سه‌شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۴:۲۳
نظرات: ۰
۰
-
این کشورها منافع چندصد میلیارد دلاری خود را فدای جنگ ایران نمی‌کنند!

بیانیه اخیر بریکس و پرهیز این گروه از حمایت صریح از ایران و محکومیت حمله آمریکا و اسرائیل به کشورمان، بار دیگر این پرسش را در فضای سیاسی کشور پررنگ کرده که آیا نگاه یک‌جانبه به شرق توانسته دستاوردی واقعی برای تهران ایجاد کند یا نه.

اقتصاد۲۴ نوشت: سال‌ها گفته می‌شد عضویت ایران در بریکس و شانگهای، آغاز فصل تازه‌ای در سیاست خارجی کشور و نشانه شکست پروژه انزوای ایران است. اما بیانیه اخیر بریکس نشان داد جهان سیاست بسیار پیچیده‌تر از روایت‌های تبلیغاتی داخلی حرکت می‌کند؛ جایی که حتی نزدیک‌ترین شرکای اقتصادی هم حاضر نیستند برای تهران هزینه سنگینی بپردازند.

پیوستن ایران به پیمان‌های منطقه‌ای و بین‌المللی نظیر سازمان همکاری شانگهای و گروه «بریکس»، در دولت سیزدهم به ترجیع‌بند اصلی تبلیغات رسمی و رسانه‌ای تبدیل شده بود. بوق‌های تبلیغاتی و رسانه‌های حامی دولت وقت، این دستاوردها را به عنوان «پایان عصر انزوای ایران»، «شکست قطعی تحریم‌های غرب» و «آغاز نظم جدید جهانی به رهبری شرق» ترویج می‌کردند. مانورهای سنگین خبری روی این موضوع، چنان تصویری ایده‌آل و بی‌نقص از این ساختارها ارائه می‌داد که گویی با صدور کارت عضویت ایران، تمام بحران‌های معیشتی، ارزی و انزوای بین‌المللی کشور به تاریخ خواهد پیوست.

اما مواضع اخیر گروه بریکس در اجلاس هند، آب سردی بر پیکر تمام کسانی بود که دیپلماسی را با شعار و دستاوردسازی‌های کاذب اشتباه گرفته بودند. امتناع صریح این سازمان از محکوم کردن تجاوزات نظامی و آشکار آمریکا و اسرائیل علیه حاکمیت ملی و خاک ایران در بیانیه پایانی، نشان داد که میان نمایش‌های رسانه‌ای در تهران تا واقعیت‌های جاری در اتاق‌های تصمیم‌گیری بین‌المللی، فرسنگ‌ها فاصله است. این رویداد تلخ، ثابت کرد که این بزرگ‌نمایی‌ها اساساً با واقعیت کارکرد و فلسفه بریکس همخوانی ندارد.

بریکس چیست و به دنبال چیست؟

برای درک بهتر علت این رفتار، باید ماهیت واقعی بریکس را شناخت. این گروه که ابتدا با حضور قدرت‌های نوظهور اقتصادی جهان شامل برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی شکل گرفت و بعدها اعضای جدیدی، چون ایران، امارات متحده عربی، مصر و اتیوپی را جذب کرد، در اصل یک بلوک اقتصادی و تجاری است، نه یک پلتفرم ایدئولوژیک یا ضد غربی.

هدف اصلی و محرک حیاتی اعضای بنیان‌گذار این گروه (به‌ویژه چین و هند)، افزایش سهم از تجارت جهانی و موازنه قدرت اقتصادی با غرب، توسعه بازارهای مالی جدید و کاهش وابستگی به دلار (نه لزوماً قطع رابطه با سیستم‌های غربی) و جذب سرمایه‌گذاری‌های کلان بین‌المللی و تضمین زنجیره تامین انرژی است.

برای پکن و دهلی‌نو، بریکس ابزاری برای بازیگری هوشمندانه‌تر و چانه‌زنی با ابهت‌تر در نظم فعلی جهان است. هیچ‌یک از این قدرت‌ها مایل نیستند بریکس را به تریبونی برای اعلام جنگ دیپلماتیک با بلوک غرب، یا ابزاری برای فدا کردن منافع تجاری چندصد میلیارد دلاری خود به پای تنش‌های منطقه‌ای ایران تبدیل کنند.

نقش امارات و موازنه منافع در بریکس

یکی از مهم‌ترین متغیرهایی که در موضع‌گیری اخیر بریکس در قبال ایران نقش کلیدی داشت، حضور و نفوذ اعضای جدید، به‌ویژه امارات متحده عربی است. ورود هم‌زمان ایران و امارات به این گروه، تضادهای ژئوپلیتیک منطقه را به درون این بلوک اقتصادی منتقل کرد.

امارات به عنوان یکی از ثروتمندترین، باثبات‌ترین و پرنفوذترین شرکای اقتصادی غرب در حوزه خلیج فارس، از جایگاه ویژه‌ای در محاسبات اعضای اصلی بریکس برخوردار است. این تاثیرگذاری دلایل مختلفی دارد مثل حجم مبادلات تجاری عظیم. حجم تجارت هند و چین با امارات و دیگر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، به هیچ وجه با حجم تجارت محدود و تحت تحریم ایران قابل مقایسه نیست.

چین و هند، امارات را به عنوان یک هاب تجاری و سرمایه‌گذاری امن و حیاتی می‌بینند. از دیپلماسی چندوجهی ابوظبی نیز نباید غافل شد. امارات از یک سو روابط استراتژیک و نظامی خود با آمریکا را حفظ کرده، از سوی دیگر روابط دیپلماتیک و اقتصادی خود با اسرائیل را (در قالب پیمان ابراهیم) پیش می‌برد و هم‌زمان در بریکس حضور دارد تا منافع خود را متنوع کند.

نکته قابل توجه دیگر، اما تنش‌های اخیر میان تهران و ابوظبی است. تنش‌های دیرینه و پرونده‌های مفتوح بین ایران و امارات (از جمله ادعاهای امارات بر سر جزایر سه‌گانه ایرانی که پیش از این نیز با چراغ سبز چین و روسیه در بیانیه‌های مشترک همراه شده بود)، به وضوح بر خروجی تصمیمات بریکس اثر می‌گذارد. حملاتی که در جریان جنگ چهل‌روزه به امارات شد و پاسخ‌هایی که ابوظبی داد را هم باید به این معادله افزود.

هنگامی که بحث تنظیم بیانیه پایانی در هند مطرح می‌شود، ساختار بریکس برای حفظ توازن درون‌گروهی و راضی نگه داشتن اعضای ثروتمند و بی‌دردسری مثل امارات، ترجیح می‌دهد از اتخاذ مواضع تند به نفع ایران که حامیان غربی امارات را خشمگین کند، خودداری ورزد. در این معادله، منافع ایران به راحتی به نفع همگرایی اقتصادی اعضای بزرگتر با شیخ‌نشین‌های خلیج فارس قربانی می‌شود.

درسی برای دولتمردان؛ اولویتی به نام «منافع ملی»

رویداد اخیر هند باید به عنوان یک کلاس درس فشرده، واقعی و عاری از روتوش برای دولتمردان و استراتژیست‌های سیاست خارجی ایران عمل کند. این اتفاق یک پیام روشن و قاطع برای تهران دارد و آن این است که در پهنه دیپلماسی بین‌المللی، هیچ برادری دائم، اتحاد ایدئولوژیک و سخاوتی وجود ندارد؛ در دنیای امروز، صرفاً و صرفاً «منافع ملی و اقتصادی کشورها» حرف اول و آخر را می‌زند.

شرق‌گرایی مفرط و یک‌جانبه و دلخوش کردن به صندلی‌های سازمان‌هایی، چون بریکس و شانگهای، بدون حل‌وفصل ریشه‌ای چالش‌های دیپلماتیک کشور، سرابی بیش نیست. تا زمانی که زیرساخت‌های مالی کشور تحت شدیدترین تحریم‌ها باشد، مسئله معاهداتی، چون FATF حل نشده باقی بماند و توازن در سیاست خارجی میان شرق و غرب ایجاد نشود، عضویت در این سازمان‌ها جنبه تشریفاتی خواهد داشت و در بزنگاه‌های سخت سیاسی، این اتحادهای کاغذی هیچ کمکی به امنیت و منافع ملی ما نخواهند کرد. روسیه و چین اگرچه در لفاظی‌ها خود را شریک راهبردی ایران معرفی می‌کنند، اما هرگز حاضر نیستند ثبات اقتصادی و بازارهای چندصد میلیارد دلاری خود در آمریکا، اروپا و کشورهای عربی را فدای درگیری‌ها و تنش‌های ایران کنند.

امید است که این عقب‌نشینی صریح بریکس، به عنوان یک زنگ بیدارباش، تفکر حاکم بر مدیریت کلان سیاست خارجی را به سمت واقع‌گرایی، تنش‌زدایی هوشمندانه، بازسازی روابط بین‌المللی و در نهایت اولویت دادن به منافع واقعی و معیشت مردم ایران هدایت کند. دیپلماسی عرصه محاسبات دقیق عددی و ژئوپلیتیک است، نه میدان شعارهای حماسی و بی‌پشتوانه.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی