چند نکته دربارة استوانهٔ کوروش
مرضیه سلیمانی (خورشید)
فاتحین نجات مییابند اگر به معابد و خدایان مغلوب احترام بگذارند.(عبارتی از ادیسه اثر هومر)
استوانهٔ کوروش یا منشورِ کوروش لوحی از گِل پخته است که پس از هزارهها به دست ما رسیده و پیامی برای ما آورده است. این لوح نه فرمان است و نه متنی مقدس، یک گزارش است که در سال ۵۳۸ پیش از میلاد به فرمانِ کوروش بزرگ هخامنشی نگاشته شد. کوروش اگر فضیلتی در این لوح و نبشته های آن داشته باشد، بر مبنای صلح است و نیکی و رهایش اقوام و حرمت نهادن به اعتقادات و مذاهب دیگر. به گمان من، هومر که دو ونیم سده پیش از کوروش میزیست، به درستی دانسته و سخنی را گفته بود که در ابتدای این نوشته آوردم و بنیانگذار نخستین دولت مهم و مدنی در جهان، با چنین آموزهای یک امپراتوری بیمرز از اقوام و ملل و ادیان و سرزمینهای شرق و غرب ایجاد کرد. با بخشش، احترام به معابد و عقاید، صلح و آشتی، سازندگی، مشارکت و ادغام کثرت در یک وحدت بزرگ.
استوانه کوروش امروز در موزه بریتانیا است و چند قسمت از آن شکسته و مفقود شده است. خوشبختانه نسخهٔ دیگری از متنِ استوانه بر روی دو قطعه لوحِ گِلی یافت شده که آنها نیز در مجموعهٔ بابِلیِ موزهٔ بریتانیا هستند و بازماندهٔ نسخهٔ بایگانیشدهٔ همین استوانه است. استوانهٔ کوروش استوانهای از جنس خاک رس است و دو قسمت دارد؛ یکی قطعهٔ اصلی گلنوشته که هرمزد رسام آن را کشف کرد و ۳۵ خط نوشته دارد، و دیگری شامل خطهای ۳۶ تا ۴۵ که پاول ریچارد برگر یافته بود و منشور را کاملتر کرد. طول استوانه ۲۲٫۵ سانت/ ۸٫۹ اینچ و عرض آن در حدود ۱۰ سانت/ ۳٫۹ اینچ است. دو انتهای این استوانه/ گلنوشته باریکتر و در وسط کمی بَرآمده، همانند یک بشکه کوچک ظریف و حکاکی شده است که هنرمندی قلمزنی کرده باشد. است. متن استوانه شامل ۴۵ خط است و حدود ۲۰ سطر از چنان است که دیگر قابل خوانش و فهم و پژوهش نیست. سه سطر ابتدای آن هم کاملاً شکسته و چنین است که گفته شد، معالاسف.
نیمهٔ نخست این لوح از زبان روایت کنندگانِ بابلی و نیمهٔ دیگر آن، سخنان و فرمانهای کوروش است که جملگی به زبان و خط میخی اکدی یا بابلی نو حکاکب شده است. این استوانه گلی در سال ۱۸۷۹ میلادی (برابر با ۱۲۵۸ خورشیدی) در معبد اِسَگیله واقع در شهرِ بابِلِ باستانی پیدا شده و به لندن و سپس موزهٔ بریتانیا منتقل گردید. بر اساس آنچه تاکنون محققان خوانش کرده اند، نامِ دبیر و نویسندهای که از متنِ استوانهٔ کوروش نسخهبرداری کرده قیشتی- مردوک بوده ولی نامِ دبیری که متنِ اصلی را نوشته، مشخص نیست.
کاتبان بابِلی در نگارش استوانه، سنت هزار سالهٔ معماری و ثبت سلطنتی آشوری و بابلی را به کار برده اند. آنتان متنهایی پادشاهان را در ساخت و بازسازی پرستشگاهها، کاخها، قلعه ها، بندها و سدها، و دیگر بناهای عمومی به کار می بردند تا نام و تبارنامه و القاب و صفات و کارهای خود، اعتقادات مذهبی و پشتیبانی و پیشکش به خدایان در فرمانروایی خویش را یادآور شوند.
استوانهٔ کوروش در ماه مارس ۱۸۷۹ (برابر با اسفند ۱۲۵۷ تا فروردین ۱۲۵۸) توسط باستان شناس نامدار زرتشتی هُرمُزد رَسام در جریان کاوشهای او در بابِل، بر تپهٔ موسوم به عَمران یافت شد. رسام همان کسی است که الواح کتاب بزرگ گیل گمش را نیز به سعی بی مانند خود یافت. بعدها مشخص شد که شمال این تپه، محل پرستشگاه اِسگیلَ است اما چون در آن زمان این پرستشگاه در زیر خاک مدفون بود، مشخص نیست که استوانه در چه فاصلهای از این پرستشگاه یافت شده است. احتمالاً استوانه در میان یک دیوار بزرگ در جنوب عَمران یافته شدهاست. شکل استوانهای این استوانه بهعنوان یک کتیبهٔ پیِ بنا، درون یک دیوار قرار داده شده بود.
هرمزد رسام در کتاب خود، این استوانه را «از مهمترین کشفیات دورانها» دانسته و نوشته است که یک استوانهٔ گلی شکسته در ویرانههای جیمجیما بهدست آورده و هِنری راولینسون با خواندن آن دریافته که این کتیبه، متنی رسمی از تصرف بابل بهدست کوروش است. وی همچنین از اینکه بخشی از استوانه شکسته و گم شده، ابراز تأسف کرده است.
با اینکه رسام در سال ۱۸۹۷ در کتاب خویش محل کشف استوانه را جیمجیما ذکر کرده بود اما پیش از آن در سال ۱۸۷۹، یعنی در همان سالی که استوانه را پیدا کرد در نامهای به ساموئل برچ، سرپرست بخش عتیقات موزهٔ بریتانیا، محل کشف استوانه را عَمران نوشته بود. البته این اختلاف مشکل چندانی ایجاد نمیکند، چرا که در نقشههای آنزمان، جیمجیما همان بخش جنوبی تپهٔ عَمران است اما هنوز مشخص نیست که تا کدام بخش از تپه را جیمجیما میدانستهاند. روستای جیمجیما و منطقهای که بهنام جیمجیما نامیده میشد در جایی قرار داشتند که بخشی از دیوار ایمگور-اِنلیل، یکی از دیوارهای درونی بابل نیز به آنجا میرسیده است. این همان دیواری است که کوروش در متن استوانه از بازسازی آن سخن گفته است. برخی از پژوهشگران بر این باورند که چون در متن کتیبه از بازسازی دیوار ایمگور-اِنلیل صحبت شده، استوانه میباید مربوط به همین دیوار باشد. اما از آنجا که محل دقیق دیواری که استوانه در آن بهدستآمده هنوز بهدرستی مشخص نشده، بنابراین هنوز با اطمینان نمیتوان گفت که کاوشگران گروه رسام، این استوانه را درون چه دیواری یافتهاند. آنچه بهخوبی مشخص است این است که استوانه درون دیواری در جنوب تپهٔ عَمران و نزدیک روستای جیمجیما بهدست آمده است.
استوانهٔ کوروش در حفاری اصلی آسیب ندیده بود و زمانی که به موزهٔ بریتانیا در لندن رسید، نهتنها کامل نبود، بلکه قطعهقطعه بود. کارمندان موزه این قطعات را به هم چسباندند. با این حال، چنانکه بعید بهنظر نمیرسد، استوانه پس از نخستین کاوش از چند نقطه شکستهشد، قطعاتی که از کاوش بهدست آمدهبودند بهراحتی میتوانند ناپدید شوند، چنانکه یکی از قطعات آن (موسوم به قطعهٔ ییل) از طریق بازار بهدست جیمز نیس رسیده بود. دربارهٔ تاریخچهٔ قطعهٔ ییل میان کشفش در سال ۱۸۷۹ تا ۱۹۰۵ چیزی نمیدانیم. چنانکه محتمل است، اگر قطعاتِ دیگر در ابتدا به یک دلال در بغداد رسیدهباشند وی ممکن است بهعلت جذب خریداران متعدد، قطعاتی از لوحهها را تکهتکه کرده باشد و همیشه این احتمال وجود دارد که قطعه یا قطعاتی از استوانهٔ کوروش در مجموعهای ناشناس وجود داشته باشد و روزی پدیدار شود.
قطعهٔ افزوده از دانشگاه ییل
در سال ۱۹۷۱، پاول-ریچارد برگر کشفی شگفتآور انجام داد مبنی بر اینکه یک قطعهٔ بزرگ میخی از استوانهٔ کوروش در دانشگاه ییل در ایالات متحدهٔ آمریکا وجود دارد که سطرهای ۳۶ تا ۴۵ از متن کتیبه را شامل میشود. این قطعه که مدتها پیش منتشر شده بود، بخشی از استوانهٔ کوروش موزهٔ بریتانیا بود و بعداً به آن افزودهشد. قطعهٔ ییل سالها پیش توسط جیمز نیس، گردآورندهٔ خصوصی آثار تاریخی، در بروکلین نیویورک پیدا شده بود که بعداً این قطعه را بههمراه دیگر مجموعهٔ میخیاش به دانشگاه ییل تقدیم کرد. اگرچه که قطعهٔ استوانه بهطور خاص در دومین مجلد متنهای تاریخی، مذهبی و اقتصادی و آثار باستانی توسط خود جیمز نیس و کلرنس کایسر در سال ۱۹۲۰ منتشر شده بود اما ارتباطش با استوانهٔ کوروش مشخص نشده بود. در پی کشف ریچارد برگر، قطعهٔ ییل به استوانهٔ کوروش در لندن اضافه شد و میان دپارتمان آثار باستانی آسیایی و مجموعهٔ بابلی در کتابخانهٔ یادبودی استرلینگ در دانشگاه ییل ترتیبی داده شد که قطعهٔ ییل بهصورت قرض بلندمدت به موزهٔ بریتانیا داده شود و در ازای آن، یک رونوشت بابلی از نخستین لوحهٔ حماسهٔ آفرینش بابلی (BM ۹۳۰۱۵) به دانشگاه ییل دادهشود. (بادامچی، حسین ۱۳۹۱ فرمان کورش بزرگ. تهران: نگاه معاصر، ص۷.)
عبدالمجید ارفعی و ترجمه استوانه کوروش
عبدالمجید ارفعی نخستین مترجم استوانه کوروش بزرگ از زبان اصلی (بابلیِ نو) به فارسی است. ارفعی در تیر ماه ۱۳۵۳ خورشیدی از رساله دکترای خود با عنوان «زمینههای جغرافیایی فارس بر اساس گلنوشتههای تخت جمشید» دفاع کرد و بسیاری از لوحهای گلی تخت جمشید و متنهای حقوقی بینالنهرین از روی کتیبههای تاریخی با تلاش ارفعی ترجمه شده است. این الواح شهرتی جهانی دارد و به شناخت اوضاع اقتصادی و اجتماعی ایران عصر هخامنشیان کمک زیادی کرده است.
عبدالمجید ارفعی سابقه همکاری با بنیاد پژوهشی پارسه و پاسارگاد و بنیاد پژوهشی شوش را در کارنامه خود دارد. همکاری او با بنیاد پژوهشی پارسه پاسارگاد، منجر به خوانده شدن کتیبههای خزانه تختجمشید شد که در موزه همانجا نگهداری میشد. او نخستین ترجمه فارسی فرمان کوروش بزرگ (منشور کورش) را از روی مولاژی از اصل منشور، همراه با نسخهبرداری جدید انجام داد.
کتاب فرمان کوروش بزرگ، از سوی مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، در سال ۱۳۸۹ منتشر شد. برخی دیکر از آثار وی عبارتند از: گلنبشتههای باروی تخت جمشید، عبدالمجید ارفعی، مرکز دائرۀالمعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۸۷/ فرهنگ، عبدالمجید ارفعی، مهدی مداینی، وزارت فرهنگ و آموزش عالی، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۶۹/ ترجمه متنهای حقوقی بینالنهرین از روی کتیبهها
خوانش و پژوهش متن استوانه:
استاد ارفعی نوشته است: نخستین آوانویسی لوحه توسط «سر هنری راولینسون» (Sir H.C. Rawlinson) در «مجلهی انجمن سلطنتی آسیایی» (Journal of the Royal Asiatic Society) سری جدید شماره۱۲ (سال ۱۸۸۵) به چاپ رسید.
نخستین نسخه برداری توسط «تئوفیلوس گ. پینچس» (Theophilus G. Pinches) در کتاب «سنگ نبشتههای آسیای غربی» (Cuneiform Inscription of Western Asia) معروف به «پنج راولینسون» در مجلد پنجم شماره ۳۵ در سال ۱۸۸۲ میلادی به چاپ رسید.
در این اواخر تحقیقات جدید نشان داد که قسمتی از یک لوحهی استوانهای که آن را نبونئید پادشاه بابل میدانستند و در موزهی دانشگاه «ییل» (Yale) در آمریکا نگهداری میشد و در کتاب سنگ نبشتههای بابلی در مجموعهی «ج.ب. نیس» (Babylonian Inscription in the Collection of J.B. Nies) مجلد دوم شماره۳۲ به چاپ رسیده است، جزئی از لوحهی کورش بزرگ از سطر ۳۶ تا ۴۳ می باشد. از اینرو قطعهی مزبور به انگلستان برده شد و به لوحهی اصلی ملحق گردید. متن این قطعه همراه با متن لوحهی اصلی یکجا در سال ۱۹۷۵، به همراه تصحیحات و یادداشتهای بسیار سودمند آقای پروفسور «پاول ریچارد برگر» (Paul Richard Berger) استاد دانشگاه «مونستر» (Munster) آلمان در مجلهی آشورشناسی (Zeitehrift für Assyriologie) مجلد ۶۴ (جولای ۱۹۷۵) به چاپ رسید.
به سبب آنکه در نسخه برداری چاپ شده در سال ۱۸۸۲ اشتباهاتی موجود بود از برای برطرف کردن آن اشتباهات و نیز افزودن قطعهی تازه یافته شده، نسخه برداری جدیدی توسط این جانب انجام گرفت. با این امید که خالی از نقص باشد.

شما چه نظری دارید؟