روزنامه اعتماد نوشت: محمد فاضلی مخالفان مذاکره را به سه گروه تقسیم بندی کرده است.
*تضعیفکنندگان دیپلماسی چند دسته هستند؛ گروهی صاحب انباشته عاطفی طرفدار درگیری هستند. رهبری شهید نظام سیاسی در بین طرفدارانش محبوبیت بسیار داشته است و این گروه به راحتی نمیتوانند با ضربه عاطفی شهادت ایشان کنار بیایند. این گروه به راحتی با سازوکارهای مدیریت تنش مثل مذاکره کنار نمیآیند، اما هسته سخت قدرت سیاسی میتواند با آنها گفتوگو و تعامل کند.
*گروه دیگری از تضعیفکنندگان دیپلماسی آنها هستند که خود را بازندگان سیاسی هر گونه مدیریت تنش و کاهش تخاصم بین ایران و امریکا میدانند. این گروه آشکارا نظرشان به سیاست داخلی است و تاثیری که کاهش تخاصم با امریکا بر فضای سیاسی ایران باقی میگذارد. امریکاستیزی هویت سیاسی برخی گروهها و افراد در ایران شده است.
*گروه دیگری هستند که معتقدند امریکا آنقدر قدرتمند است که در هر گونه تعامل دیپلماتیک و مذاکره، برنده میشود. آنها حتی بیش از خود امریکاییها به قدرت آنها باور دارند. مذاکره نکردن را اجتناب از شکست در دیپلماسی میدانند. البته خودکشی کردن از ترس مرگ است، ولی به هر حال این گروه هم حضور دارند.
*تضعیف کردن دیپلماسی فقط از مسیر مخالفت با آن هم صورت نمیگیرد. گاه خارج کردن دیپلماسی از ماهیت ابزاری آن و قائل شدن به دیپلماسی در هر شرایطی هم میتواند تضعیفکننده دیپلماسی باشد. من البته تصور نمیکنم این رویکرد - یعنی دیپلماسی تحت هر شرایط و به هر قیمتی - در ایران طرفداران جدی و مهم داشته باشد، اما مخالفان دیپلماسی تلاش میکنند از چسباندن چنین برچسبی به برخی حامیان دیپلماسی آن را تضعیف کنند.
سرجمع تصور میکنم شکافی که زمانی بین دیپلماسی و میدان ساخته شده بود، بسیار ضعیف شده است.