سه‌شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۲ - ۰۸:۵۸
نظرات: ۰
۰
-
دغدغه شهید مطهری چه بود؟

استاد مطهری می‌گفت:تصمیم دارم مبانی نظامات اسلامی را خطاب به مخاطبان جامعه و جهان امروز عرضه کنم.

به گزارش «اطلاعات آنلاین»، آنچه در پی می‌آید، بخشهایی از گفتگوی مرحوم حجت الاسلام سید محمود دعایی با شفقنا بوده که از استاد شهید مرتضی مطهری یاد کرده‌اند.

یکی از پدیده‌هایی که به شدت بر روی آن تبلیغ کردند، برعکس جلوه دادن تفکر و اندیشه شیعه بود. ما هر چه بر رأفت، محبت، صمیمیت، گذشت و تکیه روی مبانی عقلی، فلسفی و جهان‌پسند که می‌توانست کشش‌های بسیاری را در بین جوامع داشته باشد، تأکید می‌کردیم، مخالفان و آسیب‌دیدگان از انقلاب اسلامی ایران، بر عکسِ اینها و خلاف این مبانی را تبلیغ می‌کردند.

قدمهای اولیه آنها این بود که برای از بین بردن پشتوانه‌های اصلی و تأثیرگذار حرکت انقلابی ما، چهره‌هایی را شناسایی و سعی کنند در جهت حذف آنها اقدام کنند. وقتی پیشینه شخصیت‌هایی را که از ما گرفتند بررسی می‌کنیم، می‌بینیم چه خسارت‌هایی را با حذف آنها به بنیان‌های انقلاب اسلامی وارد کردند.

یکی از آن شخصیت‌ها، مرحوم شهیدمطهری بود. حذف آقای مطهری از پیکره انقلاب، خسارت‌های بسیاری به جا گذاشت. نتایج ناشی از حذف مرحوم بهشتی، مرحوم باهنر و مرحوم مفتح را ارزیابی ‌کنید. تمامی این عزیزان، شخصیت‌هایی بودند که وقتی با مجامع علمی، متفکران و صاحبان اندیشه مواجه می‌شدند، می‌توانستند تأثیرگذار عمل کنند. گرفتن این دانشمندان و متفکران از ما بیانگر این است که ضربه‌خوردگان از انقلاب مردمی درصدد بودند که مروجان واقعی و مدافعان توانمند انقلاب را از ما بگیرند.

در کنار چنین کارهایی، موجی تبلیغات سوء را نیز گسترش می‌دادند که پایه‌گذاری تشکیلات القاعده و طالبان در پاکستان و افغانستان از جملة آنها بود. جهان متوجه شده بود که حرکتی آزادی‌بخش در گوشه‌ای از جهان به نام اسلام در حال رخ دادن است. برای همین، مخالفان برانگیخته شدند تا حرکت‌هایی خشن و غیر منطقی را به نام اسلام و در حقیقت علیه اسلام انجام دهند و آن را که نسخة بدل بود، به جای نسخة اصل ترویج کنند. تحمیل جنگ به کشور را نیز به موارد یادشده بیفزایید. اینها تماماً حرکاتی بود که برای خنثی کردن تأثیرات انقلاب اسلامی انجام دادند؛ البته علی‌رغم همه این خسارت‌ها، باز وجه غالب تبلیغات و جهت‌گیری روشن انقلاب متناسب با اسلام بود. هرچند در کنارش تبلیغات و حرکات زشت و کارهای غیر معقولی هم اتفاق می‌افتاد که متأسفانه گاهی تأثیرات مثبت فعالیت‌های خوب و مناسب را تا حد قابل ملاحظه‌ای خنثی می‌کرد.

حساسیت‌هایی که امروزه علیه جهان اسلام به وجود آمده است، از جملة نتایج منفی و دلخراش چنین حرکاتی است. نتیجه چنین کارهای افراطی برای اسلام و مسلمین قطعاً منفی است و تحریک‌کنندة جوامع غیر اسلامی علیه اسلام است؛ زیرا آنها با استفاده از این اقدامات، اسلام را برای جهانیان با چهره‌هایی خشن، بی‌منطق و بی‌برنامه ترسیم و تصویر می‌کنند.

آنچه ما به آن معتقد هستیم، کار فکری و فرهنگی است، باید بتوانیم با حضور در عرصه‌های فکری جهان، باورهای منطقی و عقلانی خود را درست تبیین کنیم و این روش به طور قطع تأثیرگذار خواهد بود. آقای نصر یکی از شخصیت‌هایی بود که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، استاد مطهری اصرار داشتند از وجودشان در مجامع علمی استفاده شود؛ اما رئیس وقت دانشگاه به‌شدت مخالفت کرد و دست به حذف ایشان زد. شرایطی هم پیش آمد که ایشان نتوانست در ایران بماند.

البته آن شرایط هم طبیعی بود. چون رژیم گذشته، ایشان را به عنوان مشاور عالی تشکیلات خود انتخاب کرده بود و آن بزرگوار همچنین تصور می‌کرد و چنین باور داشت که شاید از طریق نزدیکی و حضور در برخی موقعیت‌ها، بتواند افکار و اندیشه‌هایش را در خدمت تمدن و علم و معارف گستردة اسلام و ایران و میراث کهن این سرزمین و این ملت قرار دهد، آن مسئولیت را پذیرفته بود. استاد مطهری هم به این ایده اشاره کرده بودند که ایشان برای اینکه منشأ تأثیرگذاری باشد، بنا بوده در آن مجامع حضور پیدا کند…

در نجف اشرف

امام‌خمینی(ره) طی ده جلسة خارج فقه در نجف، دکترین حکومتی‌شان یعنی ولایت فقیه را بیان کردند و عده‌ای از طلاب که علاقه داشتند این مباحث در خارج از حوزه نیز انعکاس پیدا کند، این مباحث را به همان شکلی که امام(ره) بیان کرده بودند و به اقتضای تدریس و تعلیم شفاهی انجام گرفته بود، در جزواتی تحت عنوان «ولایت فقیه و حکومت اسلامی» به دو زبان فارسی و عربی تکثیر کردند.

برای توزیع آن هم برنامه‌ریزی کرده بودند که در مکه و مدینه و در بین حجاج ایرانی و غیر ایرانی ارائه شود. آن زمان من در نجف بودم و به این حرکت عجولانه اعتراض داشتم. معتقد بودم این مباحث باید ویراستاری شود و به صورت جامعه‌پسندی ارائه شود. چون بحث مذکور بحث حوزوی بود و معتقد بودم برای کسانی که با حوزه‌ها و شیوه‌‌های تدریس آن بیگانه‌اند، چندان کشش نخواهد داشت.

به هر حال توزیع انجام شد و به دلیل ارادت و علاقه‌ای که جامعه آن روز به امام(ره) داشت، آن جزوات انعکاس وسیعی پیدا کرد و همه دنبال این بودند که ببینند در آن جزوه‌ها چه مطالبی مطرح شده است…

آن سال به حج مشرف شده بودم. هنگام رفتن، امام(ره) فرمودند: «امسال در مراسم حج فعالیت سیاسی انجام ندهید، دوستان گویا برنامه‌ای دارند اما شما دخالت نکنید.» چون تلقی امام‌(ره) این بود که اگر من دخالت کنم، ممکن است در آنجا گرفتار شوم. بنده هم پذیرفتم.

در مکه، کاروان حسینیه ارشاد را پیدا کردم. چون می‌دانستم استاد مطهری در آن کاروان است، ایشان را زیارت کردم. استاد در مورد مسائل نجف کنجکاو بودند، بسیار استقبال کردند. یک شب بعد از نماز عشا در مسجدالحرام در خدمت استاد به صحبت پرداختیم. اولین صحبت من، نوع و شیوة حرکت در توزیع جزوات درسی حضرت امام بود. ایشان گفتند: «من هم این بحثها را دیدم و قبول دارم؛ شما به امام بگویید که بحث در بهترین وقت و توسط بهترین فرد بیان شده است.»

از نظر استاد مطهری، زمان بیان ایده حکومتی و فرد بیان‌کننده، بهترین بود. استاد می‌گفت: امام در موقعیتی این مباحث را مطرح کردند که به ‌عنوان یک مرجع پذیرفته شده در جهان تشیع، شناخته شده‌اند. طبیعی است که این مباحث را باید کسانی مطرح کنند که در سطح بالایی در حوزه‌های جهان تشیع باشند، تا جامعه ‌پذیرا باشد. اگر امام در ابتدای نهضت خود این تز را بیان می‌کرد، مخالفین می‌گفتند یک آخوند سیاسی این حرف را زده است. در حالی که امروز ایشان یک مرجع پذیرفته‌شده در جهان تشیع است.

امروز که جهان روشنفکری از مارکسیسم و سوسیالیسم سرخورده شده و کاپیتالیسم هم که از گذشته مقبول نبوده، روشنفکران و آزادی‌خواهان و کسانی که دنبال تغییر اساسی هستند، به دنبال یک مبنای نو و ایدئولوژی دیگر و فکر جدید می‌گردند. اگر ما به عنوان مسلمان نتوانیم به زبان زمان و مکان پاسخگوی این نیاز باشیم، طبیعتاً امکان دارد که افراد هم گرایش‌های دیگری پیدا کنند. به دلیل این نیاز، تصمیم داشتم همان‌طوری که «اصول فلسفة» علامه طباطبایی را مبنا قرار دادم و به بهانة شرح آن، پاسخ‌هایی به ایرادات مارکسیست‌ها و کمونیست‌ها دادم و کتاب‌هایی را در این زمینه نوشتم، برای پاسخ به نیاز مورد نظر هم «تنبیه‌الامه و تنزیه‌الملة» مرحوم نائینی را به ‌عنوان متن اصلی انتخاب کنم تا به بهانة شرح آن، بتوانم نظامات حکومتی اسلام را به زبان روز عرضه کنم و بگویم که در اسلام نیز یک نظام فکری پاسخگو داریم که مکتبی را تأسیس کرده است و این مکتب در جوامع بشری رسالت دارد و برای ادای رسالتش هم مبانی و مفاهیم قابل عرضه‌ای در تمامی حوزه‌ها اعم از اقتصاد و فرهنگ تا سیاست و اجتماع دارد.

الان که می‌بینم امام‌خمینی این مباحث جدید را مطرح کرده‌اند، تصمیم دارم همین مباحث امام را اصل قرار دهم و به بهانه شرح مباحث مذکور، مبانی نظامات اسلامی را خطاب به مخاطبان جامعه و جهان امروز عرضه کنم…

پیروزی انقلاب به‌سرعت انجام شد و اجل به استاد فرصت نداد و مجالی برای این کار فراهم نشد. البته ایشان کارهای زیادی انجام داده بودند که نمونه آن، مبانی اقتصاد اسلامی و کتاب‌های دیگری در حوزه‌های نظری دیگر است.

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی