محمد حسن ابریشمی تربتی

انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، همایشی در بزرگداشت یاد و نام دانشمند و خطیب نامدار دهه‌های پیش از انقلاب، شادروان حسینعلی راشد (وفات ۷ آبان ۱۳۵۹) برگزار کرده بود. سخنران جناب حجت‌الاسلام حاج سید محمود دعایی بودند. در آن جلسه به دو نکتة مهم پی بردم نخست آنکه دریافتم که ایشان با صدای گرم و گیرای خود احاطة کاملی به نطق و سخنرانی در باب مباحث غیردینی و معرفی شخصیت‌ها دارند. دوم آنکه ایشان ماجرایی شگفت، از اتفاقی که در ساختمان پیشین روزنامة اطلاعات (واقع در نبش خیابان خیام و خیابان ورزش)، برای ایشان افتاده بود تعریف کردند، که مضمون آن به اختصار تمام نقل می‌شود:
روزی که فردای آن عید غدیر بود، شخصی با جعبة شیرینی وارد اتاق من شد و از طرف مهندس صاحب‌کار خود تبریک گفت. پرسیدم آقای مهندس کجا هستند؟ گفت در کوچة قورخانه مشغول توسعه و ترمیم هستیم. خواهش کردم آقای مهندس را از جانب من دعوت کند. 
به ذهنم خطور کرد که کتاب فضیلت‌های فراموش شده، به قلم حسینعلی راشد (دربارة پدرش مرحوم حاج آخوند ملاعباس تربتی) را به این آقای مهندس هدیه بدهم. دقایقی بعد فردی به راستی تنومند با قدی بلند و با سبیلی پرپشت و تابیده وارد اتاق شد و با سلامی گرم گفت در خدمت شما هستم. معانقه‌ای کردیم و خوش‌آمد گفتم. اندیشیدم که کتاب فضیلت‌های فراموش شده نباید مناسب چنین شخصیتی باشد. پرسیدم شما اسم راشد را شنیده‌اید؟ گفت منظورتان واعظ مشهور است؟ گفتم بلی. گفت مرید و غلام آن مرحومم، در ماجرایی عجیب ارادتی خاص به ایشان پیدا کرده‌ام. درخواست تعریف آن رویداد را کردم. گفت:‌سال‌ها پیش پیشنهاد توسعة عرصه و بنای مجلس شورای ملی به تصویب رسید، و مأموریت انجام آن به این غلام که سمتی داشتم سپرده شد. در پشت مجلس کوچه‌ای با چندین خانه بود. 
قیمت روز هر یک از خانه‌ها هر چه بود خیلی بیشتر تا حدود دو برابر به صاحبان آنها اعلام کردیم. خیلی زود همة خانه‌ها را خریدیم. تنها یکی از مالکان برای فروش منزل نیامد؛ دو ماهی گذشت خبری نشد. مالک آن خانه آقای راشد بود. با همکارانم جلسه‌ای تشکیل دادم، و ماجرا را گفتم و تأکید کردم که این آخوندهای شما خیلی خیلی طمّاع هستند. این آقا قصد دارد خانه‌اش را گران‌تر بخریم. با نامة رسمی ایشان را دعوت کردیم. جلسه‌ای با همکاران و برخی از مسئولان تشکیل دادم. ایشان حاضر شدند. علت عدم رجوع و بی‌پاسخ گذاشتن پیشنهاد فروش خانه را جویا شدم. ایشان با تشکر از دعوت خود، در پاسخ گفتند. شما بر چه اساسی قیمت ملک مرا چهار هزار تومان تعیین کرده‌اید؟ من خانه‌ام را به کمتر از دو هزار تومان خریده‌ام اکنون خیلی خیلی ارزش پیدا کرده باشد ارزش آن دو هزار تومان است. همة جمع شگفت‌زده، و مخصوصاً منِ مهندس مسئول، از گفته‌ّ‌ها و بدگویی‌هایی که از این مردِخدا کرده بودم پشیمان و شرمنده و عذرخواه از ایشان شدم.
این هیچمدان (محمدحسن ابریشمی) توفیق سه بار دیدار حضوری با حضرت دعایی را داشته‌ام، که نوبتی از آن در همان همایش بود که شرح آن گذشت. اما نوبتی هم دقایقی تلفنی صحبت کرده‌ام که ایشان را نشناخته و به شرح آن می‌پردازم. در تابستان ۱۳۸۷، به درخواست آقای دکتر محمدجعفر یاحقی سر دبیر و مدیر مسئول فصلنامة‌ پاژ، مقاله‌ای (نسبتاً کوتاه) برای ویژه‌نامة غزالی آن فصلنامه با عنوان «دادگری و برکات خداوندی، در نصیحة الملوک امام محمد غزالی» تألیف کردم که در پاییز همان سال (شماره ۳، ص۸۳-۹۴) منتشر شد، که مورد توجه و تمجید برخی از صاحب‌نظران قرار گرفت. بر آن شدم که موضوع را گسترش داده و افزون بر نصیحة الملوک، با مطالعه وپژوهش در منابع و داستان‌های ایرانی دوران باستان و نیز متون کهن فارسی مقالة مفصل‌تری تألیف کنم. حدود یک سال بعد این مقاله آماده، و تنها با همان عنوان «دادگری و برکات خداوندی»، حروفچینی و آمادة چاپ، به آدرس ایمیل روزنامة وزین اطلاعات ارسال و برای چاپ و انتشار، در آذر ماه ۱۳۸۸ پیشنهاد شد (به گمانم روز دوشنبه بود). دو روز بعد تلفن زنگ خورد، همسرم گفت از روزنامه اطلاعات کار دارند. گوشی را گرفتم. مخاطب بعد از احوالپرسی و تمجید از مقاله گفت عکس خوبی از خودتان به آدرس روزنامه بفرستید. گفتم من هفتاد سال عمر دارم و عکس جدید ندارم. مخاطب که خود را معرفی نکرده بود، پرسید: موافق هستید عکاس بیاید و چند عکسی از شما بگیرد؟ گفتم موافقم ولی من در عکس باید کراوات داشته باشم. گفت: مشکلی نیست. از آقای ایرج جاوید، که از دوستان و همکاران پنجاه شصت ساله مخلص در بانک کشاورزی ایران بوده، و مدیر ایران چاپ در روزنامة اطلاعات هستند، تلفنی ماجرای گفتگوی مزبور را مطرح کرده، پرسیدم چه کسی بوده؟ 
ایشان چند دقیقه بعد گفتند خود آقای دعایی بودند. مقاله‌ات خیلی توجه ایشان را جلب کرده است. دو روز بعد (به گمانم چهارشنبه) مقاله حدود سی صفحه در دو صفحة کامل (بدون آگهی) روزنامة اطلاعات چاپ و منتشر شد، خیلی زود از تیراژ بالای روزنامه چیز در بازار نماند. بعداً شنیدم، چهار هزار ایمیل در تمجید از این مقاله به روزنامة اطلاعات توسط خوانندگان، از جمله صاحب‌نظران و بعضی از دولتمردان گذشته و معاصر فرستاده شده است.
مطلب دیگری که قابل توجه است، مخلص ۳۸ سال پیش از بانک کشاورزی بازنشسته شده است، کار آن بانک از سال ۱۳۴۱ (پس از اصلاحات اراضی ) بسیار سنگین و طاقت فرسا شد، این هیچمدان پس از انجام کار را داری، طی دوران خدمت، و پس از آن تمام وقت به مطالعه و پژوهش پیرامون مباحثی از تاریخ کشاورزی پرداخته، از جمله بیش از نیم قرن به تحقیق پیرامون پیشینه و منشأ ابریشم مشغول بوده و مقالاتی در این باب نوشته است، و در همایش بین‌المللی کوشانیان و راه ابریشم (کابل ۲۸ و ۲۹ ماه عقرب / آبان ۱۳۶۹) با حضور دانشمندان کشورهای مختلف، از جمله چینی‌ها، با ارائه شواهد و مستندات فراوان منشأ ایرانی کشف «کرم پیله» و چگونگی استحصال «ابریشم» را ثابت کرده است. 
در این میان سال‌ها بدان می‌اندیشیدم که منشأ و ریشة واژگان فارسی «نوغان» به معنی «تخم کرم پیله»، و «نوقان» نام شهری کهن در نزدیک «اسناباد / سناباد» (که اکنون به صورت دو محله به شهر مشهد مقدس پیوسته) از کی و از کجاست؟ واژة فارسی «نوغان» در هیچ یک از منابع لغت فارسی ادوار گذشته مدخل قرار نگرفته و در تعاریف لغات نیز نیامده است. نخستین بار آقا سیدمحمد علی (داعی الاسلام لاریجانی، وفات ۱۳۳۰ ش)، در فرهنگ نظام (تألیف ۱۳۴۶ ق / ۱۳۰۶ ش / ۱۹۲۷م در هند) مدخل گرفته و معنی آن را «تخم پیله» ثبت کرده، و در پی آن مرحوم دهخدا تعریف مشابه آورده است. این هیچمدان اصل و ریشة کهن «نوغان» و «نوقان» را با استناد به منابع و مستنداتی ثابت کرده که در مقاله‌ای طولانی (بیش از ۷۰ صفحه با قطع وزیری) از جمله در چندین شمارة ضمیمة فرهنگی روزنامة اطلاعات با عنوان «پیشینه و ریشة واژگان: نوغان، نوقان» انتشار یافته است. این مقالة مورد توجه خیلی از ادبا، زبان شناسان و صاحب نظران قرار گرفته، از جمله دانشمند و استاد گران قدر شادروان دکتر احمد مهدوی دامغانی (وفات ۲۷ خرداد ۱۴۰۱) شرحی نوشته‌اند که در روزنامة اطلاعات چاپ و منتشر شده است. افزون بر این در گفتگوی آقای دکتر اکبر ایرانی با حجت‌الاسلام حاج سید محمود دعایی تحت عنوان «گنج زری بود درین خاکدان...»، چهل و هشتمین دیدار دوستانة میراث مکتوب (چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۱) به این شرح آمده است: 

حجةالاسلام دعائی:
آقای اکبر ایرانی از من سؤال کردند: «اخیراً از آقای مهدوی چه خبر؟» 
الان که ذکرِ جناب آقای دکتر محمدحسن ابریشمی می‌شد من یادم آمد که آخرین مطلبی که برای ما فرستادند بهره‌ای بود که از نوشته‌های دکتر ابریشمی در روزنامةاطلاعات برده بودند و آن بحث«نوغان/نوقان»بود و مقاله‌ای نوشتند و فرستادند و باعثِ سرافرازی ما بود. تجلیلی که آقای مهدوی دامغانی از آقای ابریشمی کردند را ما به فال نیک گرفتیم و افتخار این را پیدا کردیم که از ایشان درخواست کنیم که از این به بعد هم اگر اثری را مصلحت می‌دانند که نشر پیدا کنند ما را مقدم بدانند.

نامه‌ای از دکتر مهدوی دامغانی برای مقاله‌ی آقای دکتر محمدحسن ابریشمی (ایده‌الله تعالی و وفقه) را درباره «نوغان و نوقان»:
مدیر محترم روزنامه اطلاعات
ضمن عرض سلام و تجدید مراتب دعاگوئی و اخلاص‌مندی و تقدیم تحیات فائقه و آرزومندی مزید موفقیت و سعادت آن حضرت زحمت می‌دهد و جسارت می‌ورزد:
بنده سلسله مقاله‌ی آقای دکتر محمدحسن ابریشمی (ایده‌الله تعالی و وفقه) را درباره «نوغان و نوقان» در چهارشنبه هشتم دی و چهارشنبه پانزدهم دی با دقت خواندم و از تحقیقات ایشان بهره بردم و به راستی زحمت ایشان در گردآوری این ریزه‌کاری‌هائی که در نوشته‌های خود به آن اشاره می‌کنند، قابل تقدیر و تحسین است.
قریب هشتاد سال پیش که شاگرد مدرسه ابتدائی در مشهد بودم، یک روز در خیابان مشهدالرضا آن روز تابلوئی بر سردر ساختمانی دیدم که بر آن نوشته شده بود: «شرکت سهامی نوقان خراسان». هیچ نفهمیدم چرا محله نوقان که مسقط‌الرئیس این فقیر است، موضوع شرکتی قرار گرفته است و وقتی که شب مرحوم والدم به خانه آمد، از او پرسیدم چرا محله‌ی ما را موضوع شرکتی کرده‌اند؟» خداش رحمت نماید پدرم خندید و معنی نوغان یا نوقان را اجمالاً برایم بیان فرمود…حالامی بینم آنچه را که هشتاد سال پیش مرحوم والدم به من تعلیم فرموده است، اینک آقای دکتر ابریشمی به بهترین وجه توضیح و تشریح می‌فرماید. خداوند سایه شریف حضرت عالی را بر سر ما اهل فضل مستدام بدارد و قول حضرت مولانا و به تعبیر او با حفظ حدود و نسبت انشاء‌الله که باب اطلاع رسانی و تحقیق روزنامه گرانقدر و قدیمی «اطلاعات» تا ابد باز باشد.

ادام‌الله عزکم
مخلص و دعاگو: احمد مهدوی دامغانی. ۱۵/۱۰/۹۵
گفتگوی مزبور سه ماه قبل از فوت حجت‌الاسلام دعایی و هشت ماه پس از درگذشت دکتر مهدوی انجام گرفته است. این هر دو بزرگان از مشوقین راستین این هیچمدان در کار پژوهش مباحث تاریخ کشاورزی و طبیعی ایران بودند. در ماتم آن بزرگواران اشک ریختم. از درگاه حضرت باری برای آن بزرگواران طلب آمرزش دارم؛ گو اینکه آنان دانه‌های دین و دانشی که در این جهان کاشته‌اند حاصل آن را در آن جهان می‌دروند. در خاتمه متن نامة‌ شادروان دکتر احمد مهدوی دامغانی که یک ماه پیش از فوت خود نوشته‌اند ارائه می‌شود تا درجه اشتیاق ایشان به مطالعه و قدرت قلم آن مرحوم برای اهل تحقیق و تألیف و دانشجویان و اساتید مشخص شود و در کار خود امیدوار و کوشا باشند، انشاءالله.
بسم‌الله الرحمن الرحیم
الحمدللّه رب العالمین و الصلوة و السلام علی سیّدنا و نبینا محمدص و آله الطاهرین المعصومین
این «دایرة المعارفی» که به نام رستنی‌ها و پدیده‌های نباتی در تاریخ طبری نام‌گذاری شده است به راستی که کتابی تحقیقی عجیب و بی‌نظیری است. بندهٔ کمترین نمی‌داند در تأثیر این کتاب مستطاب در فهم و اطلاعات لغوی و تاریخی و گیاهی آن چه لفظی را به کار برم که منطبق با واقع باشد؛ زیرا نمی‌خواهم مبالغه‌ای در وصف این کتاب مستطاب کرده باشم، و مثلاً عرض کنم «اعجاز» یا «خرق عادت»، ولی امیدوارم لفظ «کرامت» بر این اثر بی‌نظیر و بر مؤلف دانشمند محققِ متتبع آن منطبق با واقع باشد. یعنی قطعاً حق تعالی جلّ جلاله حضرت آقای دکتر ابریشمی دامت افاضاته را به «کرامتی» مکرّم فرموده است که توانسته است چنین کتاب جامع و مستندی را تألیف فرماید که این بنده عرض نمی‌کنم «مسحور» آن شدم ولی شهدالله که «مبهوت» و «مجذوب» آن شده‌ام. و بندهٔ سالخوردهٔ نود و شش ساله، که عمرش را به حمدالله تعالی بیهوده صرف نکرده است، به راستی شیفتهٔ این کتاب مستطاب شده‌ام. این کتاب فی‌الواقع دلیل قاطعی بر همّت و پشتکار و به اصطلاح رایج «دود چراغ خوردن» مؤلف دانشمند آن است، و یادآور نام شریف بزرگانی از درگذشتگان، مانند حضرت مجلسی دوم (محمدباقر)(رض)، و جلال‌الدین سیوطی(ره)، و معاصرانی مثل مرحوم مبرور مغفور علّامه دهخدا(رض) می‌باشد. زیرا حضرت دکتر ابریشمی دامت افاضاته علاوه بر شناساندن رستنی‌ها و پدیده‌های نباتی به مناسبت هر ماده مطالب شیوا و دل‌انگیز از تفسیر و تاریخ و کلام و قصص تاریخی گردآوری فرموده است و جای خود را در میان بزرگان از دانشمندان معاصر مثل مرحومان علامه دهخدا و علامه فروزانفر و علامه همائی رحمة الله علیهم اجمعین باز فرموده است، و چنین اثری را که شایستهٔ هزاران آفرین و احسنت است از خود به یادگار گذاشته است. و ان شاالله حق تعالی و تقدس به حضرت دکتر ابریشمی معمری (عمری) دراز و توفیق و عزت مستمر و مستدام مرحمت فرماید بالنبی و آله الامجاد. اینکه حضرت دکتر ابریشمی ذکر خیری از مرحوم مغفور ایرج افشار رحمة الله علیه فرموده است طینت پاک و ظرافت ذوق حضرت دکتر ابریشمی است. 
فقیر فانی احمد مهدوی دامغانی
فیلادلفیا ۲۰/۰۲/۱۴۰۱

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی