دوشنبه ۲۰ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۰:۳۰
نظرات: ۰
۰
-
[ سید محمد کاظم سجادپور ] سلاح‌های هسته‌ای؛ تنش‌های کهن و گرایش‌های نوین

باید توجه داشت که کمیت و کیفیت سلاح‌های هسته‌ای در حال افزایش و دگرگونی است. فراتر و مهم‌تر آنکه دکترین‌های نظامی هسته‌ای در حال تغییر می‌باشد.

سید محمدکاظم سجادپور - روزنامه اطلاعات: پاپ لئو، رهبر کاتولیک‌های جهان، در هفته اول فوریه ۲۰۲۶ (بهمن ۱۴۰۴) طی نامه‌ای از رهبران آمریکا و روسیه خواست به معاهده موسوم به «استارت نو» در زمینه کنترل و کاهش تسلیحات هسته‌ای برگردند. استارت نو، معاهده‌ای بود که سال ۲۰۱۱ بین آمریکا و روسیه به اجرا درآمد و معاهده‌ای مهم در ثبات هسته‌ای جهان بود.

این معاهده یک بار در ۲۰۲۱ تمدید شد و با عدم تمدید آن توسط دو قدرت هسته‌ای جهان، در ۵ فوریه ۲۰۲۶ (۱۶/۱۱/۱۴۰۴) عصر جدیدی از مناسبات هسته‌ای آغاز شد. روسیه اعلام کرد آخرین بار مفاد آن را رعایت کرد ولی آمریکا علاقه‌ای در این خصوص نشان نداده و بر این نکته پافشاری کرد که بجای معاهده استارت نو که دو جانبه بین روسیه و آمریکا منعقد گردیده بود، به معاهده‌ای سه جانبه بین آمریکا، چین و روسیه نیاز است و البته چین این نظر را رد کرد. 

عدم تمدید استارت نو، سر و صدای زیادی در محافل سیاسی و امنیتی بین‌المللی بپا کرد و نکته جالب، موضع‌گیری واتیکان بود که از حادثه هیروشیما در ۱۹۴۵ تاکنون حساسیت خاصی نسبت به سلاح‌های هسته‌ای داشته است. دبیرکل سازمان ملل متحد هم از عدم تمدید آن معاهده ابراز نگرانی کرد. عدم تمدید معاهده استارت نو، پنجره‌ای برای ورود به بحث قابل توجه نسبت به سلاح‌های هسته‌ای و روابط بین‌المللی است. 

چگونه می‌توان این نسبت را مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار داد؟ در پاسخ به نقش سلاح‌های هسته‌ای در سامانه قدرت بین‌المللی باید ابتدا توجه کرد، سپس ساز و کار کنترل سلاح‌های هسته‌ای را باید مورد مداقه قرار داد و در نهایت باید به بهم‌ریختگی مناسبات هسته‌ای و موقعیت کنونی روابط بین‌المللی توجه نمود.

بکار بردن بمب و سلاح هسته‌ای در ۱۹۴۵ در هیروشیما و ناگازاکی در بیش از هشتاد سال پیش، نه فقط ماهیت جنگ‌ها در مناسبات بین‌المللی را دگرگون ساخت، بلکه یکی از مؤثرترین پیشران‌های شکل‌دهنده به نظام بین‌المللی بود. تا قبل از بکارگیری سلاح‌های هسته‌ای توسط ایالات متحده، شیوه، چارچوب و ماهیت جنگ بین دولت‌ها و در عرصه روابط بین‌الملل بگونه‌ای متعارف و به اصطلاح کلاسیک بود.

اما ورود بمب اتم بطور همزمان، هم جنگ در روابط بین‌المللی را ماهیت نوین داد و هم آمریکا را بعنوان دارنده انحصاری سلاح هسته‌ای، بعد از جنگ جهانی دوم در موقعیت خاصی در سیاست بین‌المللی قرار داد اما با افزوده شدن دارندگان سلاح‌های هسته‌ای، معاهداتی شکل گرفت که استارت نو عمده‌ترین آنها بود.

در واقع استارت نو، در روند تکاملی و تحولی معاهدات کنترل سلاح‌های هسته‌ای است که در دهه‌های ۷۰ و ۸۰ میلادی بین واشنگتن و مسکو انعقاد یافته بود. استارت نو، بعنوان بخشی از سامانه کنترل تسلیحات هسته‌ای، حداقل در سه حوزه مؤثر بود:

حوزه اول تعداد و میزان کلاهک‌های هسته‌ای در کشور بود، حوزه دوم وجود چارچوبی برای راستی‌آزمایی بود و سرانجام حوزه سوم، جلوگیری از اتفاقات و حوادث بود. 

براساس این معاهده، هیچکدام از طرفین نمی‌توانست بیش از ۱۵۵۰ کلاهک هسته‌ای آماده پرتاب و بیش از ۸۰۰ سامانه پرتاب داشته باشد. سیستم راستی آزمایی، بسیار پیچیده و ترکیبی شامل مبادله داده و بازرسی بود.

البته باید گفت که گسترده‌تر شدن اعضای باشگاه هسته‌ای نظامی جهان، سامانه کنترل بمب هسته‌ای را دچار چالش در سطح جهانی کرد. اما بهرحال بین روسیه و آمریکا چارچوبی وجود داشت. با عدم تمدید استارت نو، تمسک به بازدارندگی‌زدائی سلاح‌های هسته‌ای و گسترش آنها را ثبات‌ساز تلقی کردند. 

کنت والتز، تئوریسین آمریکائی معروف روابط بین‌المللی بر این نظر بود. در مقابل، عده‌ای کنترل سلاح‌های هسته‌ای از طریق معاهدات و نهادهای دوجانبه و چندجانبه را مطرح کردند. این رفت و آمدهای نظری و علمی به خلق و پیدایش دو دسته نهادهای حقوقی و نظارتی در حوزه سلاح‌های هسته‌ای انجامید.

دسته اول، معاهدات چندجانبه بین‌المللی‌اند که در راس آنها معاهده موسوم به عدم گسترش سلاح هسته‌ای و یا ان پی تی است. دسته دوم، معاهدات دوجانبه بین ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی و بعدا فدراسیون روسیه می‌باشند.

در مجموع می‌توان گفت که سامانه‌ای برای کنترل سلاح‌های هسته‌ای، با هر نواقص و کمبودهای بنیادین آن، ایجاد شد. با فروپاشی شوروی و جانشینی روسیه در سلاح‌های هسته‌ای، با نشیب و فرازهای فراوان و مجموعه‌ای از معاهدات مربوط به سلاح‌های هسته ای بین اتحاد شوروی، چین، فرانسه و انگلیس، انحصار از دست آمریکا خارج شد و با توجه به کمیت و کیفیت سلاح‌های هسته‌ای، آمریکا و شوروی به دو ابرقدرت هسته‌ای و مسلط در سیاست بین‌المللی تبدیل شدند. امکان استفاده از سلاح هسته‌ای، خود تبدیل به خطری شد که دو ابر قدرت را مجبور به اتخاذ تدابیر لازم برای کنترل تسلیحات هسته‌ای کرد.

در این میان، به مرور منظومه و مجموعه‌ای از مباحث نظری و علمی در خصوص کنترل‌پذیری سلاح‌های هسته‌ای شکل گرفت. در عرصه نظری، امکان نابودی متقابل، مفهومی کلیدی و برجسته شد. بدین معنی که اگر یک قدرت هسته‌ای علیه رقیب از بمب هسته‌ای استفاده کند، طرف مقابل نیز استفاده خواهد کرد و نتیجه، نابودی دو طرف خواهد بود. مفهوم بازدارندگی از دل این نظریه‌پردازی هسته‌ای برمی‌آید و مسلط‌ ترین مفهوم قوام‌بخش به روابط امنیتی دو ابر قدرت شد.

در عرصه نظریه‌پردازی، با عصری از بهم‌ریختگی هسته‌ای مواجه می‌شویم که در آن سه قدرت مهم هسته‌ای نظامی یعنی آمریکا، روسیه و چین به نوسازی زرادخانه هسته‌ای خود مشغولند. به عبارت دیگر کمیت و کیفیت سلاح‌های هسته‌ای در حال افزایش و دگرگونی است. فراتر و مهم‌تر آنکه دکترین‌های نظامی هسته‌ای در حال تغییر می‌باشد.

برخی از کنشگران هسته‌ای نظامی، به گونه‌ای در چارچوب های استفاده از سلاح هسته‌ای صحبت می‌کنند که در نهایت به قبح‌زدائی از استفاده از سلاح هسته‌ای منجر می‌شود. 

جنگ اوکراین در این میان، نقطه عطفی است. بازسازی نظامی آمریکا در دوره دوم ترامپ، تاکید خاصی بر نوسازی هسته‌ای نظامی دارد. سرعت چین، با تولید صد در صد کلاهک هسته‌ای در سال قابل ملاحظه است. این‌ها علائم نگران‌کننده‌ای برای نظام هسته‌ای نظامی جهانی است.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی