به گزارش اطلاعات آنلاین، بسیاری معتقدند اغلب فیلمهای در حال نمایش قابلیت جذب مخاطب را ندارند، اما گروهی نیز این مشکل را برگردن موقعیت ناپایدار در زمانه جنگ یا حالت بلاتکلیفی آتشبس میاندازند و شرایط اقتصادی، روانی و ناامنی را علت تمام این مشکلات قلمداد میکنند. برای راستیآزمایی این فرضیه میتوان نگاهی به موقعیتهای مشابه در دیگر کشورها انداخت. شاید از این نظر جنگ جهانی دوم نمونه خوبی برای بررسی باشد؛ جنگی عظیم و خانهمان سوز که ۳۰ کشور را تحت تاثیر قرار داد و بیش از ۸۰ میلیون کشته بهجا گذاشت.
با کمال شگفتی شواهد تاریخی نشان میدهند که در ایام جنگ جهانی نه تنها سینماهای اروپا از رونق نیفتادند بلکه از استقبال شایان توجهی برخوردار بودند؛ پدیدهای که به دلایل مختلفی رخ داده که البته برخی از آنها فرهنگی و اجتماعی و برخی هم بر خلاف انتظار از سرناچاری بوده است.
در بریتانیا، با شروع جنگ در سال ۱۹۳۹، دولت به دلیل ترس از حملات هوایی ابتدا دستور تعطیلی تمام مکانهای تفریحی را صادر کرد اما این تعطیلی فقط دو هفته دوام آورد. فشار عمومی و نیاز به روحیه بخشی باعث شد سینماها بازگشایی شوند. باز بودن سالنهای نمایش تا آخر جنگ ادامه یافت و تعداد بلیتهای فروخته شده در این کشور از ۹۹۰ میلیون در سال ۱۹۳۹ به ۱.۵ میلیارد در سال ۱۹۴۵ رسید. رقمی که امروزه شاید غیر واقعی بهنظر برسد چرا که جمعیت این کشور در آن زمان نزدیک به ۴۷ میلیون نفر بود اما اگر در نظر بگیریم که در غیاب رسانهای چون تلویزیون، رفتن به سینماها در آن زمان تفریحی متداول محسوب میشد میتوان پذیرفت که این عدد امکان پذیر است چرا که نباید از یاد برد در آن زمان پخش اخبار جنگ قبل از نمایش فیلم یکی از راههای اطلاعرسانی محسوب میشد و برخی برای دیدن و شنیدن اخبار در هفته چندبار به سینماها میرفتند و گاه گروهی با انگیزهای متفاوت با دیدن فیلمهای کمدی و رمانتیک، ارزانترین راه برای فرار از واقعیت تلخ جنگ برمیگزیدند؛ هرچند در بعضی مواقع مجبور بودند با ماسک گاز در سالنها بنشینند و به محض شنیدن آژیر خطر، سالن را ترک کنند.
در جبهه مقابل و در آلمان نازی، سینما ابزار حیاتی پروپاگاندا محسوب میشود از اینرو حتی وقتی بمبارانهای متفقین شهرهای بزرگ را به ویرانه تبدیل کرد، رژیم اصرار داشت سینماها باز بمانند. آلمان در طول جنگ حدود ۴۰۰ فیلم بلند ساخت. معروفترین نمونه، فیلم «کولبرگ»است که در سال ۱۹۴۵، زمانی که آلمان در آستانه سقوط بود، با هزینهای گزاف و با استفاده از سربازان واقعی در خط مقدم به عنوان سیاهیلشکر ساخته شد تا روحیه مقاومت را تقویت کند. در سال ۱۹۴۴، با وجود تخریب بسیاری از سالنها، آمار تماشاگران همچنان بالا بود چون سینماها تنها مکانهایی بودند که هنوز گرمای قابل قبول و برق داشتند.
فرانسه تحت اشغال آلمان (۱۹۴۰-۱۹۴۴) یکی از عجیبترین دورههای فرهنگی خود را پشت سر گذاشت. با وجود حکومت نظامی و جیرهبندی شدید غذا و سوخت، استقبال از سینما به شکلی انفجاری رشد کردند و در سال ۱۹۴۳ به رکورد ۳۰۰ میلیون نفر رسید. این در حالی بود که واردات فیلمهای آمریکایی به کلی ممنوع بود.
در همین ایام شوروی بیش از هر کشور دیگری از مستندهای جنگی استفاده کرد. سینماها در شهرهای دور از جبهه (مثل مسکو و لنینگراد) حتی در زمان محاصره، فیلمهای خبری را برای مردمی که تشنه خبر از جبهه بودند، پخش میکردند و با استقبال مردم مواجه میشدند.
ایتالیا در دوران جنگ با بحرانهای سیاسی عمیقی روبرو بود، اما زیرساختهای فرهنگیاش از دست نرفت و برخلاف بسیاری از صنایع که نابود شدند، تعداد سالنهای سینما در ایتالیا طی سالهای جنگ افزایش یافت و به بیش از ۶۵۰۰ سالن رسید. جنگ در این کشور فقط از نظر کمی تاثیر گذار نبود بلکه از نظر کیفی نیز سینمای این کشور را متحول کرد. در اواخر جنگ و پس از آن هنرمندان برای مردی که از فیلمهای تبلیغاتی رژیم فاشیست خسته شدند، نوع دیگری از سینما را معرفی کردند که جنبش «نئورئالیسم» معروف شد. فیلمسازان با دوربینهای ارزان و در خیابانهای واقعی (به دلیل تخریب استودیوها) شروع به ساخت فیلم کردند و مستقیماً به فقر و مشکلات اجتماعی مردم پرداختند.
هرچند شرایط اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در هر دورهای متفاوت است و نمیتوان آن را با توجه به رسانههای جدید و رقبای سرگرمکننده ارازنتر، به شرایط فعلی تعمیم داد اما گروهی همچنان بر این باورند که مهمترین عامل استقبال کم مخاطب از سینما ضعف آثار است نه موقعیت پخش آن. برخلاف تجربههای جهانی که در آن بحران باعث هجوم مردم به سینما میشد تا حقیقت را دریابند یا از آن فرار کنند، در ایران امروز ممکن است گسستی بین محتوای تولیدی و دغدغههای واقعی جامعه رخ داده باشد که نتواند نیازهای مخاطب را برآورده کند. به عبارت دیگر در اروپا، سینما در زمان جنگ یا حقیقت عریان را نشان میداد یا رویای کامل؛ اما اگر هنر نتواند هیچکدام از این دو را تامین کند، مخاطب در شرایط بحران اقتصادی، ترجیح میدهد هزینه محدود خود را صرف اولویتهای دیگر کند.