نشست «از تیسفون تا بغداد» شامل گفتوگوهای فرهنگی ایران و عراق بههمراه تکریم موسی اسوار، عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی، در سرای اهل قلم برگزار شد.
به گزارش ایسنا، غلامعلی حدادعادل، رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی در این نشست گفت: تقارن بزرگداشت موسی اسوار با حضور ناشران عراقی بهعنوان میهمانان ویژه سیوششمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران، اتفاق مبارکی است. موسی اسوار در تمام این سالها تلاش کرده تا به عنوان پل فرهنگی ارتباط میان دو فرهنگ را برقرار کند.
او افزود: موسی اسوار ازجمله مترجمانی است که سهم بسزا و مؤثری در معرفی ادبیات عرب کلاسیک و معاصر به فارسیزبانان داشته است.
به گفته رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی، ایران و عراق از دوره صفویه به اینسو با هم ارتباط تنگاتنگی داشتهاند و در آن زمان عراق ازنظر سیاسی متعلق به امپراتوری عثمانی بود و ازنظر فرهنگی بهواسطه فرهنگ شیعی با ایران ارتباط تنگاتنگی داشت.
رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی ادامه داد: امروزه بههمت تنی چند از مترجمان عربی با جریانات ادبی معاصر و قدیم کشورهای عربی آشنا شدهایم و جای بسی خوشحالی است که یکی از بهترین مترجمان عربی، موسی اسوار عضو پیوسته و مدیر گروه ادبیات تطبیقی فرهنگستان زبان فارسی است.
در ادامه محسن جوادی، رئیس سیوششمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران هم گفت: همزمان با دعوت کشور عراق به عنوان مهمان ویژه نمایشگاه، فرصت مغتنمی شد تا از مقام فرهنگی موسی اسوار نیز تجلیل کنیم. البته، این تجلیل در حد و اندازه موسی اسوار نیست؛ اما بضاعت و امکانات ما در نمایشگاه کتاب همین اندازه است. امیدواریم که در یک نشست تخصصی درباره اهمیت کار ایشان صحبت شود.
در ادامه، مسعود جعفری جزی، عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی گفت: بیشک موسی اسوار یکی از مترجمان خوب زبان عربی است که بر دو حوزه ادبیات کلاسیک و معاصر تسلط دارد و انتخابهای خوبی از زبان عربی داشتهاست.
او افزود: من از دوران دانشجویی همواره ترجمههای او را دنبال میکنم و دوستی و همکاری در فرهنگستان زبان و ادب فارسی این فرصت را فراهم کرده تا با هم درباره ترجمههایش گفتوگو کنم.
در ادامه این نشست، امید طیبزاده، استاد زبان و ادبیات فارسی و پژوهشگر، گفت: در زبان عربی با ویژگی خاصی مواجهیم که زبانشناسان آن را دو زبانگونگی مینامند و بدین معناست که در کشورهای عربی گونهای عربی و یک گونه فصیح وجود دارد. در واقع، یک گونه ادبی مدرن استاندارد هست که ریشههای آن به شعر جاهلی و قرآن و دستورهای عربی برمیگردد. بنابراین، نمیتوان گفت که این گونه فصیح به یکی از گونههای اصلی مربوط است که در زبان شامی در سوریه و اردن، عربستانی در عربستان و یمن، بینالنهرینی در عراق و بخشی از ایران یا مغربی در لیبی و مراکش و تونس و الجزایر صحبت میشود؛ بلکه گونهای مستقل است که از قدیم بین روشنفکران عربزبان بوده و اقلیم زبان عربی را به وجود آورده است. آن که در بغداد نتواند رمان بنویسد، شاید در لبنان، قاهره یا شام بتواند بنویسد. این باعث شده آن آزادی لازم برای شکلگیری رمان در زبان عربی بسیار قوی باشد.
او ادامه داد: چنین آزادی بیانی برای زبان فارسی وجود ندارد. سطح رمانهای عربی بهمراتب بالاتر از رمانهای فارسی است. از نظر زبانشناسان، دوزبانگونگی عاملی بازدارنده است؛ چراکه در جامعه نوعی شقاق و آپارتاید فرهنگی ایجاد میکند و دسترسی به منابع قدرت را برای آنها که زبان معیار را نمیدانند، محدود میکند.
در ادامه این نشست موسی اسوار، مترجم زبان عربی در سخنان کوتاهی گفت: من بارها این حرف را زدهام و امروز هم این سخن را تکرار میکنم که متأسفم ما فرزندان فرهنگهای منطقه با هم بیگانه هستیم و در برابر فرهنگ خود بیگانه و دلباخته فرهنگ غرب هستیم و بیشتر خود را نادیده میگیریم و فرهنگ آنها را به رسمیت میشناسیم.
او افزود: تا زمانی که نجیب محفوظ و یا اورهان پاموک جایزه نوبل نگرفته بودند و غربیها به آنها توجه نکرده بودند، ما آنها را نمیشناختیم و آثارشان را به فارسی ترجمه نکرده بودیم.

شما چه نظری دارید؟