در سالهای اخیر، همزمان با بروز بحرانهای داخلی، اعتراضات اجتماعی و تنشهای امنیتی و نظامی، محدودسازی یا قطع اینترنت به یکی از تصمیمهای تکرارشونده در ایران تبدیل شده است؛ تصمیمی که نهتنها بر جریان اطلاعرسانی اثر میگذارد، بلکه ابعاد گستردهتری از زندگی اجتماعی، اقتصادی و رسانهای جامعه را تحت تأثیر قرار میدهد. در جهانی که ارتباطات دیجیتال به بخش جداییناپذیر زیست روزمره تبدیل شده، قطع دسترسی به اینترنت دیگر صرفاً یک اقدام فنی یا امنیتی تلقی نمیشود، بلکه بهعنوان یک مسئله مرتبط با حق ارتباط، اعتماد عمومی و حکمرانی رسانهای مورد توجه قرار گرفته است.
دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی گفت: حل یک مسئله مثل فیلترینگ میتوانست به افزایش رضایتمندی منجر شود. به هر حال، خواستههای سیاسی انباشتهشدهای وجود داشت که وقتی مسئله گرانی به آن اضافه شد، با همافزایی به یک دردسر جدی برای کشور تبدیل شد.
همزمان با اعمال این محدودیتها، مرجعیت رسانهای جامعه نیز دچار جابهجایی میشود. کاهش دسترسی رسانههای داخلی و مستقل به منابع خبری و ابزارهای ارتباطی، زمینه را برای تقویت رسانههای برونمرزی فراهم میکند؛ رسانههایی که در غیاب روایتهای میدانی و مستقل داخلی، نقش پررنگتری در شکلدهی به افکار عمومی پیدا میکنند. این وضعیت، نهتنها امکان تولید روایت دستِ اول را محدود میکند، بلکه فاصله میان رسانههای رسمی و مخاطبان را نیز افزایش میدهد.
در کنار پیامدهای رسانهای، قطع اینترنت آثار اجتماعی و اقتصادی قابلتوجهی بههمراه دارد. میلیونها نفر در چنین شرایطی از ارتباط با خانواده و بستگان خود در داخل و خارج از کشور محروم میشوند و بخش گستردهای از کسبوکارهای خرد و دیجیتال با اختلال جدی مواجه میشوند. از سوی دیگر، تجربه سالهای گذشته نشان داده است که محدودسازی ارتباطات به شکلگیری بازارهای غیررسمی و سیاه ابزارهای ارتباطی منجر شده و مسیر دور زدن محدودیتها را گسترش داده است.
در این چارچوب، پرسش اصلی این است که سیاستهای ارتباطی در شرایط بحران چه تأثیری بر اعتماد عمومی، مرجعیت رسانهای و انسجام اجتماعی میگذارد و آیا میتوان میان ملاحظات امنیتی و حق ارتباط توازن پایداری ایجاد کرد؟
محمدمهدی فرقانی، استاد ارتباطات و روزنامهنگاری، در گفتوگویی تحلیلی به بررسی این پرسشها پرداخته و پیامدهای رسانهای، اجتماعی و اقتصادی قطع اینترنت را از منظر ارتباطات واکاوی کرده است.
فرقانی در گفتوگو با اقتصادنیوز با اشاره به این موضوع میگوید: معمولاً در شرایط اضطراری، دولتها محدودیتهایی را اعمال میکنند، اما این محدودیتها باید مقید به همان شرایط اضطراری باشد و بعد از اینکه بحران تخفیف پیدا میکند، این محدودیتها هم بهتدریج یا حتی سریع برطرف شود.»
حق ارتباط یعنی همه آحاد مردم حق دارند از امکانات ارتباطی استفاده کنند
او با تأکید بر مفهوم «حق ارتباط» توضیح میدهد: ما در جهان امروز فقط درباره حق دسترسی به اطلاعات صحبت نمیکنیم، بلکه با مفهومی به نام حق ارتباط روبهرو هستیم. حق ارتباط یعنی همه آحاد مردم حق دارند از امکانات ارتباطی استفاده کنند؛ از یک احوالپرسی ساده گرفته تا دسترسی، تولید و انتشار اطلاعات.»
فرقانی معتقد است محدودسازی ارتباطات در داخل کشور، «مرجعیت رسانهای» را به بیرون از مرزها منتقل میکند. او در اینباره میگوید: در شرایطی که امکانات ارتباطی در داخل محدود میشود، مرجعیت رسانهای به خارج از کشور منتقل میشود و رسانههای برونمرزی میتوانند روایتهای مختلف و گاه دستکاریشده را بهعنوان واقعیت در اختیار مخاطبان قرار دهند.»
به گفته این استاد ارتباطات، نتیجه چنین وضعیتی تضعیف شدید روایتسازی داخلی است: «عملاً امکان روایتسازی مبتنی بر واقعیت، سرعت، دقت و امانت در داخل کشور بهشدت کاهش پیدا میکند و رسانههای داخلی توان پاسخگویی به نیاز خبری مردم را از دست میدهند.»
رسانههای مستقل باید دسترسی کافی به اطلاعات و منابع خبری داشته باشند
او در رابطه با اینکه از دست دادن «روایت اول» و «روایت مستقل و میدانی» در بزنگاه ها بحران ها گفت: در شرایطی که اعتماد عمومی به رسانههای رسمی و دولتی ضعیف است و مردم روایتهای یکطرفه را باور ندارند، این روایتسازیها به خارج منتقل میشود و البته بین رسانههای دولتی و رسانههای مستقل یا نیمهمستقل بیشتر تبعیض وجود دارد. اگر قرار است مردم روایتهای داخلی را باور کنند، رسانههای مستقل باید دسترسی کافی به اطلاعات و منابع خبری داشته باشند و بتوانند روایتهای مبتنی بر واقعیت تولید و منتشر کنند.
وی گفت: در غیر این صورت، محدود کردن رسانههای مستقل و در عین حال باز گذاشتن نسبی دست رسانههای دولتی و حاکمیتی، عملاً مشکل دسترسی مردم به اطلاعات را حل نمیکند. عدم اعتماد مردم به اینگونه روایتها و نیاز آنها به دانستن واقعیت، با این سیاستها رفع نمیشود. محدود کردن رسانههای مستقل و در مقابل، دسترسی آزاد رسانههای دولتی، به اعتماد عمومی، انسجام اجتماعی و همبستگی ملی لطمه میزند و قدرت روایتسازی را به خارج از کشور منتقل میکند؛ امری که به نفع هیچکس نیست.
میلیونها نفر از امکان تماس با خانواده خود محروم شدند
فرقانی درباره شکل گیری بازار سیاه ارتباطات از فیلترشکن تا استارلینک، سیم کارت های خارجی و ...، گفت: این پدیده نشان میدهد که رسانههای رسمی نتوانستهاند نیاز خبری مردم را تأمین کنند و اعتماد عمومی را جلب کنند. در نتیجه، دور زدن محدودیتها و ممنوعیتها شکل میگیرد و بازار سیاه ایجاد میشود. از این طریق، برخی افراد ممکن است از این دور زدنها سوءاستفاده کنند و حتی روایتهای جعلی تولید کنند. بنابراین پیشنهاد میشود که با توجه به روند اوضاع، هرچه زودتر امکانات ارتباطی نه تنها در اختیار رسانهها، بلکه در اختیار آحاد مردم قرار بگیرد.
او قطع اینترنت را مسئلهای فراتر از رسانه دانست و گفت: دلایل عمدهای وجود دارد، میلیونها نفر در این شرایط از امکان تماس و ارتباط با خانوادهها و بستگان خود در داخل و خارج از کشور محروم میشوند و این موضوع به تشدید عصبانیت اجتماعی منجر میشود؛ بهویژه در میان نسلی که با فضای مجازی بزرگ شده است. نسلهای قدیمیتر شاید بتوانند با این شرایط کنار بیایند، اما نسل جوان که سبک زندگیاش بر پایه ارتباطات دیجیتال شکل گرفته، تحمل قطع ارتباطات را ندارد.
قطع اینترنت زندگی روزمره را مختل و نارضایتی اجتماعی را افزایش میدهد
او همچنین به آسیبهای اقتصادی اشاره کرد: جمعیت زیادی از مردم از طریق شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای آنلاین امرار معاش میکنند و طولانی شدن قطع اینترنت میتواند زندگی روزمره آنها را بهشدت مختل کند و نارضایتی اجتماعی را افزایش دهد.
فرقانی در بخش دیگری از این گفتوگو در رابطه با ضرورت روایت گری میدانی و مستقل چه برای خبرنگاران داخلی چه خارجی، گفت: جنگ خارجی با بحران داخلی ماهیت متفاوتی دارد. در جنگ خارجی، مردم معمولاً نسبت به عامل تجاوز واکنش منفی دارند. مثلا در جریان جنگ ۱۲ روزه، شاهد بودیم که تعداد زیادی افراد نظامی شهید شدند و گذشته از آن، تعداد قابل توجهی از مردم غیرنظامی نیز جان خود را از دست دادند؛ بسیاری از این افراد را حداقل عموم میشناسند. گزارشهای میدانی در چنین شرایطی کمک میکند تصویر دقیقی از آنچه در ایران اتفاق افتاده، ارائه شود و مانع روایتسازیهای جعلی طرف مقابل شود. اما در مورد بحرانهای داخلی، ماهیت مسئله متفاوت است و حساسیتها نیز متفاوت هستند؛ بنابراین نمیتوان این دو وضعیت را با هم مقایسه کرد و نحوه رفتار و مواجهه رسانهای با هر کدام باید متفاوت باشد.
