حمیدرضا شکارسری

خوانش شعری از آوش اوستا
در نقد جهان بی اهمیت


«به پایان سرنوشتش رسید
لاشه اش پرت شد به ناکجا
کشتمش، اما می دانم
این سیگارها یک روز من را خواهند کشت.»۱
در عرصه هنر و شعر مدرن و پس از آن ، افکار و احساسات و تجارب کاملاً شخصی هنرمند و شاعر، امکان بروز و ظهور می یابند. آن «من» شخصی که در هنر و شعر سنتی، خودآگاه یا ناخودآگاه سرکوب و پنهان می شد و جای خود را به من انسانی یا بعدترها به من اجتماعی می داد، حالا فرصت می یافت تا خود را به رخ بکشد؛ خود را و نه روح جمعی خویش را.
 شکستن چهارچوب های فکری و حتی فرمی در هنر و شعر مدرن ، به فردیت انسان با تمام جزئیات و خرده روایت هایش اجازه داد تا خود را نشان دهد و برجسته سازد . ارزش های متنی و فرامتنی هنر و شعر کاملاً زیر و رو شد و بی ارزش  ها و حتی ضد ارزش ها خود را به روشنی و بی هیچ شرمی به نمایش گذاشتند.
فردیت شاعر با مختصاتی عینی، واقع گرایانه و جزءنگرانه در متن حاضر می شود. مختصاتی که بازتاب ذهنیت ها و جهان بینی های خود اوست و هیچ دلیلی ندارد مورد تایید و خوش آمد مخاطب باشد. اویی که حالا دیگر لازم نیست به سلاح حکمت و اندیشه و فلسفه مسلح باشد. او فقط خود را با تمام کم و کاست ها، بالا و پایین  ها، زیبایی و زشتی ها و خیرو شرهایش نشان می دهد. او داد می کشد: این منم! خود خود من! و همین من بودن مهم است!
**
شعر «آوش اوستا» را بخوانید! او در این شعر، چه دغدغه ای دارد؟ دغدغه جامعه و مشکلات حل نشدنی اش؟ دغدغه سیاست و دروغ هایش؟ دغدغه هستی با تمام اسرارش؟ دغدغه او دینی و اخلاقی و فلسفی هم نیست. پس «اوستا» چه می گوید؟...
او تنها لحظه ای از لحظات زندگی شخصی خود را تصویر کرده است. او به ترسیم اتفاقی خاص و فوق العاده اقدام نکرده است. او به خود اندیشیده است، اما اندیشه او فلسفی و حکمی نیست. او به مرگ خود اشاره کرده است، اما منظر و تماشاگه او افق فکری خاصی را نشانه نگرفته است . 
برای « اوستا» مهم نیست که خواننده با او احساس همدلی کند یا خیر؟... اصلاً چه اهمیتی دارد که او چه می کند؟ اصلاً مرگ محتوم و احتمالاً نزدیک او چه کسی را نگران و متاثر می سازد؟ پس حتماً به این مرگ تدریجی ادامه خواهد داد و می داند که این برای هیچکس مهم نیست .
این شعر، نمایش انسان مدرن و پسامدرن است : سطحی ، ولنگار ، پوچ ، تنها ، بی توجه به مفهوم مرگ و زندگی و در نهایت یک سوسک مشابه «گرگور سامسا»ی کافکا یا «مورسو»ی  کامو. این شعر در بطن خود انتقاد از جهان مدرن است و فلسفه و تفکر مدرن و نتایج آن را به چالش می کشد، اما همین هم برای راوی شعر «آوش اوستا» هیچ اهمیتی ندارد!

۱ـ الف ، واو ، شین ـ آوش اوستا– آثار برتر–۱۴۰۳– ص ۲۴

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی