اطلاعات آنلاین - علی البرزی: سالهاست در راهروهای وزارتخانهای که قرار بود «عدالت» را مشق کند، کلمهای به نام «رانت» جایگزین «تعلیم و تربیت» شده است، سالهاست دیوارهای بلند مدارس «خاص» خطکشی پررنگی میان فرزندان این سرزمین کشیدهاند، خطی که یک سوی آن امکانات ناب و صندلیهای رزروشده است و سوی دیگرش در برخی مناطق مدارسی با کلاسهای ۴۰ نفره!
اما به تازگی علیرضا کاظمی، وزیر آموزش و پرورش، حرف از «جراحی بزرگ» میزند، وی در شورای معاونان شمشیر را برای این تبعیض نهادینهشده از رو بسته و گفته است: «قصد داریم رانت مدارس خاص را از بین ببریم.» حرفی که به مذاق والدینی که سالهاست پشت درهای بسته این مدارس طعم تلخ «نداشتن رابطه» را چشیدهاند، خوش میآید اما پرسش اصلی اینجاست: آقای وزیر، آیا واقعاً میتوانید؟
شما بهتر از هر شخصی میدانید که «رانت آموزشی» یک اتفاق نیست، یک «ساختار» شکلگرفته در سالهای گذشته است، ساختاری که در آن مدرسهای که به مخاطب اصلیاش خدمت نمیکند، به قول خودتان «باید از بین برود»، اما در عمل، همین مدرسهها هستند که با تکیه بر قدرت و ثروت ریشهدارتر میشوند.
آقای وزیر! شعار «پایان رانت» زیباست، اما برای مردمی که سالهاست ناعدالتی آموزشی را با پوست و استخوان حس کردهاند، این موضوع زمانی اعتبار مییابد که زنگ مدرسه عادی دولتی در جنوبیترین نقطه شهر همانقدر باکیفیت به صدا درآید که زنگ مدارس «خاص» در مناطق مرفه!
«عدالت آموزشی» پشت تریبونها و در همایشهای پرزرق و برق به دست نمیآید، عدالت آنجاست که پدر کارگری در حاشیه شهر یا در شلوغی محلات جنوبی، دغدغه «ظرفیتهای پُرشده» برای مدرسهای که درست بیخ گوش اوست را نداشته باشد، رانت آموزشی یعنی همین که کیفیت را پشت دیوارهای بلند و حصارهای نامرئی «گزینشهای خاص» پنهان کنیم, از بین بردن این رانت، یعنی بازگرداندن اعتبار به میز و نیمکتهای فرسودهای که قرار بود جایگاه نوابغ آینده باشد اما حالا زیر بار سنگین نابرابری و تبعیض، کمر خم کردهاند.
آقای وزیر! ما به عنوان چشمهای بیدار این جامعه، شما را نه با بخشنامههای شیک روی کاغذ، بلکه با میزان «لبخند رضایت» والدین و دانشآموزانی قضاوت خواهیم کرد که قرار است بدون توصیهنامه و تنها با تکیه بر استعدادشان بر صدر بنشینند، صندلیهای وزارتخانه میآیند و میروند، اما آنچه در تاریخ آموزش این مرز و بوم باقی میماند، شجاعت وزیری است که اجازه نداد حق یادگیری، کالایی باشد که تنها در ویترین طبقات خاص چیده شود.
به هر روی عدالت کالایی نیست که بتوان آن را در ویترین مدارس خاص حراج کرد، عدالت، اکسیژنی است که باید در ریههای تمام مدارس این سرزمین، از دورترین روستاها تا قلب پایتخت جریان یابد. آقای وزیر! امروز، فرصت شما برای تبدیل شدن به یک نام ماندگار فراهم است، نامی که نه با ساختمانهای لوکس و آمارهای کاغذی بلکه با شکستن قفل انحصار و بازگرداندن شناسنامهی برابری به نیمکتهای مدرسه شناخته شود.
چشم به راه تحقق وعده شما برای اولین زنگ واقعی عدالت میمانیم، زنگی که طنین آن، پایان دوران تلخ رانت و آغاز فصل برادری در کلاسهای درس باشد، آیا شما به واقع میتوانید دیوار بلند رانت را فرو بریزید یا این هم برگی دیگر از تقویم وعدههای بایگانی شده خواهد بود؟