محمد داودبیگی - روزنامه اطلاعات| اضافه برداشت صدها میلیارد مترمکعبی از منابع زیرزمینی آب در دهههای گذشته و افت مستمر سطح این منابع سبب شده است که اغلب استانها با بحران افت آبهای زیرزمینی در حجمهای چند میلیون متر مکعبی روبهرو شوند و برخی استانها از این نظر به مرحله فوق بحران برسند اما تاسف آورتر این که موضوع انتقال آب دریا به فلات مرکزی ایران در دستور کار است که به گفته کارشناسان ثمری نخواهد داشت و پول هنگفتی را خواهد بلعید.
در ۵۰سال گذشته حدود ۲۰۰میلیارد مترمکعب آب تجدیدناپذیر کشور به عنوان ثروتی گرانبها مصرف شد و اکنون تقریبا تمامی تالابها و دریاچهها از دست رفته است و به دلیل برداشتهای بیرویه آبهای زیرزمینی، فرونشست زمین بسیاری از استانها را تهدید میکند، بحرانی که در صورت ایستایی، به قرنها زمان برای بازسازی این ثروت از دست رفته نیاز دارد.
اکنون اما همان استانها که منابع ارزشمند آب خود را با کشاورزی و آن هم به روش سنتی از دست دادهاند، در انتظارند تا طرح ملی انتقال آب از دریا به استان به دادشان برسد؛ آبی که گرانقیمت است و برای هر بخشی قابل استفاده نیست.
بر اساس اعلام شرکت آب منطقهای خراسان جنوبی، سالانه ۱۲۰درصد آب قابل برنامهریزی و به عبارتی آب ورودی به سفرههای آب زیرزمینی در این خطه استفاده میشود که این موضوع زنگ خطر جدی برای منابع زیرزمینی آب است و به اصطلاح دخل و خرج منابع آب تراز نیست و در مرز ورشکستگی قرار دارد.
آب پر هزینهای که از توان مردم و صنایع خارج است
سئوال اینجاست که تکمیل طرح ملی انتقال آب به فلات مرکزی ایران از دریای عمان علاوه بر تامین آب پایدار، آیا میتواند زندگی میلیونها شهروند، صنایع و معادن بزرگ و توسعه پایدار استانهای درگیر را تضمین کند؟
مجری سابق طرح انتقال آب خلیج فارس به فلات مرکزی ایران و معاون محیط زیست انسانی سازمان حفاظت محیط زیست به «اطلاعات» می گوید: انتقال آب دریا به فلات مرکزی کشور بسیار پر هزینه و پرداخت قیمت تمام شده آن، از توان مردم و حتی صنایع خارج است.
دکتر صدیقه ترابی می افزاید: انتقال آب به داخل ایران با اجرای این طرح در کشورهای حاشیه خلیج فارس کاملا متفاوت است و نمیتوان روی آن حساب زیادی باز کرد. چون مجموع جمعیت ۵کشور حاشیه دریای عمان و خلیج فارس نصف جمعیت ایران است، ضمن آن که آن کشورها سطحی صاف و مسیری کوتاه برای انتقال آب دارند.
وی تصریح می کند: در ایران اما آب دریا باید مسیر بسیار طولانی صدها و گاه هزار کیلومتر به داخل کشور را که سطح بالایی از دریا هم دارد، طی کند و پمپاژ شود که مستلزم صرف انرژی بسیار زیاد به همراه هزینههای بسیار گزاف است. همچنین برای نمک زدایی آب دریا و انتقال آن به داخل کشور به سرمایهگذاریهای سنگین اولیه نیاز است و برای بهرهبرداری و انتقال آب هم به رقم بسیار بالایی اعتبار نیاز داریم که در نتیجه این آب را به کالایی گرانبها بدل میکند.
مجری سابق پروژه انتقال آب خلیج فارس به فلات مرکزی ایران ادامه می دهد: بنابراین به انرژی فراوان و دائمی برای نمکزدایی آب دریا و انتقال آن به مقصد طولانی نیاز داریم که هزینههای آن هم جاری و دائمی است و آب دریا را بسیار گران میکند. در زمانی که در وزارت نیرو مسئول این بخش بودم، هزینه انتقال هر مترمکعب آب دریا ۲.۵یورو بود که تاکنون ممکن است به ۴یورو هم رسیده باشد که پرداخت هزینه آن توسط مردم و صنایع امکانپذیر نیست و دولت خودش باید پرداخت این هزینه سنگین را تقبل کند.
به گفته معاون سازمان حفاظت محیط زیست، دولت اسپانیا هم در مقطعی تصمیم گرفت که ۱۲ مگا پروژه از طرحهای نمکزدایی را اجرا کند، اما وقتی به مرحله عمل رسید، به دلیل هزینههای سنگین آنها فقط ۵۰ درصد یکی از مگاپروژهها به مرحله اجرا درآمد.
وی می افزاید: بنابراین اجرای پروژه نمکزدایی آب دریا به دلیل «حجم زیاد» و «مسافت طولانی» منطقی نیست و به جای آن باید مصرف آب مدیریت شود و صنایع آب بر به حاشیه خلیج فارس انتقال یابد.
آب ژرف یا انتقال آب دریا راه حل نیست
در این میان کارشناسان هم معتقدند باید هرچه زودتر با اقدامهای فوری و عاجل برای رفع بحران آب چاره ای اندیشید ؛درغیر این صورت امنیت آبی که امنیت کشور محسوب می شود، به خطر خواهد افتاد.
محمدحسین امید، استاد دانشکدگان کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران راه حل مساله بحران آب را توجه به نظرات کارشناسی و بازگشت به مبانی و اکوهیدرولوژی می داند و با رد راهحلهای شبه علمی مانند استخراج آبهای ژرف یا انتقال آب دریا می گوید: شیرینسازی آب دریا، حتی در بهترین شرایط فقط میتواند نیم تا یک درصد نیازهای کشور را تامین کند و هزینههای اقتصادی و زیست محیطی سنگینی دارد. مشکل این است که ما در این سالها بیش از ۵۰درصد مازاداز منابع آبی برداشت کردهایم، در حالی که نباید از منابع آب تجدیدپذیر، بیش از ۴۰درصد برداشت میشد.
وی می افزاید:سرانه آب در کشورمان از ۴۵۰۰مترمکعب به زیر ۱۰۰۰مترمکعب و در فلات مرکزی به ۶۰۰مترمکعب کاهش یافته که نشان دهنده کمبود شدید آب است و این یعنی با مرز بحران مطلق فاصله چندانی نداریم. بحران آب می تواند زمینه ساز به خطر افتادن امنیت شود ؛ باید بپذیریم که راه حل مشکل، انتقال آب دریا در حد وسیع نیست و این انتقالهای بیرویه مشکلات بسیاری را ایجاد خواهد کرد.
امید با اشاره به انتقال آب از سد طالقان به تهران می گوید: در انتقال ۲۰۰میلیون مترمکعب آب از طالقان به تهران آنچه در این اقدام دیده نشد، آسیبهایی است که اجرای این طرح به دشت قزوین و سپیدرود وارد می کند. آب طالقان سهم طبیعت آن منطقه بود و با این کار یکی از دشتهای خوب کشور را در معرض نابودی قرار داده ایم.
استاد دانشکدگان کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران می افزاید: بنابراین در همه ابعاد صنعتی،کشاورزی و شهری نیازمند تجدیدنظر در مصارف آب هستیم و اگر تمامی این موارد را رعایت کنیم، شاید بتوانیم سرعت پیشرفت بحران را فقط کُند کنیم.
