جمعه ۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۱:۵۰
نظرات: ۰
۰
-
نغمه‌های جاری در جان فرهنگ ایران/ به بهانه سالگرد تولد جلیل شهناز

امروز سالروز یکم خرداد، سالروز تولد جلیل شهناز است؛ نوازنده چیره‌دستی که نه فقط به تار، که به موسیقی معنایی تازه بخشید زیرا توانست اصالت، خلاقیت و زیبایی را با هم جمع کند و در نغمه‌هایی ماندگار برای چند نسل به یادگار بگذارد.

به گزارش اطلاعات آنلاین، اهمیت جلیل شهناز در تاریخ موسیقی ایران، از این نظر نقشی بنیادین و دگرگون‌کننده است که تا پیش از ظهور سبک منحصربه‌فرد او، تارنوازی عمدتاً تحت تاثیر مکاتب وفادار به ردیف‌های مکتوب و ساختارهای قالبی بود که نوازنده را در چارچوب مشخصی محدود می‌کرد. شهناز اما با تکیه بر نبوغ ذاتی خود، این مرزهای صلب را درنوردید. او به جای تکرار طوطی‌وار گوشه‌ها، ردیف را در جان خود هضم کرد و به آن پویایی و زندگی بخشید. او موسیقی ایرانی را از حالت عبوس و صرفاً تکلف‌آمیز خارج کرد و به آن شادابی، رقصندگی، و روحی نو داد. برای درک ریشه‌های این نبوغ بی‌بدیل، باید نقبی به پیشینه و دوران کودکی این استاد بزرگ در اصفهان دهه ۱۳۰۰ زد. شهناز در خانواده‌ای رشد کرد که موسیقی، نه یک سرگرمی، بلکه هوایی برای تنفس و جزئی تفکیک‌ناپذیر از زندگی روزمره بود. پدرش، شعبان‌خان، خود از هنرمندان زمانه بود و تار و سه‌تار و سنتور می‌نواخت و عمویش، غلامرضا سارنگ، از سنتورنوازان نامی به شمار می‌رفت. شهناز خود درباره این محیط صمیمی و هنری می‌گوید: «در منزل ما همیشه صدای ساز بلند بود. من در چنین محیطی چشم به جهان گشودم. قبل از اینکه زبان باز کنم و حرف زدن یاد بگیرم، گوشم با نغمه‌های موسیقی و صدای تار آشنا شد. موسیقی برای من مثل هوایی بود که تنفس می‌کردم؛ انتخابی نبود، جزئی از وجودم بود.»

داستان اولین مواجهه او با ساز مانند مواجهه بسیاری از هنرمندان دیگر با موسیقی است یعنی  آمیزه‌ای از شوق کودکانه و جسارت هنری. در دوران خردسالی، جثه جلیل چنان کوچک بود که وقتی تار بزرگ برادرش، حسین شهناز، را در آغوش می‌گرفت، ساز از خودش بزرگ‌تر جلوه می‌کرد. او در غیاب برادر، پنهانی سراغ ساز می‌رفت و با ترس و لرز مضراب می‌زد، بی‌آنکه کوک کردن یا پرده‌ها را بشناسد؛ انگار دست‌های کوچکش خود راه سیم‌ها را پیدا می‌کردند. این پنهان‌کاری سرانجام به یک غافلگیری شیرین منجر شد و تشویق و شگفتی برادر روبرو شد و از همان‌جا یادگیری رسمی او شکل گرفت.

مشق عشق

بارزترین ویژگی سبک نوازندگی جلیل شهناز، آوازی بودن ساز اوست. در موسیقی ایرانی، وظیفه تلفیق شعر و موسیقی و بیان حالات عاطفی کلمات معمولاً بر عهده خواننده است؛ اما شهناز این مرز سنتی را محو کرد. تار او بیش از آنکه قطعات ریتمیک متکلف اجرا کند، آواز سر می‌داد و دکلمه می‌کرد. مضراب‌های چپ و راست او دقیقاً بر اساس وزن عروضی شعر فارسی طراحی می‌شدند، به گونه‌ای که شنونده حس می‌کرد ساز در حال تلفظ بیت‌بیت غزل‌های حافظ و سعدی است.

علاوه بر این، درک عمیق او از مفهوم شعر باعث می‌شد که سازش مفسر معنا باشد؛ اگر شعر از فراق می‌گفت، مالش‌های روی پرده و ناله‌های ریز تار اندوه را عمیق‌تر می‌کرد و اگر کلام مژده وصال می‌داد، مضراب‌های او شفاف و رقصان می‌شدند. او با استفاده از سکوت‌های هوشمندانه در میان جملات موسیقایی، به ساز خود فرصت تنفس و به مخاطب امکان تفکر می‌داد؛ هنری که از آیین سخنوری و فصاحت کلام نشئت می‌گرفت. بداهه‌نوازی‌های غافلگیرکننده و کوک‌های ابداعی و بدیع او، همگی در خدمت بیان احساس خالص بودند، چرا که او هرگز به ساز به چشم یک تکلیف نگاه نکرد و آن را «مشق عشق» می‌دانست؛ خلوتی صوفیانه که در آن، احساسِ درون مستقیماً به سیم‌های تار منتقل می‌شد.

شهناز در آینه استادان

اعتبار و عظمت جلیل شهناز را می‌توان در ستایش‌های پرحسرت و شگفت‌زده هم‌عصران و قله‌های موسیقی ایران جستجو کرد؛ کلماتی که نشان می‌دهند او چگونه در صدر نشسته بود.

استاد محمدرضا شجریان، که ارادت تام به او داشت در این باره گفته است: «من تنها خواننده‌ای هستم که خودم را شاگرد جلیل شهناز می‌دانم. ساز شهناز در من زندگی می‌کند و من با ساز شهناز زندگی می‌کنم. ساز این نوازنده بی‌بدیل، یک ساز آوازی است... جلیل شهناز به بیان واقعی در نوازندگی تار رسیده است..»

استاد حسن کسائی، یار دیرین و هم‌نواز شصت‌ساله او در مکتب اصفهان، درباره قدرت جواب آواز و جمله‌بندی خلاقانه او می‌گوید: «قدرت آقای شهناز در جواب دادن و دونوازی خارق‌العاده است... شبکه جمله‌بندی او ردیفِ صرفِ موسیقی ایران نیست؛ بلکه او موسیقی را خلاقانه خلق می‌کند. هیچ‌کس در جواب آواز به پای شهناز نمی‌رسد.»

استاد پرویز یاحقی، نوازنده نامدار ویولن، سبک شهناز را قله‌ای دست‌ناپذیر می‌دانست و معتقد بود شهناز دفتر تار را بست و به نقطه‌ای در نوازندگی رسید که فراتر از آن متصور نیست. او همواره این بیت معروف را در وصف رفیق دیرینش زمزمه می‌کرد: «صد سال توان به تار مضراب زدن / اما نتوان جلیل شهناز شدن»

استاد پرویز مشکاتیان نیز با نگاهی فنی به تحسین این اعجوبه پرداخت و یادآور شد که در نوازندگی شهناز، همه جمله‌ها در مناسب‌ترین جایگاه خویش قرار دارند و چپ و راست‌ها کاملاً حساب‌شده اجرا می‌شوند، به طوری که حتا یک نت کم یا اضافه در آن‌ها دیده نمی‌شود و او ترکیب مطلوبی از تکنیک، شور و حال است.

جلیل شهناز در خردادماه متولد شد و در خردادماه ۱۳۹۲ چشم از جهان فروبست، اما نغمه‌های او فراتر از تقویم‌ها، در جان فرهنگ ایران جاری است.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی