نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران که این روزها با عنوان هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران در حال برگزاری است، با استقبال گسترده مردم و ناشران روبرو شده است. این نمایشگاه با شعار «بخوانیم برای ایران» از روز شنبه هفته جاری کار خود را شروع کرده و بنا به گزارشها، از همان نخستین ساعات، علاقهمندان به کتاب و کتابخوانی از آن استقبال کردهاند.
در نمایشگاه امسال کتاب تهران علاوه بر صدها ناشر داخلی، شماری از ناشران خارجی نیز حضور دارند و انتظار میرود با توجه به تجارب پیشین و تسهیلاتی که برای خریداران در نظر گرفته شده است، از جمله تخفیف ۲۵ درصدی ( شامل ۱۵ درصد تخفیف ناشر و ۱۰ درصد یارانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی)، ارسال رایگان کتابها از طریق پست، فعالیت ۲۴ ساعته نمایشگاه و شرایط اینترنتی مناسب، فروش خوبی را به ثبت برساند و به «تاب آوری» مردم و صنعت نشر در شرایط کنونی کمک کند.
«تاب آوری» موضوعی است که در ماههای اخیر با تهاجم آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران و افزایش فشارها و محاصره اقتصادی دشمن، بیش از گذشته به یک کلیدواژه مهم در ادبیات سیاسی و اجتماعی جامعه ما تبدیل شده است. از نظر علمی، تابآوری به توانایی فرد، گروه یا یک سیستم برای مواجهه مؤثر با بحران، سازگاری با شرایط دشوار و بازگشت به وضعیت عملکردی قابل قبول گفته میشود و به فرد یا جامعه کمک می کند تا در مواجهه با شوکهایی مانند بحرانهای اقتصادی، جنگ، بلایای طبیعی یا فشارهای روانی، نهتنها دچار فروپاشی نشود، بلکه بتواند با حداقل آسیب، خود را بازسازی کرده و حتی ظرفیتهای جدیدی برای ادامه مسیر ایجاد کند. به همین دلیل، تابآوری بیش از هر چیز یک نوع مهارت قابل یادگیری و تقویت است و برای تقویت تابآوری فرد و جامعه باید به آنها کمک کرد.
در روزگاری که جامعه ما با جنگ، انواع فشارهای اقتصادی، دغدغههای معیشتی، فرسودگی روانی و کاهش نشاط اجتماعی روبرو است و حفظ تابآوری نیز به یک چالش جدی برای افراد و خانوادهها تبدیل شده، سیاستگذاری عمومی دیگر نمیتواند تنها به تأمین نان و نیازهای اولیه محدود بماند. انسان فقط با خوراک و مسکن زنده نمیماند؛ او به معنا، امید، آرامش، تفریح سالم و رشد فرهنگی هم نیاز دارد. از همین رو، امروز بیش از هر زمان دیگری لازم است دولت و دستگاههای ذیربط در کنار سیاستهای اقتصادی و حمایتی، به ابزارهایی بیندیشند که به تقویت فرهنگ عمومی، بهبود سلامت روانی جامعه و ارتقای سلامت جسمی شهروندان کمک کند. یکی از این ابزارهای مؤثر و قابل اجرا، «کالابرگ فرهنگی» است؛ همانند کاری که در حوزه اقتصادی و برای کمک به تأمین معیشت خانوارها انجام شده و به نام «کالابرگ اقتصادی» شناخته میشود. اما برای ارتقای سطح تابآوری و تقویت سلامت جسمی و روانی جامعه، همه چیز، فقط غذا و خورد و خوراک و کالای اساسی نیست.
گزارشهای مختلف نشان می دهد هم اکنون شرایط روحی مردم مناسب نیست. برخی مسئولان با استناد به پژوهشها میگویند از هر چهار نفر ایرانی، یک نفر از نوعی مشکل روانی رنج می برد. چه بسا، بسیاری از این مشکلات با اندکی تحرک و ورزش یا رفتن به سینما و فعالیتهای فرهنگی سالم برطرف شود اما وقتی شرایط اقتصادی بسیاری از خانوارها مساعد نیست، درد و رنجهای روحی و روانی آنها نیز فزونی خواهد گرفت.
کالابرگ فرهنگی به این معناست که دولت بخشی از حمایتهای اجتماعی خود را نه فقط به صورت یارانه نقدی همانند کالابرگ اقتصادی، بلکه در قالب اعتباری مشخص برای استفاده از کالاها و خدمات فرهنگی، آموزشی، هنری و ورزشی در اختیار مردم قرار دهد. این اعتبار میتواند صرف خرید کتاب، حضور در سینما و تئاتر، شرکت در کلاسهای آموزشی، بازدید از موزهها، استفاده از برنامههای فرهنگی، و بهرهمندی از خدمات ورزشی و تفریحی سالم شود. چنین طرحی در ظاهر یک حمایت ساده است، اما در عمل میتواند پیامدهای گستردهای برای آینده جامعه داشته باشد.
نخستین و مهمترین اثر کالابرگ فرهنگی، کمک به سلامت روانی شهروندان است. بخش بزرگی از اضطراب، افسردگی، احساس بیانگیزگی و خستگی روانی در جامعه امروز، از فقر فرصتهای فرهنگی و تفریحی ناشی میشود. وقتی خانوادهها به دلیل فشار اقتصادی، نخستین گزینهای که از سبد هزینه خود حذف میکنند کتاب، سینما، تئاتر، سفرهای کوتاه، کلاسهای هنری و فعالیتهای تفریحی سالم باشد، جامعه بهتدریج دچار نوعی فقر فرهنگی و عاطفی میشود. این فقر، خاموش اما عمیق، بر روحیه افراد و روابط اجتماعی آنان اثر منفی میگذارد. کالابرگ فرهنگی میتواند این چرخه را بشکند و دوباره امکان دسترسی اقشار مختلف، بهویژه طبقات متوسط و کمدرآمد، به فعالیتهایی را فراهم کند که روح و روان انسان را تقویت میکند.
فرهنگ فقط یک امر تشریفاتی یا تجملی نیست؛ بخشی از زیربنای سلامت اجتماعی است. مطالعه، تماشای آثار هنری، حضور در محیطهای فرهنگی، مشارکت در فعالیتهای جمعی و یادگیری مهارتهای تازه، ذهن را پویا نگه میدارد، احساس امید را افزایش میدهد و از انزوای فردی میکاهد. جامعهای که مردم آن بیشتر کتاب میخوانند، بیشتر میآموزند، بیشتر گفتوگو میکنند و بیشتر در فعالیتهای فرهنگی مشارکت دارند، در برابر آسیبهای روانی و اجتماعی مقاومتر است. در واقع، کالابرگ فرهنگی تنها یک کمکهزینه نیست؛ نوعی واکسن اجتماعی در برابر افسردگی، بیحوصلگی، پرخاشگری و فروپاشی سرمایه اجتماعی است.
از سوی دیگر، این سیاست میتواند به بهبود سلامت جسمی نیز کمک کند. شاید در نگاه نخست، ارتباط فرهنگ با سلامت جسمی مستقیم به نظر نرسد، اما واقعیت این است که نشاط روانی و سلامت جسمی بهشدت به یکدیگر وابستهاند. فردی که از نظر روانی در وضعیت بهتری قرار دارد، انگیزه بیشتری برای تحرک، ورزش، مراقبت از بدن و رعایت سبک زندگی سالم خواهد داشت. اگر کالابرگ فرهنگی بهگونهای طراحی شود که شامل خدمات ورزشی و تفریحی سالم نیز باشد، تأثیر آن دوچندان خواهد شد. برای مثال، استفاده از استخر، باشگاههای ورزشی، برنامههای طبیعتگردی یا فعالیتهای گروهی ورزشی میتواند در قالب این کالابرگ گنجانده شود. در چنین شرایطی، حمایت دولت نهفقط به رشد فرهنگی، بلکه به پیشگیری از بیماریهای جسمی ناشی از کمتحرکی، چاقی، استرس و سبک زندگی ناسالم نیز کمک میکند.
مزیت دیگر کالابرگ فرهنگی، تقویت عدالت اجتماعی است. در شرایط عادی، بهرهمندی از بسیاری از امکانات فرهنگی و آموزشی به طبقات برخوردار جامعه محدود میشود. خانوادهای که توان مالی بالاتری دارد، فرزندانش را به کلاسهای هنری میفرستد، برایشان کتاب میخرد، به سینما و تئاتر میبرد و فرصت تجربههای فرهنگی بیشتری فراهم میکند. اما خانوادههای کمدرآمد، هرچند به این نیازها آگاه باشند، اغلب توان تأمین آن را ندارند. نتیجه این شکاف، بازتولید نابرابری فرهنگی در جامعه است. کالابرگ فرهنگی میتواند این فاصله را کاهش دهد و امکان دسترسی منصفانهتر به فرصتهای رشد فکری، هنری و اجتماعی را برای همه شهروندان فراهم آورد.
افزون بر این، اجرای چنین طرحی به رونق اقتصاد فرهنگ نیز کمک میکند. ناشران، کتابفروشان، سینماها، سالنهای تئاتر، آموزشگاههای هنری، باشگاههای ورزشی و مراکز فرهنگی سالهاست با کاهش مخاطب و مشکلات اقتصادی روبرو هستند و بروز دو جنگ در یک سال گذشته بر دشواریهای آنان افزوده است. وقتی دولت تقاضا برای مصرف فرهنگی را تقویت کند، هم مردم سود میبرند و هم تولیدکنندگان و فعالان این حوزهها جان تازهای میگیرند و اشتغال بیشتری حفظ میشود. بنابراین کالابرگ فرهنگی تنها یک هزینه برای دولت نیست، بلکه نوعی سرمایهگذاری در حوزه سرمایه انسانی، نشاط اجتماعی و اقتصاد فرهنگ است.
البته موفقیت این طرح در گرو اجرای دقیق و هوشمندانه آن است. کالابرگ فرهنگی باید شفاف، هدفمند و قابل استفاده برای طیف متنوعی از خدمات باشد. همچنین لازم است زیرساختهای دیجیتال مناسبی برای آن طراحی شود تا مردم بتوانند بهآسانی از آن استفاده کنند و امکان نظارت بر نحوه تخصیص و مصرف اعتبار نیز وجود داشته باشد. اجرای طرح کالابرگ اقتصادی تجربه خوبی در این زمینه فراروی دولت گذاشته است. اگر برنامه کالابرگ فرهنگی با نیازسنجی درست و نگاه کارشناسی همراه باشد، میتواند به یکی از مؤثرترین سیاستهای اجتماعی دولت تبدیل شود. اختصاص یارانه در دورههای اخیر نمایشگاه کتاب، تجربه خوبی در این زمینه پیش روی مسئولان عرصه فرهنگی کشور گذاشته است.
در مجموع، باید پذیرفت که توسعه فرهنگی، کالایی لوکس و حاشیهای نیست، بلکه ضرورتی برای زندگی سالم و جامعه پایدار به شمار میرود. دولت اگر به دنبال جامعهای آرامتر، بانشاطتر، سالمتر و همبستهتر است، باید به فرهنگ به چشم یک نیاز اساسی بنگرد. کالابرگ فرهنگی میتواند پلی باشد میان سیاست حمایتی و ارتقای کیفیت زندگی؛ پلی که هم روح جامعه را تقویت میکند و هم جسم آن را. حمایت از فرهنگ، در حقیقت حمایت از انسان است؛ و هیچ سرمایهگذاریای برای آینده کشور، پربازدهتر از سرمایهگذاری برای پرورش انسان های سالم و با روحیه نیست.