجسته‌تر و عمیق‌تر شوند. مهمترین این گسلها، شکاف میان هندوئیسم و هندوها از یک سو و اسلام و مسلمانان از سوی دیگر است. ازاین‌رو، هندِ کنونی با وجود تحولات چشمگیر در حوزه‌های اقتصادی، تجاری، صادراتی و علمی و توسعه‌ای، مسیری متفاوت از چین پیموده است. تحولات کنونی هند، برخلاف چین، پیوندی روشن و مستقیم با کلیّت واقعیت‌های تاریخی و فرهنگی و تمدنی این کشور ندارد.
هند پس از استقلال، تحت رهبری جواهر لعل نهرو (۱۸۸۹ ـ ۱۹۶۴)قرار داشت. جواهر لعل نهرو شخصیتی ترقی‌خواه و از بنیان‌گذاران «جنبش عدم تعهد» در نیمه نخست دهه ۱۹۵۰بود. دیدگاه او، همانند رهبرانی چون احمد سوکارنو، مارشال تیتو و جمال عبدالناصر (که از افراد تأثیرگذار در شکل‌گیری کنفرانس باندونگ و جنبش عدم تعهد بودند)، بر این اصل استوار بود که کشورهای جهان سوم باید مستقل از دو ابرقدرت آن زمان، مسیر سیاسی خود را دنبال کنند و از وابستگی به هر یک از دو بلوک، پرهیز داشته باشند. این رویکرد تنها به شخص نهرو محدود نماند؛ دخترش ایندیرا گاندی نیز پس از او کم‌وبیش همین نگرش را ادامه داد. 
افزون بر این، «حزب کنگره» که نهرو و خاندان گاندی به آن تعلق داشتند و از اواخر قرن نوزدهم سابقه فعالیت داشت، در مجموع چنین رویکردی را تعقیب می‌کرد. رویکردی مبتنی بر نوعی «جهان‌سوم‌گرایی»، ترقی‌خواهی در سیاست خارجی و سوسیالیسم معتدل در سیاست داخلی. 
با پیروزی انقلاب اسلامی در اوایل سال ۱۹۷۹، ایران به‌سرعت به جنبش عدم تعهد پیوست و در سیاست خارجی خود نیز تا اندازه زیادی رویکردی جهان‌سوم‌گرایانه را دنبال کرد.
در چنین موقعیتی، کشوری بزرگ و تا اندازه‌ای تأثیرگذار همچون هندِخانم ایندیرا گاندی که به اندیشه جهان‌سومی متعهد بود، برای بسیاری از شخصیت‌های سیاسی ایران، مطلوب به نظر می‌رسید. این اهمیت از آن جهت بیشتر می‌شد که هند در حوزه‌های مختلف، از کشاورزی گرفته تا مجموعه‌ای از صنایع، از ظرفیت‌هایی برخوردار بود که می‌توانست برای ایران مفید باشد. ازاین‌رو، گرایشی جدی به توسعه مناسبات با هند شکل گرفت و روابط دو کشور در زمینه‌های مختلف، از جمله تعاملات اقتصادی، رشد معتنابهی یافت. 
بخشی از این تعاملات به‌صورت مستقیم با خود هند انجام می‌شد و بخشی دیگر به‌ طور غیرمستقیم و از طریق کشورهای حاشیه خلیج فارس و به‌ویژه امارات. در نتیجه، حجم عمده ای از واردات ایران در عمل، منشأ هندی داشت. در مجموع، روابط ایران و هند در حوزه‌های مختلف فعال بود و اراده سیاسی، خصوصاً از جانب ایران، برای فعال نگاه‌داشتن و گسترش آن نیز، به‌ طور جدی وجود داشت.
تغییر وضعیت اقتصادی
۲ـ هند امروز با هند آن دوران، به‌ویژه در زمان نهرو و ایندیرا گاندی، بسیار متفاوت شده است. این دگرگونی صرفاً ناشی از قدرت‌یابی حزب جاناتا نیست، بلکه در بخشهای مختلف مدیریتی کشور ـ اعم از حوزه‌های سیاسی، نظامی و امنیتی، روابط بین‌الملل و نیز عرصه‌های تجاری و اقتصادی ـ جریان‌هایی به‌شدت راست‌گرا، قدرت یافته‌اند. هم‌اکنون با هند متفاوتی مواجه هستیم که سیاست‌هایش در همین چارچوب جدید، شکل می‌گیرد. بر این اساس، برای فهم هندِ راست‌گرای امروز باید عوامل و زمینه‌های شکل‌گیری این راست‌گرایی بررسی شود؛ به‌ویژه از آن جهت که این پدیده را نمی‌توان جریانی موقتی دانست، بلکه با مسئله‌ای ریشه‌دار، ساختاری و تداوم‌یابنده روبرو هستیم.
به‌ طور خلاصه، یکی از مهمترین زمینه‌های تحول هند را باید در تحولات اقتصادی این کشور جستد. هند تا پیش از اصلاحات اقتصادی، اقتصادی نسبتاً بسته داشت؛ وضعیتی مشابه الگوی رایج در بسیاری از کشورهای سوسیالیستی. در این میان، نخست‌وزیر،مانموهان سینگ که پیشتر مدتی وزیر اقتصاد هند بود و به جامعه «سیک» تعلق داشت، نقش مهمی در گشایش اقتصاد هند ایفا کرد. این تحول در دهه ۱۹۹۰ و در زمانی رخ داد که بسیاری از کشورهایی که دارای اقتصادهای بسته بودند، به‌تدریج به سمت آزادسازی اقتصاد حرکت می‌کردند. کشورهای عضو اتحاد شوروی و کشورهای اروپای شرقی از نمونه‌های روشن این روند بودند.
هند نیز در همین بستر، فرایند باز کردن اقتصاد خود را آغاز کرد. تجربه این بازشدگی برای هند مثبت بود و در عین حال، به شکل‌گیری گروه‌ها و نسل جدیدی، به‌ویژه در میان جوانان، انجامید که با نسلهای پیشین تفاوت داشتند. این نسل جدید به ‌طور مستقیم‌ وارد اقتصاد جهانی شد و این ورود، چنان‌که اشاره شد، با استقبال و موفقیت بسیاری نیز همراه بود.
یکی از عوامل مهم موفقیت این فرایند آن بود که بخش عمده ای از تحصیل‌کردگان هندی به زبان انگلیسی تسلط داشتند و این ویژگی همزمان با گسترش فضای مجازی و فنّاوری‌های کامپیوتری اهمیت بیشتری یافت. در نتیجه، بسیاری از شرکت‌ها، افراد و حتی بنگاه‌های کوچک در کشورهای توسعه‌یافته، بخشی از امور تخصصی خود را که انجام آنها در کشورشان هزینه بالایی داشت، با هزینه‌ای بسیار کمتر به نیروهای هندی واگذار می‌کردند. این فعالیت‌ها طیف متنوعی را در بر می‌گرفت؛ از تهیه برنامه‌های کامپیوتری گرفته تا انجام برخی امور تخصصی و حتی تنظیم لوایح حقوقی. 
به این ترتیب، فضای مجازی و فناوری‌های جدید، فرصت‌های اقتصادی گسترده‌ای برای جامعه هند، به‌ویژه برای جوانان تحصیل‌کرده فراهم ساخت. جامعه‌ای که بخشهایی از آن در عین برخورداری از نیروی انسانی توانمند، با فقر و بیکاری مواجه بودند. ازاین‌رو، تحول رخ‌داده صرفاً به بازشدن اقتصاد محدود نماند، بلکه خود جامعه هند نیز بیش از گذشته در درون تحولات جهانی قرار گرفت و بسیاری از دانشجویان و تحصیل‌کردگان این کشور عملاً در فضای عمومی اقتصاد و فرهنگ جهانی قرار گرفتند.
راست‌گرایی 
۳ـ اصولاً در بسیاری از کشورهای جهان سوم، به‌ویژه در جوامعی که از تاریخ و تمدن قابل احترام و افتخاری برخوردار هستند، شدت گرفتن تحولات اقتصادی، نسلهای جدید را به گرایش‌های راست‌گرایانه متمایل می‌سازد. البته «راست‌گرایی» در اینجا می‌تواند معانی مختلفی داشته باشد، اما یکی از ویژگی‌های مهم آن، تأکید بیشتر بر هویت خویش و بازگشت به میراث تاریخی و فرهنگی است. در هند نیز چنین روندی شکل گرفت و زمینه برای رجوع و تأکید بیشتر بر میراث «هندویی»، و نه اسلامی، تقویت شد. 
در کنار این تحول، مجموعه‌ای از واقعیت‌های دیگر نیز وجود داشت که بر سیاست هند تأثیر می‌گذاشت. یکی از مهمترین عوامل، رقابت و بلکه خصومت مستمر هند با پاکستان بود که همواره یکی از مؤلفه‌های اثرگذار بر جهت‌گیری‌های سیاسی و امنیتی این کشور به شمار می‌رفت.
عامل دیگر، مسئله کشمیر است.
و عامل سوم، رشد ناگهانی و سریع گروه‌های جهادی است که از دهه ۱۹۹۰ گسترش یافت. 
این گرایش‌ها، تا اندازه‌ای بر بخشی از مسلمانان هند و نیز جوانان کشمیری تأثیر گذاشت. 
گروه‌های جهادی
فارغ از داوری درباره حقانیت یا عدم حقانیت مطالبات آنان و بر اساس برخی شواهد، دولت پاکستان کوشید از طریق «گروه‌های جهادی»، هند را در مناطق مختلف تحت فشار قرار دهد. در فضای اواخر دهه ۱۹۹۰ و دو دهه پس از آن که فعالیت گروه‌های تکفیری و جهادی در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی به اوج رسیده بود، مقامات راست‌گرای هند تلاش کردند از این وضعیت عمومی بهره برگیرند و خود را هم‌سرنوشت با کشورهای توسعه‌یافته‌ای نشان دهند که آنها نیز از فعالیت‌های جهادی متأثر شده بودند. در این چارچوب، نوعی هم‌ذات‌پنداری سیاسی با آمریکا و کشورهای اروپایی شکل گرفت؛ با این استدلال که هند نیز همانند آنها با تهدید گروه‌های جهادی مواجه است.
در کنار اسرائیل
بخش دیگری از این تحول به تمایل زیاد برخی از مقامات راست‌گرای هند برای نزدیکی به کشورهایی بازمی‌گردد که در حوزه فناوری‌های نوین، به‌ویژه فناوری‌های کامپیوتری، از جایگاه برتری برخوردار بودند؛ در رأس این کشورها آمریکا و همچنین اسرائیل قرار دارند. ازاین‌رو، بخشی از جریان راست‌گرای هند کوشیده است مناسبات خود را با این دو کشور گسترش دهد و، مهمتر از آن، از نظر فکری و سیاسی نیز، به جریان‌های راست در کشورهای توسعه‌یافته نزدیک شود. 
حاصل مجموعه این تحولات این بود که الگوی مدیریتی و ایدئولوژیک هند به‌تدریج از الگوی حاکم بر حزب کنگره و شخصیت‌هایی چون نهرو و ایندیرا گاندی فاصله بگیرد. یکی از پیامدهای این تغییر، گسترش چشمگیر روابط هند در حوزه‌های مختلف با کشورهایی چون امارات و به‌ طور کلی، با دولت‌هایی است که روابط نزدیکی با اسرائیل دارند و از متحدان مهم آمریکا به شمار می‌آیند. تا آنجا که برخی از داوطلبان هندو در کنار سربازان اسرائیلی پس از داستان هفتم اکتبر می‌جنگیدند و تعدادی از آنان نیز کشته شدند! 
در برابر چین
۴ـ نکته مهم دیگری که در این میان باید مورد توجه قرار گیرد، رشد چشمگیر و نگران‌کننده چین است برای بسیاری از کشورها؛ به‌ویژه کشورهای آنگلوساکسون و برخی دیگر همچون مانند ژاپن و کره جنوبی و حتی فیلیپین. 
در چنین وضعیتی، یکی از ابزارهای مناسب برای مهار چین، یافتن متحدی منطقه‌ای بود و این عملاً هند بود، خصوصاً هند راستگرا . از این ‌رو، هند تقریباً از اوایل دهه سال ۲۰۰۰ در راهبرد مهار یا محدودسازی چین اهمیت بیشتری یافت؛ خواه این راهبرد از سوی کشورهای غربی دنبال شود و یا از سوی برخی کشورهای آسیای دور. مهم این بود که جلوی نفوذ و احیاناً تهدید چین گرفته شود. 
در این میان، هند به دلیل برخورداری از جمعیت زیاد، وسعت جغرافیایی و ظرفیت‌های مالی و اقتصادی، عملاً مهمترین متحد منطقه‌ای، برای چنین سیاستی به شمار می‌رود. رقابت فزاینده با چین، به ارتقای موقعیت منطقه‌ای و بین‌المللی هند انجامید. در چارچوب این رقابت، تقویت هند اهمیت ویژه‌ای یافت و از آنجا که افزایش قدرت این کشور تا حد زیادی با توسعه فناوری‌های نوین ارتباط دارد، مجموعه کشورهای یادشده تا حدودی در جهت ارتقای توان زیرساختی، صنعتی، اقتصادی و نیز جایگاه منطقه‌ای و بین‌المللی هند، کمک کردند. 
با توجه به مجموعه شرایطی که بیان شد، عملاً جریان‌های هندو بیش از دیگران از این تحولات بهره بردند و همچنان از آن منتفع می‌شوند. این روند، تفاوت میان سیاست هند در دو مقطع تاریخی، یعنی دوره ایندیرا گاندی  (نخست وزیر: ۱۹۶۶ ـ ۱۹۷۹ و ۱۹۸۰ ـ ۱۹۸۴) و حتی راجیو گاندی (نخست وزیر: ۱۹۸۴ ـ ۱۹۸۹)از یک سو و دوره قدرت‌یابی «حزب بهاراتیا جاناتا» از سوی دیگر را، بیش از پیش تشدید کرده است (۱۹۹۶ ـ ۱۹۹۶ و ۹۹۸ ـ ۱۹۹۹ و  ۲۰۱۴ تا کنون). درنتیجه، گرایش به اندیشه‌های راست‌گرایانه، «هندوئیسم افراطی» و سیاست‌های برخاسته از آن، به‌تدریج عمق بیشتری یافته است. 
روابط هند با ایران
۵ـ بر این اساس، آنچه را در هند رخ داده، نمی‌توان صرفاً به سیاست عمیقاً هندویی کنونی و یا واکنشی احساسی فروکاست؛ بلکه با روندی عمیق‌تر و تا حد زیادی نهادینه‌شده مواجه هستیم که ریشه در مجموعه تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی پیش‌گفته، دارد. یکی از پیامدهای این دگرگونی، تغییر ماهیت روابط هند با ایران است. 
هند همچنان به‌ عنوان کشوری مهم در آسیا و نیز به دلیل برخورداری از میراث تاریخی مشترک با ایران، از اهمیت فراوانی برای سیاست خارجی جمهوری اسلامی برخوردار بوده و هست. با این ‌حال، این رابطه دیگر از همان ویژگی‌ها و ظرفیت‌هایی که در دوره‌های پیشین برخوردار بود، 
بهره‌مند نیست و عملاً متفاوت شده است؛ الگویی که شکل‌گیری آن را باید نتیجه همان تحولات ساختاری و زمینه‌هایی دانست که پیشتر به آنها اشاره شد. با توجه به این نکات می‌باید در مورد پروژه‌های مشترک، بازاندیشی شود. 

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی