سفیر پیشین ایران در بحرین و تحلیلگر مسائل غرب آسیا در یادداشتی نوشت: مردم ما حق دارند از این همسایگان عرب که اکنون معتقدند ایران رسم برادری و همسایگی را رعایت نکرده؛ سوال کنند در طول نزدیک به پنج دهه کجا در مورد ایران رسم برادری را رعایت کرده اید؟
محمد فرازمند در این یادداشت که خبرگزاری ایرنا آن را منتشر کرده است، نوشت: برخی همسایگان عرب ما از اینکه مراکزی در قلمرو آنها تقریبا روزانه هدف قرار گرفته؛ خود را قربانی بی گناه این جنگ دانسته و مقامات و تحلیل گران سیاسی آنها در رسانه ها ایران را محکوم و ادعا می کنند نه تنها از خاک آنها حملهای علیه ایران صورت نگرفته بلکه علنا با جنگ آمریکا و اسراییل علیه ایران مخالف بوده و به عنوان میانجی تلاش کردند از این جنگ جلوگیری کنند. اما چرا نیروهای مسلح ایران این بار سیاست خویشتن داری را کنار نهاده و پایگاهها و منافع آمریکا در ۵ کشور شورای همکاری به علاوه عراق و اردن را هدف قرار دادند؟ بخشی از دلایل به ماهیت این جنگ و برخی به عملکرد طرف مقابل بازمی گردد:
۱- جنگ رمضان برای ایران یک نبرد وجودی است. دشمن از همان ساعات اولیه جنگ با عبور از همه خط قرمزهای انسانی، حقوقی، بین المللی و هدف قرار دادن رهبری سیاسی و دینی کشور و فرماندهان و قتل عام کودکان بیگناه در میناب؛ نشان داد که برای رسیدن به اهدافش که بسیار باز بود ( از سرنگونی تا تجزبه و آشوب و ترور ) هیچ محدودیتی نمی شناسد. ایران در طول تاریخ بارها مورد هجوم قرار گرفته اما این هجوم از منظر هیبت و سبعیت دشمن فقط با حمله اسکندر مقدونی و مغولان قابل قیاس است. در نبردی که دشمن کمر به محو ایران بسته است خویشتن داری و استفاده نکردن از همه ظرفیت ها برای نجات میهن یک خطای تاریخی نابخشودنی میتوانست باشد. از قبل هم هشدار داده شده بود که این بار جغرافیای جنگ را ایران تعیین می کند. منطقی نیست که آمریکا و اسراییل از تمام جغرافیای منطقه و بلکه جهان برای ضربه به ایران استفاده کنند و ایران فقط در جغرافیای خود دفاع کند.
۲- جدای از خیانت دوباره امریکا به دیپلماسی و حمله در میانه مذاکرات؛ تجاوز غیرقانونی به ایران در دوره ای رخ داد که حتی در غرب، از دوره کنونی مناسبات بین المللی با عناوینی همچون بی قانونی و آشوبناکی یاد می شود. پیامهای اصلی کنفرانس امنیتی مونیخ در ژانویه ۲۰۲۶ پایان نظم بین المللی پس از جنگ جهانی دوم و پایان مفاهیم دیپلماسی پس از وستفالی بود. نویسندگان بیانیه مونیخ از اقدامات ترامپ با عنوان توپ ویرانگر جهان یاد کردند. در جهانی که توسط آمریکا و قدرتهای غربی به آشوب کشیده شده، سخن گفتن از خویشتن داری هیچ محمل سیاسی و قانونی ندارد.
۳- منطقه غرب آسیا حوزه ماموریت فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) است. مقرهای فرماندهی و مراکز عملیاتی سنتکام در کشورهای عربی غرب آسیا واقع شده است: مقر دریایی در بحرین و مقرهای هوایی و تجهیزات راداری و پدافندی و سوخت رسانی در قطر، عربستان، کویت و اردن. بدیهی است در زمان وقوع جنگ، مشروع ترین اهداف برای مقابله به مثل پایگاههای نظامی، نظامیان و مقرهای نظامی دشمن هستند. در ادبیات نظامی آمریکا برخی از این کشورها با عنوان مقرهای فرماندهی ستنکام شناخته می شوند.
۴- به رغم انکار درگیر بودن پایگاههای آمریکا در کشورهای عربی در جنگ از سوی مقامهای عربی، خود آمریکاییها به هیچ وجه منکر استفاده روزانه از این پایگاهها نیستند. به احتمال زیاد آمریکاییها برای استفاده روزانه از این پایگاهها از دولتهای میزبان اجازه نمی گیرند ولی این مساله رافع مسئولیت دولتهایی که بخشی از حاکمیت ملی خود را به نیروی خارجی سپردهاند، نیست. سقوط حداقل سه فروند جنگنده آمریکایی در خاک کویت هنگام ترک یا بازگشت به پایگاه؛ انتشار عکسهای شلیک با موشکهای توپخانه به سمت ایران از سوی حساب ایکس سنتکام و آسیب دیدن ۵ هواپیمای سوخت رسان در پایگاه «امیر سلطان بن عبدالعزیز» در الخرج عربستان در میانه جنگ؛ تنها نمونههای کوچکی از فعال بودن این پایگاهها در جنگ هستند. کسی وجود هواپیماهای سوخت رسان را منکر نشد بلکه رئیس جمهور آمریکا فقط آسیب دیدن آنها را منکر شد.
۵- حتی تصور اینکه آمریکا در غرب آسیا جنگی راه بیاندازد و پایگاههای سنتکام و امکانات راداری و مقابله، بیطرف و بلااستفاده باشند، قریب به محال است. دهها هزار آمریکایی در پایگاههای خلیج فارس برای بازی گلف نیامده اند. بی هیچ تردیدی ماموریت اصلی و اول سننتکام چه در زمان صلح و چه در بحبوحه جنگ، دفاع از اسراییل و تخاصم با ایران بوده و هست. بیاساس بودن ادعای ماموریت دفاعی این پایگاهها؛ برای خود همسایگان عرب ما اکنون به اثبات رسیده است. در جریان حمله اسراییل به رهبران حماس در دوحه ثابت شد بزرگترین پایگاه هوایی آمریکا در خارج از خاک این کشور نمیتواند مانع تهاجم به یک منطقه مسکونی توسط جنگنده های آمریکایی مورد استفاده اسراییل در یک جزیره ۱۱ هزار کیلومتر مربعی شود.
۶- عدم حمله گسترده نیروهای مسلح ایران به امکانات آمریکایی ها در جنگ ۱۲ روزه و اکتفا به ضربه محدود به یک پایگاه آمریکا؛ یک خویشتن داری حداکثری به خاطر به زحمت نیفتادن همسایگان بود که شاید عدهای در ایران اکنون معتقد باشند نباید در آن زمان خویشتن داری حداکثری می کردیم.
۷- مردم ما حق دارند از این همسایگان عرب که اکنون معتقدند ایران رسم برادری و همسایگی را رعایت نکرده؛ سوال کنند در طول نزدیک به ۵ دهه کجا در مورد ایران رسم برادری را رعایت کرده اید؟ در جنگ تحمیلی صدام علیه ایران، همه کشورهای مدعی امروز؛ تمام قد کنار صدام ایستادند. در مذاکرات هستهای منتهی به برجام انواع کارشکنیها را به کار بستند تا توافق صورت نگیرد. عبارت معروف «سر مار را قطع کنید» در خاطر مردم ایران هست ولی کریمانه از آن عبور کردند. کدام یک از این کشورها در مقابل تحریمهای غیر قانونی ترامپ رسم همسایگی را به جا آوردند و برای تامین مایحتاج ضروری مردم ایران کمکی و لو کوچک کردند؟ مگر نه اینکه بخشی از منابع ما هنوز در این کشورها مسدود است؟ این در حالی است که همسایگان دیگری مثل ترکیه و عمان که پول و نفوذ این کشورها را در واشنگتن ندارند تلاش کردند در کاستن از فشار تحریم ها در کنار مردم ایران باشند.
۸- سه عضو شورای همکاری خلیج فارس با سوءاستفاده از فضای ضد ایرانی در غرب و مجامع زیر نفوذ غرب به مدت سه دهه از اوایل دهه ۱۹۹۰ تاکنون از طریق این شورا صدها بیانیه علیه تمامیت ارضی ایران و حاکمیت خدشه ناپذیر ایران بر جزایر سه گانه صادر کردهاند و از هیچ مناسبتی برای آسیب رساندن به حق حاکمیت ایران در مجامع بین المللی کوتاهی نکردند. شاید آنها فکر می کردند اگر آمریکا در خلیج فارس وارد جنگ با ایران شود فرصت مناسبی برای تحقق خوابهای آنها فرا خواهد رسید. اکنون دیدند که این خوابها چقدر آشفته بوده و ایران اگر اراده کند هیچ ناو آمریکایی جرات نزدیک شدن به آبهای خلیج فارس را ندارد.
۹- پاسخ قاطع ایران به رژیم صهیونی و پایگاههای شرارت در خلیج فارس از پشتوانه مردمی بالایی در ایران و منطقه برخوردار است. افکار عمومی منطقه، خیری در حضور آمریکاییها نمی بینند. نیروهای مقاومت عراق در بحبوبه این جنگ، شر آمریکاییها را از سر مردم و دولت عراق کوتاه کردند و بعید است دیگر به عراق بازگردند. منطقه بدون پایگاههای مدافع اسراییل حتما جای امن تری خواهد
بود.
۱۰- با وجود همه ناملایمات بین ایران و کشورهای همسایه میزبان پایگاههای آمریکا؛ انتخاب اول و آخر ایران رابطه حسنه با همسایگان بوده و هست. ایران از این جنگ همچون جنگ تحمیلی هشت ساله، سربلند و قدرتمندتر خارج خواهد شد و به کمک همسایگان و صاحبان اصلی منطقه، امنیت پایدار خلیج فارس را بدون نیاز به نیروهای زیاده طلب فرامنطقهای تامین خواهد کرد. امیدوارم این بار همسایگان دست یاری و همکاری ایران را پس نزنند و مثل دوره قبل طرحهای توام با حسن نیت ایران برای امنیت منطقه را نادیده
نگیرند.
شما چه نظری دارید؟