محمد ماکویی ـ طنز پرداز: فصل توت فرا رسیده است و شما، احتمالاً می‌توانید به همان سادگی که بالای سر خود را نگاه می‌کنید کلی توت زرد و قرمز ببینید، نظری به زیر پای خود بیندازید و توت‌های فراوانی را که زیر پای رهگذران لگدکوب و حیف شده‌اند، ملاحظه کنید.
من همیشه از این حجم از «حیفی‌جات!» ناراحت و عصبانی شده‌ام، اما همواره خوب می‌دانستم که اگر خشم خود از مشاهده چنین داستان‌هایی را نزد کسی نشان دهم، او با خونسردی نگاهی به من می‌اندازد و «تازه کجاشو دیدی!؟» می‌گوید.
گاهی به این فکر می‌کنم که اگر این اتفاق در کشوری پیشرفته و توسعه‌یافته روی می‌داد، خیلی زود متصدیان امور واکنش نشان می‌دادند و طی فراخوانی شروع به جمع‌آوری ایده‌هایی می‌کردند که تا می‌توانست از حیف شدن توت‌ها جلوگیری می‌کرد؛ بی‌آنکه در رفت‌وآمد رهگذران خلل ایجاد و یا آبیاری توت‌ها را با مشکل مواجه کند.
احتمالاً در این حال قانون هم به یاری مجریان برمی‌خاست و از کاشت توت در جاهایی که امکان پرت و حیف شدن آن زیاد بود، جلوگیری می‌کرد.
با این حساب است که از صمیم قلب تعجب می‌کنم که چطور در کشورهایی که اوضاع و احوال مالی و اقتصادی خوب دارند، از حیف شدن‌های کوچک جلوگیری به عمل می‌آید، اما در سرزمین‌های دارای اقتصاد داغان و اسفبار نسبت به چنین «حیفی‌جاتی» به دیده اغماض نگریسته می‌شود.
کسی چه می‌داند ،! شاید واقعاً درست گفته باشند آنی که از دست دادن داشته‌های کوچک خود را غیر مهم می‌داند، نسبت به از دست دادن داشته‌های بزرگ هم بی‌تفاوت است  با این از دست دادن‌ها هم ککش نخواهد گزید!

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی