به گزارش اطلاعات، بخش اسفناک اجرای طرح «تاش» که بافت اطراف حرم امام رضا(ع) را زیر و رو کرد آنجاست که بدانیم ۷۰ حسینیه و مسجد در این دوره کلا تخریب شده است و اثری از آنها نیست.
در میان تکهپارههای باقیمانده از بافت تاریخی مشهد پیرامون حرم امام رضا(ع)، ۱۷ مسجد «خُردو» که بزرگترین آن ۵۷ متر مساحت دارد شناسایی شده که تاکنون تخریب نشده اند؛ مساجدی که ارزش آنها فقط در قدمت، معماری یا کتیبههایشان خلاصه نمیشود. این مسجدها بخشی از حافظه زنده شهرند؛ نشانههایی که مسیر گذرها، محدوده محلهها و بخشی از مناسبات اجتماعی مشهد قدیم را هنوز میتوان از روی آنها خواند.
مسئله امروز اما فقط حفظ این ۱۷ مسجد نیست. پرسش مهمتر این است که با این مساجد چه باید کرد؟
مجتبی گیوه چی، مدیر مکتب بافت و مدیر تسهیلگبری و مشارکت های شرکت عمران و مسکن سازان ثامن در این باره می گوید:«آیا باید این مساجد را مرمت کرد و به موزههایی خاموش تبدیل کرد؟ یا میتوان آنها را دوباره به متن زندگی شهری بازگرداند؟» پاسخ را شاید بتوان در کارکرد تاریخی خود این مساجد جستوجو کرد.
یکی از مهمترین ملاحظات در احیای این ۱۷ مسجد، پرهیز از نگاه موزهای است.

گیوه چی می گوید: اگر مسجدی که هنوز ظرفیت اقامه نماز و ارتباط با مردم را دارد، صرفاً به یک شیء تاریخی تبدیل شود، بخش مهمی از هویت آن از بین میرود. میراث مسجد دقیقاً در «زنده بودن» آن است. این همان چیزی است که خادم مسجد ائمه بقیع(ع) می گوید. پیرمردی سخت کوش که برای رسیدن به آبدارخانه مسجد از نردبانی ۵ پله ای بالا می رود و خودش را کنار سماور می رساند. مسجدی که برای رسیدن به آن ۱۰ پله را باید بالا بروی و در بالاخانه ای که حداکثر ۴۰ نفر ظرفیت دارد هنوز هر هفته صبح های سه شنبه و جمعه مراسم روضه خوانی و دعا برپاست.
اگر بخش عمده این مساجد هنوز امکان فعالیت مذهبی دارند، باید این ظرفیت حفظ شود. مسجد باید همچنان مسجد بماند؛ اما در عین حال بتواند با نیازهای امروز محله و زائر نیز ارتباط برقرار کند. این نگاه با تبدیل بافت تاریخی به مجموعهای از بناهای منفرد و موزهای تفاوت اساسی دارد.
مسجد؛ بیش از یک محل عبادت
به گزارش خبرنگار اطلاعات، روایت مجتبی گیوه چی از مسجد در بافت تاریخی مشهد وضعیت دیگری را نشان می دهد: «مسجد یک نقطه منفرد روی نقشه نبوده است. مسجد بخشی از شبکه زندگی محله بوده؛ محل اقامه نماز، دیدار مردم، توقف رهگذران و در مواردی پناه و محل بیتوته مسافر و زائر. مسجدهای کوچک و محلی، متناسب با اندازه و ساختار هر محله، بخشی از انسجام اجتماعی آن را شکل میدادند. این مساجد در کنار گذرها، آبانبارها، بازارچهها و خانهها قرار داشتند و رابطهای مستقیم با زندگی مردم برقرار میکردند. به همین دلیل، مسجد میتوانست یک نشانه شهری نیز باشد؛ نشانهای که مردم با آن مسیر خود را پیدا میکردند، محله را میشناختند و خاطرات خود را به آن گره میزدند.
رضا سلیمان نوری پژوهشگر و مدیر مرکز اسناد مکتب بافت درباره مساجد «خُردو» در بافت اطراف حرم رضوی(ع) می گوید: بخشی از نامگذاریهای قدیمی مشهد نیز همین پیوند میان مکان مذهبی، عناصر طبیعی و حافظه محله را نشان میدهد؛ مسجدهایی که در نام و نشانی خود با درختان، آب و دیگر عناصر طبیعی شهر پیوند داشتهاند. مثل مسجد درخت توت در تهپل محله و یا مسجد درخت بید در محله سرشور.

مسجد؛ ۱۷ نقطه از یک شبکه
اهمیت ۱۷ مسجد شناساییشده در این است که نباید آنها را صرفا ۱۷ بنای مستقل دید. این مسجدها در کنار یکدیگر بخشی از شبکه تاریخی پیرامون حرم رضوی را تشکیل میدهند؛ شبکهای که در آن مسجد، گذر، آب، بازار و محله به یکدیگر متصل بودهاند.
اگر هر مسجد جدا از محیط پیرامون خود مرمت شود، ممکن است ساختمان حفظ شود اما «مکان» از بین برود. مکان تاریخی فقط دیوار و سقف نیست. مکان، رابطه میان بنا و انسان است.
از همین رو، حفاظت از این ۱۷ مسجد باید همزمان با شناسایی گذرهایی باشد که این مساجد را به هم مرتبط میکردهاند؛ همچنین باید عناصر دیگری مانند آبانبارها، کتیبهها، تیمچهها و فضاهای عمومی پیرامون آنها نیز مورد توجه قرار گیرد.
مسجد و آب؛ پیوندی که هنوز میتوان خواند
یکی از مهمترین ویژگیهای بافت تاریخی مشهد، پیوند مسجد با نظام تأمین آب شهر است.
رضا سلیمان نوری در این باره می گوید: آبانبارها در کنار یا زیر برخی مساجد قرار داشتهاند و این همجواری نشان میدهد که چگونه نیازهای مذهبی و عمومی در سازمان فضایی شهر در کنار یکدیگر قرار میگرفتند. نمونههایی مانند مسجد مقبره و مسجد قرصی و دیگر فضاهای مرتبط با آب، نشان میدهند که برای فهم معماری و کتارکرد مسجد در مشهد قدیم، نمیتوان نظام آبی شهر را نادیده گرفت.
کتیبهها؛ شناسنامه مسجد
هر یک از این مسجدها ممکن است تنها یک بنای قدیمی نباشد؛ کتیبههای آن میتواند بخشی از شناسنامه تاریخی مکان را در خود حفظ کرده باشد. کتیبه هایی که بسیاری از آنها در معرض تخریب قرار گرفته اند.
کتیبههای مساجد مشهد از دوره صفوی تا دوره معاصر، بخشی از تاریخ شهر را روایت میکنند؛ نام بانی، زمان ساخت یا مرمت، مضامین مذهبی و گاه نشانههایی از شرایط اجتماعی دوره خو را روایت می کند. به گفته رضا سلیمان نوری در میان مساجد مشهد که کتیبه دارند یک مسجد لعننامه دارد؛ یعنی متنی که توسط واقف متعدیان به حقوق و حدود مسجد را مورد لعن قرار داده است.
به همین دلیل، حفاظت از مسجد بدون حفاظت از کتیبهها و عناصر وابسته به آن، حفاظت کاملی نیست. مسجد با کتیبهاش یک سند است و با محلهاش یک خاطره.

مسئله موقوفه و آینده مسجدهای تاریخی
یکی از چالشهای جدی برخی مساجد تاریخی، مسئله تأمین هزینههای نگهداری و اداره آنهاست. مسجدی که موقوفه کافی ندارد، حتی پس از مرمت نیز ممکن است نتواند فعالیت مستمر خود را حفظ کند. این نکتهای است که رضا سلیمان نوری در جریان بازدید از مساجد بافت اطراف حرم گفت و اضافه کرد: متاسفانه مساجدی که بازسازی می شود و در اختیار ستار رسیدگی به امور مساجد قرار می گیرند، کلیددارشان عوض می شود ولی چراغ مسجد روشن نمی شود و همین باعث می شود به مرور زمان مسجد از جایگاهش در محله حذف شود.
مسجد؛ نقطه آغاز احیای محله
اگر مسجدهای تاریخی را بهعنوان هستههای زنده بافت شناسایی کنیم، میتوان پیرامون هر مسجد یک محدوده تاریخی ـ اجتماعی تعریف کرد.
در این محدوده، مسیرهای دسترسی، گذرهای تاریخی، آبانبارها، عناصر معماری، فضاهای عمومی و خدمات مورد نیاز مردم و زائر باید در کنار مسجد دیده شوند. در این صورت، ۱۷ مسجد میتوانند به ۱۷ نقطه آغاز برای احیای شبکهای بافت تاریخی پیرامون حرم تبدیل شوند.
این رویکرد حتی میتواند در طراحی فضاهای جدید نیز مورد استفاده قرار گیرد؛ اقدامی که به گفته کارشناس مکتب بافت « با بازآفرینی گذرها و تیمچهها با الهام از معماری خراسانی تا ایجاد مسیرهایی که مسجدها را به دیگر عناصر تاریخی متصل میکنند و تیمچه های خراسانی را به کانونی برای تامین نیازهای زائران تبدیل می کند. تیمچه هایی که محل فراهم کردن فضای استراحت، استحمام و فعالیت های مذهبی و فرهنگی باشد.»
حفظ مسجد برای حفظ زندگی
بافت تاریخی مشهد را نمیتوان با چند پروژه مرمتی نجات داد. حفاظت واقعی زمانی اتفاق میافتد که رابطه میان بنا و زندگی دوباره برقرار شود.
۱۷ مسجدی که تاکنون از تخریب نجات یافتهاند، در واقع ۱۷ فرصت برای بازسازی این رابطهاند. فرصتی برای اینکه مسجد دوباره نشانه محله باشد؛ گذر دوباره معنا پیدا کند؛ آب و آبانبار به بخشی از روایت شهر بازگردند؛ کتیبهها خوانده شوند و زائر و شهروند، تاریخ مشهد را نه در یک موزه، بلکه در متن زندگی شهری تجربه کنند.
اگر قصد بررسی پرونده مساجد مشهد را داشته باشیم لازم است از مساجدی که در انتظار ثبت جهانی نیز هستند اشاره کینم. محمود طغرایی مدیرثبت آثار تاریخی سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان خراسان رضوی با اشاره به اینکه پرونده سه مسجد در استان خراسان رضوی برای ثبت جهانی تکمیل شده است گفت: بزرگ ترین گنبد مساجد ایران متعلق به مسجدجامع گوهرشاد است. مسجد جامع سنگان و مسجد جامع زوزن نیز که در کاوش های باستان شناسی بخش اصلی آن کشف شده است هم دو مسجد دیگر استان برای ثبت میراث جهانی است.
