مسعود دشتی درخشان - روزنامه اطلاعات: انتخابات میاندورهای ایالات متحده در پیش است و دونالد ترامپ به شدت به دنبال دستاوردهایی است که بتواند آنها را از پشت تریبون، تاریخی بنامد؛ از آتشبس در اوکراین گرفته تا توافق هستهای با ایران. او امیدوار است این موفقیتها همان ابزار تبلیغاتی و نمادین باشند که بتواند در میان هواداران خود پیروزیهایی را جشن بگیرد و روایت تاریخی از قدرت خود بسازد. اما واقعیت روشن است: ترامپ و همراهانش، یعنی «جرد کوشنر» و «استیو ویتکاف» مردان املاک و مستغلات منهتن، در این مسیر به کژراهه رفته اند و مقصر کسی جز خودشان نیست.
مدل ذهنی این افراد بر پایه تجربه محدود بازار املاک نیویورک شکل گرفته است؛ شهری که در آن عرضه زمین ثابت و تقاضا بیپایان است. آنان با قوانین محلی و اقتصادی خاص این شهر، مدل ذهنی خود را ساختهاند: دارایی کمیاب را در اختیار بگیرید، قیمتها را کنترل کنید و منتظر بمانید تا خریدار باانگیزه تسلیم شود. این منطق، آنان را در بازار املاک شکستناپذیر کرده است، زیرا در آنجا ساختار بازار به گونهای است که شکست معنایی ندارد.
اکنون، همان منطق محدود و رانتی به سیاست خارجی و دیپلماسی بینالمللی منتقل شده است. ترامپ و کوشنر تصور میکنند میتوانند با فشار، تهدید و نمایش رسانهای، طرف مقابل را وادار به توافق کنند. آنها فکر میکنند ژنو، درست مانند منهتن، بازاری است که کمبود و اهرم، نتیجه را رقم میزند. اما طرف مقابل، یعنی ایران هیچ شباهتی به خریدار با انگیزه منهتنی ندارد؛ ایران بر اساس اصول، تاریخ و تمدن عمل میکند و هیچ فشار کوتاهمدتی قادر به تغییر آن نیست.
نمایش کوتاهمدت به جای واقعیت بلندمدت
تصور ترامپ از موفقیت، به لحظههای تلویزیونی محدود میشود. همان باغ رز کاخ سفید که او به عنوان سکوی رسانهای برای اعلامیهها و ژستهای نمادین به آن نگاه میکند، نمایانگر تمام استراتژی اوست. ترامپ به جای تمرکز بر واقعیت ژنو، به دنبال «لحظه باغ رز» است؛ لحظهای که ساعت شش عصر روی شبکه فاکس نیوز به نمایش گذاشته شود و او بتواند از آن به عنوان دستاورد تاریخی یاد کند. این نیاز به نمایش رسانهای، بزرگترین نقطه ضعف معاملهگران منهتن در عرصه سیاست بینالملل است.
تثبیت مسیر ایران در نظم جهانی
اما در سوی دیگر، ایران با رهبری مقتدر حضرت آیتالله خامنهای، چهل و هفت سال است که پیشنهادات آمریکا را رد و مسیر خود را در نظم جهانی تثبیت کرده است. رهبر معظم انقلاب نشان داده است که سازش با دشمن، نه یک انتخاب استراتژیک، بلکه خیانت به ارزشهای ملی و معنوی است. هیچ قیمتی، هیچ تاریخ انقضایی و هیچ معاملهای نمیتواند اراده ملی و معنوی ایران را محدود کند. این همان منطق بلندمدت و الهیاتی است که ترامپ و تیم معاملهگرش قادر به درک آن نیستند.
ذهنیت معاملهگری املاک و اشتباه در ژنو
بیصبری ترامپ، نیاز او به لحظههای فاکس نیوز و اعلامیههای باغ رز و اعتماد کورکورانه به مدل ذهنی املاک، بزرگترین ضعف او در ژنو است. معاملهگران املاک ممکن است در بازار محدود و رانتی موفق باشند، اما جهان سیاست بینالملل قوانین متفاوتی دارد؛ قوانینی که مبتنی بر تاریخ، تمدن و هویت ملی است و هیچگاه با دلار و فشار، قابل سنجش نیست.ایران با صبر استراتژیک، در حال بازی با زمان است و از اشتباهات دشمنان بهره میبرد؛ اشتباهاتی که حتی خود دشمنان از آن بیخبرند و افرادی مانند ویتکاف و کوشنر در مذاکره با چنین قدرتی عملا حرف خاصی برای گفتن نخواهند داشت.
ضعف آمریکا و قوت ایران
ترامپ و تیم او با ذهنیت معاملهگری خود، فکر میکنند میتوانند با تهدید و فشار، ایران را وادار به توافق کنند. اما تجربه چهل و هفت ساله و بازی بلندمدت ایران نشان میدهد که این منطق شکستخورده است. هیچ قرارداد و هیچ توافقی نمیتواند بر اصول پایدار تاریخی و تمدنی فائق آید. ایران ثابت کرده که صبر، پایبندی به اصول و بهرهبرداری از اشتباهات دشمن، نقطه قوتی است که دشمنان را به زانو در میآورد.تصمیم ترامپ برای کنارگذاشتن وزارت امور خارجه آمریکا و فرستادن معاملهگران املاک برای مذاکره با ایران، نشانهای از خطای دستهبندی است؛ خطایی که در سطح نهادی و شخصی همزمان اتفاق افتاده است. این خطای محاسباتی، جایگاه ایران را در مذاکرات تقویت میکند و نشان میدهد که هیچ اهرم کوتاهمدتی نمیتواند اراده آن را تغییر دهد.
تجربه انباشته دیپلماسی ایران
در کنار همه این عوامل، آنچه محاسبات معاملهگران منهتن را بیش از پیش دچار خطا میکند، تجربه انباشته و نظاممند دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران در مطالعه و تحلیل رفتار آمریکا طی چهار دهه گذشته است. دیپلماتهای ایرانی نه صرفاً در قالب مذاکرات هستهای، بلکه در تمامی مقاطع تقابل و تعامل با واشنگتن، رفتارشناسی دقیقی از الگوی تصمیمسازی در آمریکا انجام دادهاند. آنان میدانند چه زمانی واشنگتن تحت فشار داخلی قرار دارد، چه زمانی نیازمند دستاورد نمایشی است، چه زمانی از ابزار تحریم به عنوان اهرم روانی استفاده میکند و چه زمانی به دنبال معاملهای کوتاهمدت برای مصرف رسانهای است.این شناخت عمیق، نتیجه سالها حضور حرفهای در میدان مذاکره و مطالعه دقیق ساختار قدرت در آمریکاست.
تیمهای مذاکرهکننده ایران برخلاف معاملهگران املاک، با مفاهیم قدرت سخت، قدرت نرم، زمان استراتژیک و فرسایش اراده طرف مقابل آشنا هستند. آنان آموختهاند که در برابر شتابزدگی آمریکایی، صبر راهبردی بکار گیرند و در برابر تهدید رسانهای، آرامش محاسبهگرانه نشان دهند.
همین توانمندی است که باعث شده هرگاه واشنگتن به امید تحمیل اراده خود وارد میدان شده، در نهایت ناچار به بازنگری در محاسبات خود شده است. جمهوری اسلامی ایران، تحت هدایت رهبر معظم انقلاب مذاکره را نه صحنه معامله، بلکه میدان آزمون ارادهها میداند. از همین رو، هرگاه آمریکا با نیاز به «لحظه باغ رز» وارد گفتوگو شده، طرف ایرانی با درک دقیق این نیاز، زمان را به ابزار قدرت تبدیل کرده است.تجربه نشان داده که در این میدان، آنکه عجله دارد بازنده است و آنکه زمان را در اختیار دارد، برنده خواهد بود. و امروز، شتاب واشنگتن برای ثبت تصویر در برابر دوربینها، بیش از هر چیز بیانگر برتری محاسباتی تهران است.
معاملهگران منهتن ناکام میمانند
در نهایت روشن است که با منطق معاملهگری و مدل ذهنی املاک منهتن، ترامپ، کوشنر و ویتکاف هیچگاه به توافقی پایدار دست نخواهند یافت. ایران با صبر، استراتژی و پایبندی به اصول نشان داده که اراده ملی و تمدنی، نقطهای نیست که بتوان با فشار، تهدید یا نمایش رسانهای به آن دست یافت.هر اقدام عجولانه و تحت فشار، تنها موقعیت آمریکا را تضعیف میکند و نشان میدهد که در عرصه دیپلماسی، هیچ معاملهگر و هیچ رسانهای نمیتواند قدرت واقعی را تحت کنترل درآورد. در این بازی، یقینا ایران برنده و معاملهگران منهتن در ژنو بازنده خواهند بود.
