در هندسه کنونی اقتصاد ایران، بازارها دیگر صرفاً تابع دو متغیرِ سنتیِ عرضه و تقاضای فیزیکی نیستند؛ بلکه بیش از هر زمان دیگری تحت تأثیر تصوری قرار دارند که فعالان اقتصادی و توده مردم از آینده بازار در ذهن خود میسازند. در ادبیات پولی و مالی مرز مشخصی میان «تورم واقعی» و «تورم ادراکی» وجود دارد؛ تورم ادراکی همان کیفیتی از گرانی است که مصرفکننده و صنف در زندگی روزمره حس میکنند و معمولاً تحت تأثیر سوگیریهای شناختی و بمباران اخبار منفی، فرسنگها با شاخصهای رسمی مرکز آمار فاصله دارد.
در وضعیت تعلیق و فرسایشیِ «نه جنگ و نه صلح»، این شکاف ادراکی با هجوم تبلیغات رسانهای بیگانه گره خورده و پدیدهای مخرب به نام «دلاریزاسیون ذهنی» و «هجوم خرید» را رقم میزند. در این آرایش جنگی، دستگاههای نظارتی کشور ازجمله سازمان حمایت مصرفکنندگان و تولید کنندگان، تعزیرات حکومتی و وزارت جهاد کشاورزی نیازمند تغییر فوری سنگر از «بازرسیهای فیزیکی پسینی» به سمت «پدافند ادراکی پیشینی» هستند.
روانشناسی بازار در تله اخبار منفی
در دوران آتشبس و صلح مسلح نااطمینانی از طول دوره ثبات، ترجیحات زمانی بازیگران بازار را دگرگون میکند. بر اساس پژوهشهای بانک مرکزی ایرلند، تورم ادراکی خانوارها نقشی تعیینکنندهتر از آمارهای رسمی در تصمیمگیری برای «خرید فوری یا پسانداز» ایفا میکند. وقتی رسانههای معاند به صورت هماهنگ بر طبل شایعه کمبود کالاهای اساسی یا جهشهای قریبالوقوع قیمت میکوبند، مصرفکننده دست به رفتار عقلاییِ کوتاهمدت اما مخربِ جمعی (ذخیرهسازی اضطراری در منازل) میزند.
اسناد تحلیل رفتار بازار در بانک مرکزی سوئد هم مؤید این واقعیت است که هراس عمومی از افت قدرت خرید، رفتارهای قیمتی اصناف و خریداران را به صورت زنجیروار تغییر داده و روانشناسی ناامنی، خود به محرک اصلی تورم تبدیل میشود. در تایید این موضوع، گزارش بانک تسویه حسابهای بینالمللی اثبات میکند که اگر کانالهای رسمی نتوانند این خطای محاسباتی توده مردم را با اطلاعات شفاف مدیریت کنند، انتظارات تورمی از کنترل ساختارهای نظارتی خارج خواهد شد.
رسانه؛ کاتالیزور نوسانات بازار
ساختار رسانههای بیگانه ایجاب میکند که با هدف سودآوری یا اهداف سیاسی، اخبار منفی بازار را با ضریب جذابیت بالا پوشش دهند. گزارش پارسال بانک مرکزی اروپانشان میدهد که افزایش حجم پوشش رسانهای نامتقارن، نه تنها شکاف اطلاعاتی جامعه را پر نمیکند، بلکه به دلیل تمرکز بر ابعاد تاریک نوسانات، فرآیند پردازش دادهها را در ذهن خانوارها مخدوش میسازد.
این پدیده در بازار ایران هم کاملاً مشهود است؛ بهطوریکه در پژوهشهای پایگاه خبری ایبنا (۱۴۰۲) آمده است سرعت واکنش مردم به اخبار منفی در دوران تعلیق به شدت فزاینده است و منجر به انتقال سریع «تورم انتظاری به تورم موعد» در بازار کالا و ارز میشود. همچنین بر اساس مقالات مدلسازی ساختاری در فصلنامه علمی پژوهشی انجمن علوم مدیریت ایران هجوم پیامهای نگرانکننده در شبکههای اجتماعی ارتباط مستقیمی با تشدید نوسانات روزانه قیمتی و تمایل به احتکار ساختاری در توزیع مویرگی کشور دارد.
راهبردهای مهار: دکترین ارتباطی هوشمند و حکمرانی دادهمحور
برای خنثیسازی این تکانههای روانی، ابزارهای سنتی نظیر جریمه و پلمبهای فیزیکی در کف بازار دیگر کارایی کافی ندارند. مطالعات کلان بانک مرکزی اروپا در ژانویه ۲۰۲۶ نشان میدهد که در دوران جهشهای تورمی، استفاده از رویکرد ارتباطی یعنی «سادهسازی هوشمندانه و بصری پیامهای اقتصادی» به همراه نمایش روزانه پروژکتورهای تأمین کالا، بیشترین اثر را در آرامسازی ذهن مصرفکننده دارد.
پاشنه آشیل تنظیم بازار ایران هم طبق گزارش سال ۲۰۲۲ صندوق بینالمللی پول، اصرار بر سرکوب قیمتیِ صرف بدون اصلاح مکانیزم انتظارات جامعه و مهار شوکهای ارزی است. بر این اساس، سه گام راهبردی برای مهندسی معکوس عملیات روانی دشمن در بازار ایران پیشنهاد میشود:
۱- پیوست رسانهای پیشدستانه: ستاد تنظیم بازار پیش از اعلام هرگونه مصوبه یا اصلاح قیمتی، باید بستههای تبیینی بصری و نمودارهای زنجیره تأمین را به زبان ساده برای افکار عمومی تشریح کند تا راه بر شایعهسازی بسته شود.
۲- اعتبارسنجی پویای انبارها: بهرهگیری از دادههای بومیِ «سامانه جامع تجارت» برای اعلام روزانه و شفاف حجم ذخایر استراتژیک کالا در بنادر و انبارها تا خیال مصرفکننده از پایداری توزیع راحت شود.
۳- تغییر رویکرد نظارتی وزارت صنعت:هدایت تمرکز بازرسان از پایش فیزیکی فاکتورِ خردهفروشان به سمت برخورد قاطع با مراجع و کانالهای مجازیِ قیمتساز که مسئولیت اصلی «دلاریزاسیون ذهنی» اصناف را بر عهده دارند. در این نبرد ارادهها، مهار تورم پیش از آنکه نیازمند ابزارهای پولی باشد، نیازمند «مدیریت اذهان فعالان اقتصادی » است. صیانت از حقوق مصرفکننده امروز از دالان «امنیت روانی و پدافند رسانهای» میگذرد.