روزی مادی و معنوی
خداوند عهد کرده است که روزی بندگان را برساند: «إنّ الله هوَ الرّزاقُ ذو القُوّۀِ المَتین: خداست که خود روزیبخش نیرومند استوار است» (ذاریات، ۵۸). رزق حیوانات در بیایان و زیر برف به آنها میرسد، چگونه ممکن است رزق انسان فراموش شود؟ «قاعدة لطف» اقتضا میکند که خدا روزی همه را بدهد. البته خدا خرج بندگان را میدهد و در خصوص تجمل و تشریفات، نه تنها نمیرساند، بلکه دشمن تجملگرایی است. اگر تجملگرایی نباشد، روزی همه بر عهدة خداست. علاوه بر آن، قرآن کریم میفرماید: اگر تقوا داشته باشید، گرههای شما باز میشود و روزیِ شما از راهی که گمان ندارید، میرسد: «و مَن یَتَّق الله یَجعل لهُ مَخرجاً : هر کس از خدا پروا کند، [خدا] برایش راه بیرونشدنی قرار میدهد، و یَرزُقهُ مِن حیثُ لا یَحتَسِب: و از جایی که حسابش را نمیکند، به او روزی میرساند» (طلاق، ۲ـ۳).
چه بسیار تجربه شده است که خدا از راهی که بنده گمان ندارد، کارهایش را اصلاح کرده است؛ اما این لطف الهی، با تقوای بنده محقق میشود. برای کسب تقوا نیز اولاً همه باید به شناخت وظیفه و عمل به وظیفه اهمیت بدهند و هر کسی وظایفش را بهخوبی انجام دهد؛ مثلاً وظیفة طلاب و دانشجوها این است که خوب درس بخوانند، دست کم ده ـ دوازده ساعت در شبانهروز صرف درس کنند. ثانیاً از گناه اجتناب نمایند؛ گوش، زبان، چشم و همة اعضا و جوارح مهار شود و افراد به جایگاهی برسند که دلشان هم متقی گردد و به جای غم و غصه برای دنیا، خدا وارد دل شود. در این صورت، همة غم و غصهها از بین میرود و شادی و نشاط قلبی جای آن را میگیرد.
اصلاح دل
مطلب دوم راجع به ضرورت اصلاح قلب است. روایت میفرماید: «مَن أصلحَ سَریرتهُ، أصلحَ الله عَلانیَته: هر کس دلش را پاک کند، خدا ظاهرش را نیز اصلاح می کند.» قرآن بر این موضوع خیلی پافشاری دارد و میفرماید: «قُل کُل یَعملُ عَلی شاکلَته: بگو: هر کس بر حسب ساختار [روانی و بدنی] خود عمل میکند» (إسراء، ۸۴)؛ از کوزه همان برون تراود که در اوست. اگر دل آدمی واقعاً از بدیها پاک شود، گفتار و کردارش هم پاک میگردد. همانطور که اگر دلی ناپاک باشد و رذیلتی بر آن حکمفرما باشد، خواهناخواه افکار، گفتار و کردار آن فرد هم ناپاک است.
قرآن میفرماید: « البَلدُ الطَیبُ یَخرُجُ نباتُهُ بإذن ربّه: زمین پاک [و آماده]، گیاهش به اذن پروردگارش برمیآید؛ و الذی خَبُثَ لا یَخرُجُ إلا نَکدا: و آن [زمینی] که ناپاک [و نامناسب] است، [گیاهش] جز اندک و بیفایده برنمیآید»( أعراف، ۵۸) ؛ معلوم است که زمین شورهزار، اگر هم حاصل داشته باشد، بیش از بوتهای مزاحم نیست که تیغش دیگران را میآزارد و مانع حرکت است؛ اما زمین پاک و حاصلخیز، درختان میوهدار میدهد و ثمرات شیرین دارد که همه از آن بهرهمند میشوند. اساساً باید دل پاک و پاکیزه باشد تا تقوا و عبادات اثر داشته باشد. میفرماید: «یَومَ لا یَنفعُ مالٌ و لا بَنون: روزی که هیچ مال و فرزندی سود نمیدهد، إلا مَن أتَیَ الله بقلبٍ سَلیم: مگر کسی که دلی پاک به سوی خدا بیاورد» (شعراء، ۸۸ـ۸۹) ؛ در رستاخیز، به جز دل پاک، هیچ چیز به درد نمیخورد. دل پاک و رهیده از رذالت است که موجب رستگاری در دو دنیا میشود.
همه صفت رذیله دارند و کسی نمیتواند خود را مبرّای از این مسائل بپندارد. بیش از چهل رذیلت در عمق جان انسان نهفته است. اگر یکی از آن صفات طوفانی شود، انسان همه چیز خود را میبازد، حتی دینش را بهراحتی از دست میدهد و حاضر است هر واقعیتی را زیر پا بگذارد تا آن صفت رذیله را ارضا نماید! بنابراین باید مواظب صفات رذیله باشیم و دلمان را از رذائل پاک کنیم. البته مشکل است، خیلی مشکل است انسان بتواند صفات رذیله را از دل برکند و دل خود را پاک سازد. به قول استاد بزرگوار ما حضرت امام(ره): چهل سال خون جگر میخواهد، نه همینطور سرسری، بلکه انسان باید چهل سال خون جگر بخورد تا بتواند یک صفت رذیله را ریشه کن کند.
هر رذیلت، یک غدة سرطانی است که بدتر و خطرناکتر از سرطان است. حسد، ریاست طلبی، دنیاگرایی، بُخل، طمع و آزمندی، کبر و خودبزرگ بینی، غرور و کینه، از جمله صفات رذیله و غدد روحی هستند که در دل جای گرفتهاند و باید آنها را رفع کرد. همچنین مابقی صفات رذایل که اگر دست روی هر کدام بگذاریم، هریک بدتر از دیگری است و ریشه کن کردن یا سرکوب آنها، بسیار سخت است؛ اما در عین حال بسیار لازم است.
قرآن میفرماید خدا باید معلم اخلاق باشد تا انسان بتواند نفس خود را پاک و مهذب نماید: «و لو لا فضلُ الله علیکُم و رحمتُهُ: اگر فضل خدا و رحمتش بر شما نبود، مَا زکی منکُم مِن أحدٍ أبداً :هرگز هیچ کس از شما پاک نمیشد، وَ لکنَ الله یُزکّی مَن یَشاء: ولی [این] خداست که هر کس را بخواهد، پاک میگرداند» (نور، ۲۱)؛ بی یاری خدا و بدون فضل و رحمت او، خودسازی ممکن نیست. لذا اگر کسی بخواهد به راستی پاک شود، باید به راز و نیاز اهمیت بدهد، باید بر نماز شب مداومت کند.

شما چه نظری دارید؟