حسن فارسیزاده - روزنامه اطلاعات|پذیرش اعتراض نسبت به موضوعات مختلف از جمله وضع نامناسب معیشت و ناهنجاریهای اجتماعی و حتی سیاسی، از حقوق اولیه همه کشورها به ویژه نظامهای برپایه جمهوری محسوب میشود که هرگونه اهمال در بهرسمیت شناختن آن، میتواند به بروز اعتراضهای قانونی و غیرقانونی بینجامد که گاه با خشونت وخسارتهای جانی و مالی گسترده همراه میشود؛ همانند آنچه در دی ماه اخیر در کشور شاهد آن بودیم.
طی چند هفته گذشته و از زمان ناآرامیهای اخیر تاکنون که به جان باختن هزاران نفر و همچنین تخریب اموال عمومی و هتک حرمتها منجر شد، مسئولان عالی نظام بر حق مسلم مردم در بیان اعتراضهایشان تاکید کردهاند اما تاکنون هیچ مسئول و دستگاهی پیگیر عدم اجرای وظایف قانونی مسئولان در این حوزه نبوده و همه سخنان آنان در حد و اندازه شعار باقی مانده است.
تشکیل تالار «صدای مردم» در اهواز
خوزستان تنها استانی است که مسئولان آن از مدتها قبل پیگیر تعیین سازوکارهایی برای شنیدن انتقادها و اعتراضهای مردم هستند و به همین منظور، «تالار صدای مردم» در این خطه از ایران راهاندازی شده است.
اواخر آذر امسال استانداری خوزستان در یک اقدام خوب و تحسین برانگیز اقدام به راهاندازی تالار «صدای مردم» کرد و به این ترتیب برای نخستین بار با هدف ساماندهی تجمعات صنفی، مدیریت سازنده فضای اجتماعی و ایجاد بستر مناسب برای بیان مطالبات، سازوکاری تعیین شد و در حقیقت درهای این تالار به روی تجمعات صنفی گشوده شد تا امکان طرح گلایهها و خواستها در چارچوبی امن، شفاف و قانونی فراهم شود.
تالار «صدای مردم» ۲۳آذر و در همان روز نخست گشایش، میزبان نخستین تجمع صنفی بود که با حضور جمعی از کارگران یک شرکت نفتی و نانوایان اهواز برگزار شد.
این تجمع به مدت حدود ۲ساعت ادامه داشت و با حضور مدیران و مسئولان دستگاههای ذیربط، مطالبات مطرح و بررسی شد و در پایان، با امضای صورتجلسه و تعهد دستگاههای مسئول، این تجمع خاتمه یافت.
اکنون این سوال مطرح است که راهاندازی چنین مراکزی به چه میزان اعتبار و همت نیاز دارد که تاکنون در کشور به سرانجام نرسیده است و چرا عزم جدی هم برای تحقق آن وجود ندارد؛ این غفلت در حالی است که میتوان با انجام اینگونه کارها، از بسیاری از حوادث ناگوار و تحمیل هزینه گزاف به کشور، جلوگیری کرد.
تجربه متفاوت خوزستان
روزنامه اطلاعات درباره «تالار صدای مردم»، پای صحبت یکی از مبتکران آن نشست و نظر او را در این ارتباط جویا شد.
دکتر لفته منصوری، مشاور اجتماعی استاندار خوزستان گفت: روزگاری که شکاف میان دولت و جامعه به یکی از چالشهای اصلی حکمرانی بدل شده است، تجربه خوزستان روایت متفاوتی از روبهرو شدن با مطالبات مردمی را ارائه میدهد؛ روایتی مبتنی بر شنیدن، صبوری، پاسخگویی و حضور میدانی در میان مردم.
وی افزود: از نشستهای «تالار صدای مردم » تا بازدید میدانی از محله ملاشیه اهواز، استاندار خوزستان نه فقط شنونده اعتراضها بود، بلکه پیش از این بههمراه مدیران اجرایی، به متن مسائل رفت؛ مشکلات آسفالت، شبکه فاضلاب، آب شهری و روشنایی معابر را از نزدیک دید و برای رفع آنها با مردم به توافق زمانی مشخص رسید.
منصوری بر ضرورت مدیریت علمی اعتراضها تاکید کرد و گفت: در این دیدگاه اعتراض نه تهدید، بلکه فرصتی برای اصلاح حکمرانی محسوب میشود و در حقیقت «تالار صدای مردم» بر این ایده استوار است که اعتراضهای مسالمتآمیز بخشی از مشارکتهای مدنی و اجتماعی شهروندان است و در این چارچوب، مردم حق دارند مطالبه کنند و حاکمیت وظیفه دارد آن را بشنود و پاسخگو باشد.
وی افزود: تفاوت نشستهای این تالار با رویههای مرسوم در آن است که استاندار شخصاً در آنها حضور مییابد، بدون واسطه سخنان مردم را میشنود و تلاش میکند پاسخها واقعی، قابل اجرا و شفاف و نه کلی و شعاری باشد.
منصوری درباره حضور استاندار در میان معترضان و تأثیر آن بر فضای گفتگوها تاکید کرد: این حضور، فضای تقابل را به گفتگو بدل میکند. وقتی عالیترین مقام اجرایی استان با صبوری پای حرفهای مردم مینشیند، سطح تنش بهطور محسوسی کاهش مییابد و مردم احساس میکنند که دیده و شنیده میشوند و همین احساس، زمینه اقناع و همکاری با مسئولان را فراهم میکند. تجربه نشان داده است که بخش قابلتوجهی از اعتراضها، در «شنیده نشدن» و نه صرفاً در کمبود منابع ریشه دارد.
مبتکر راه اندازی تالار صدای مردم با اشاره به نمونهای از شنیدن حرفهای مهم، گفت: در منطقه ملاشیه اهواز، مشکلاتی مانند آسفالت نامناسب معابر، عدم تکمیل شبکه فاضلاب، تامین آب شهری و روشنایی خیابانها بهصورت عینی بررسی و برای رفع آنها، زمانبندی مشخصی ارائه شد که مورد تأیید مردم قرار گرفت که این همان حلقه مفقوده بسیاری از نشستهای اداری است؛ یعنی پیوند تصمیم با میدان عمل!
مدیریت علمی پاسخگویی به اعتراضها
مشاور اجتماعی استاندار خوزستان در ادامه این گفتگو با تاکید بر این که مدیریت سلیقهای و مقطعی اعتراضها، هم هزینههای اجتماعی دارد و هم اعتماد عمومی را دچار فرسایش میکند و به آن ضربه میزند، افزود: اعتراض پدیدهای اجتماعی است و باید با ابزارهای علمی نظیر تحلیل، گفتگو و پاسخگویی مدیریت شود؛ از این رو اگر اعتراضها را صرفاً از زاویه امنیتی ببینیم، به جای حل مساله، صورت مسأله را پاک کردهایم.
منصوری در توصیف وضعیت موجود مدیریت اعتراضات در استان گفت: اکنون تعامل اولیه غالباً از مسیرهای حراستی انجام میشود که برای حفظ نظم لازم است، اما کافی نیست. مشکل اصلی، نبود فرآیند شفاف، ضعف مستندسازی و پیگیریهای غیرساختاریافته است. در چنین شرایطی، برخی مطالبات بلاتکلیف میمانند و دوباره به شکل اعتراض بازتولید میشوند.
روندکار تالار «صدای مردم» چگونه است؟
منصوری درباره روند فعالیتهای تالار «صدای مردم»، گفت: در این تالار یک مدل جامع را در دستورکار داریم که بر چند محور استوار است. نخست، تشکیل یک گروه ثابت گفتگو با معترضان در استانداری؛ دوم راهاندازی سامانه ثبت و پیگیری مطالبات برای شفافسازی آن؛ سوم، مستندسازی دقیق اعتراضها؛ چهارم، تشکیل کارگروههای ویژه با حضور نمایندگان معترضان و دستگاههای اجرایی و پنجم، تحلیل دادهها برای پیشبینی و پیشگیری از بحرانهای اجتماعی.
وی نسبت این مدل با رویکرد استاندار خوزستان را اینگونه توضیح داد: این مدل کاملاً با منش مدیریتی آقای موالیزاده استاندار خوزستان همخوان است. احترام به مردم، صبوری در شنیدن سخنان انتقادی و قاطعیت در پیگیری، ۳ ویژگی بارز ایشان در روبرو شدن با مطالبات مردمی است و استاندار به صراحت تأکید دارد که مدیران باید پاسخگوی مردم باشند و هیچ مطالبهای نباید در پیچوخم مقررات اداری گم شود.
وی افزود: برخی معتقدند پاسخگویی به اعتراضها ممکن است موارد آن را افزایش دهد که این یک تصور نادرست است. تجربههای علمی و عملی نشان میدهد که شفافیت و پاسخگویی، اعتراضها را مدیریت میکند، نه تشدید. آنچه اعتراض را مزمن و رادیکال میکند، عدم پاسخگویی، ابهام و احساس بیعدالتی در بیان معترضان است. وقتی مردم مسیر روشنی برای طرح و پیگیری مطالبات خود داشته باشند، اعتراضها از خیابانها به گفتگو منتقل میشود.
مشاور اجتماعی استاندار خوزستان تصریح کرد: اگر این مدل در کشور نهادینه شود، مدیریت اعتراضها از یک واکنش اضطراری به یک فرآیند پایدار بدل خواهد شد که نتیجه آن، افزایش اعتماد عمومی، کاهش هزینههای اجتماعی و مهمتر از همه، اصلاح ساختارها و مدیریتهایی است که خود مولد اعتراضاند، در چنین نگاهی، اعتراض نه تهدید، بلکه فرصتی برای بهبود حکمرانی و نزدیکتر شدن دولت و مردم به یکدیگر است.
