پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۲۱:۰۲
نظرات: ۲
۰
-
شاهنامه سند هویت ماست؛ گفتگو با دکتر زهره زرشناس درباره نقش زبان فارسی و شاهنامه در حفظ ایران و هویت ایرانی

دکتر زهره زرشناس، استاد فرهنگ و زبان‌های باستانی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، سال‌ها درباره فرهنگ و زبان ایرانی پژوهش کرده است.

به گزارش اطلاعات آنلاین، فرصتی فراهم آمد تا با این استاد فرهیخته بنشینیم و درباره اثر گرانمایه حکیم توس و زبان فارسی و نقش آنها در تداوم ایران گفتگو کنیم.

جایگاه زبان فارسی در تداوم تاریخی ایران و ایجاد پیوند در حوزه ایران فرهنگی چیست؟

 به نام خداوند جان و خرد. سلام خدمت شما و خوانندگان روزنامه اطلاعات. ایران فرهنگی به عنوان بزرگترین سازه هویتی ما اغلب به جغرافیایی فرای مرزهای سیاسی امروز ایران اطلاق می‌شود که دارای اشتراکات فرهنگی با ایران از جمله اشتراکات زبانی، ادبی و هنری هستند. به همین جهت برخی اندیشه وران معتقدند که وطن ما زبان فارسی است و تا هر جا که پهنه این زبان گسترده است، مرزهای فرهنگی ما نیز قابل ترسیم است. بزرگی گفته ادبیات خانه ماست و ما در ادبیات زندگی می‌کنیم.

از این منظر هر جا که از زبان های ایرانی به ویژه زبان فارسی آثاری در دست باشد، مرزهای ادبی ایران و محدوده ایران فرهنگی به شمار می‌رود. از این مرزهای ادبی تا کشور چین مدرک وجود دارد. برای مثال در افغانستان از زبان بلخی، که یکی از زبان های ایرانی دوره میانه است، ما کتیبه داریم؛ کتیبه معروف سرخ کتل که خوانده شده، یا در ترکستان چین از زبان ختنی که آن هم یک زبان دیگر ایرانی است آثار بسیاری به دست آمده، یا از زبان سغدی در تمامی طول جاده ابریشم تا ترکستان چین دست نوشته و آثار ادبی داریم. 
ایران فرهنگی به نظر من همان محدوده فلات ایران است؛ یعنی محدوده سرزمینی از جیحون (رود آمو یا آمو دریا) در آسیای مرکزی، ناحیه سغد که امروزه بخشی از کشور تاجیکستان و ازبکستان می‌شود که این محدوده تا دریای مدیترانه هم ادامه دارد. این فاصله سرزمینی چین تا مدیترانه، حتی محدوده رود جیحون تا رود فرات (یعنی از فرارودان تا میانرودان) را شامل می‌شود. در این نواحی عناصر و مؤلفه‌های هویت سازی مثل جشن‌ها، آداب و رسوم، مرزهای سرزمینی مشترک، حماسه ها و اسطوره‌های ایرانی و مهمتر از همه زبان های ایرانی وجود داشتند که مردمان این سرزمین ها را به هم پیوند می‌دهند. یادآوری این نکته ضروری است که زبان فارسی خود یکی از زبان‌های ایرانی است، گرچه امروز زبان فارسی در ایران فرهنگی جایگاه خاص دارد، اما آثار ادبی و ادبیاتی که درباره آن صحبت کردم از زبان‌های ایرانی به دست آمده که مرزهای ایران فرهنگی را بر پایه ادبیات و زبان مشخص می‌کند.

فردوسی شاعری بزرگ در ادبیات حماسی دنیاست. اما وجه دیگری که علاوه بر تبحر استاد توس در زمینه حماسه سرایی وجود دارد، بحث محتوای اثر اوست. رمز ماندگاری فردوسی و حماسه شاهنامه در گستره بیش از هزار سال چیست؟

به جرأت می‌توان گفت که بیشتر بن‌مایه‌های فرهنگ ایرانی را در شاهنامه می‌توان پی گرفت. شاهنامه در واقع سند هویت و شناسنامه ماست. شاهکار حکیم توس که یکی از منابع اصلی انتقال اساطیر ایرانی است، دارای نقشی بنیادین در همبستگی ایرانیان در این گستره هزار ساله بوده است. خرد و خردورزی مهم‌ترین پیام فردوسی در شاهنامه در این دریای دانسته‌ها درباره تاریخ و فرهنگ ایران است. بی‌تردید شاهنامه کتابی در ستایش خرد است که حتی می‌توانم بگویم آن را باید «خردنامه» بنامیم که بسیاری هم چنین گفته‌اند.

خرد بهتر از هرچه ایزد بداد
ستایش خرد را به از راه داد
خرد رهنمای و خرد دلگشای 
خرد دست گیرد به هر دو سرای
از او شادمانی وزویت غم است 
وزویت فزونی وزویت کم است

با نگاهی به متون کهن ایران در متن‌های باستانی و میانه ایرانی که رشته تحصیلی و رشته پژوهش‌های من هست، ایران مرکز جهان و در قلب اقلیم خوَنیرث قرار گرفته؛ یعنی ایران در وسط هفت اقلیم قرار داشته است. ایران سرزمینی مقدس و بسیار نیکوست که مردمانش نیکخو و خردمند هستند. این سرزمین همواره دشمنانی داشته که اهریمنی، بدخواه و بدخو بودند. حسد می‌ورزیدند و طمع به این سرزمین داشتند. 

اینکه ایرانی‌ها خردورز و اهورایی هستند و در مقابل دشمنان بدخواهی قرار دارند که تصاویر شیطانی و اهریمنی از آنها به نمایش گذاشته می‌شود، احساس یگانگی و یکپارچگی در برابر دیگری یا غیرآریایی یا انیرانی را تقویت می‌کند. به نظر من زبان، فرهنگ، باورها و اسطوره‌ها احساس تعلق مشترک میان مردم را در این جهان ایرانی به وجود می‌آورند. نکته کلیدی آن تقابل با جهان غیرایرانی یعنی تقابل خیر و شر است که ما این را از آغاز تا پایان شاهنامه این شاهکار حکیم توس که یکی از منابع اصلی انتقال این اساطیر است و نقش بنیادین در همبستگی ایرانیان داشته و دارد، این نبرد میان خیر و شر را مشاهده می‌کنیم.

هویت ایرانی ما تا چه اندازه مدیون فردوسی و شاهکار اوست؟

شاهنامه واقعاً سند هویت ماست. اصلا شناسنامه ماست. متفکری زبان را «خانه وجود» می‌داند. این تلقی در نیمه دوم سده بیستم مطرح شد و طرفدارانی پیدا کرد. آنها معتقدند که زبان هویت و فعلیت تمدنی ما را رقم می‌زند. از این منظر ما با زبان دارای عالم می‌شویم و شأن تاریخی پیدا می‌کنیم. در واقع زبان مبنا و تعیین کننده و تعیّن‌بخش تفکر است. می‌گویند زبان ساحت و نحوه تفکر را بیان می‌کند. در مورد زبان فارسی باید بگویم، مرزها و حدودی که عالم یا جهان ما را بنا می‌کند، بر اساس زبان فارسی است؛  بنابراین کسی که به فارسی می‌اندیشد، در مرزهای زبان فارسی زندگی می‌کند.

به عبارتی بنیان‌های فکریش با زبان فارسی شکل می‌گیرد و تعیین کنندة عالم ایرانی اوست. پس می‌توانیم بگوییم که هویت ایرانی ناشی از زبان فارسی است. درنتیجه این هویت جلوه‌هایی دارد. جلوه‌های وجودی این انسان ایرانی را  آداب، سنت‌ها، جشن‌ها و اسطوره‌ها تشکیل می‌دهند. پس زبان افزون بر آن نقش اصلی خودش که برقراری ارتباط است، همواره نقش مهمی در شکل گیری و بیان هویت داشته است.

 بهتر است من این‌طوری مطلبم را خلاصه کنم: هویت تاریخی ما همواره در قالب زبان‌های ایرانی و امروزه در قالب زبان فارسی رشد کرده است و با آن پیوندی ناگسستنی دارد و فردوسی با سرودن شاهنامه که یکی از ارکان اساسی در حفظ زبان فارسی بوده  ، نقشی کلیدی در حفظ هویت ایرانی ما داشته است.

البته من در حاشیه یک نکته را بگویم. نقش بزرگانی مثل یعقوب لیث صفاری و امرای فارسی زبان سامانی و حمایت آنها از شاعران فارسی زبان و یا شاعرانی چون دقیقی و رودکی را نباید نادیده بگیریم. همواره در طول تاریخ دشمنان زیادی به ایران حمله کردند. بارها ایرانی‌ها شکست خوردند و مغلوب شدند؛ اما همیشه توانستند سرزمین ایران، ایرانی بودن، هویت و زبان‌های ایرانی را حفظ کنند؛ برای مثال وقتی ایرانی‌ها مسلمان شدند، توانستند میان دین اسلام و زبان و فرهنگ عربی تمایز قائل شوند و همین‌طور که گفتم داستان آن رویگرزاده سیستانی که معرف همگان است. 

نکته بسیار مهم این است که همه ملت‌ها از عهده این امر برنیامدند. نمونه بارز آن مصر است که زبان قبطی را از دست داد و کاملا الان جزو کشورهای عربی محسوب می‌شود.

ایرانی‌های باهوش و خردمند این وارثان خرد ایران باستان به اهمیت حفظ زبان پی بردند و برای حفظ هویت خود از طریق زبان فارسی تلاش کردند. آنها با فارسی‌گویی و فارسی‌سرایی، به بازسازی و تداوم هویت فکری و فرهنگی‌شان پرداختند و بسیار هم موفق بودند. خوشبختانه فارسی‌گویی و فارسی‌سرایی هویت‌بخش خردمندان ایرانی بوده است.

نسل جدیدی که در عصر ارتباطات و هوش مصنوعی به سر می‌برند، چگونه می‌توانند از این ظرفیت برای حفظ و تداوم هویت ایرانی بهره بگیرند؟

به نظر من برای شناخت و شناساندن فردوسی و شاهنامه مهم‌ترین نکته، آموزش است که باید خیلی زود آغاز شود؛ اما حتماً این کار باید به صورت غیر مستقیم باشد. حتی این کار باید از دبستان شروع شود. شاهنامه داستان‌های بسیار زیبایی دارد که می‌توانیم به زبان ساده برای کودکان بازنویسی کنیم. البته تا جایی که من اطلاع دارم، کوشش‌هایی هم در این زمینه شده است. می‌توانیم اسطوره‌های شاهنامه حتی بخش تاریخی‌اش را در بازی های کامپیوتری بگنجانیم. کاری که الان در کشورهایی مثل کره و ژاپن انجام شده و اسطوره‌هایی از آنها که برای ما خیلی بیگانه است، ولی در بازی‌های کامپیوتری هست و بچه‌ها از آن استفاده می‌کنند. متأسفانه نسل جدید با آنها آشناتر از اسطوره های شاهنامه است! 

نسل جدید با این وسایل خیلی آشناست و ما به راحتی می‌توانیم به صورت غیرمستقیم این نسل را در سنین مختلف و به اقتضای سن‌شان با شاهنامه مأنوس کنیم، مشروط بر اینکه در این باره برنامه کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت داشته باشیم که شامل تمام قسمت‌ها از آموزش و پرورش، دانشگاه، مطبوعات، تلویزیون و رسانه‌های ارتباط جمعی باشد. موسیقی، نمایشنامه، اُپرا، بازی‌های کامپیوتری، کتاب قصه، فیلم‌های کارتونی و عروسکی و نظایر اینها ابزارهای بسیار مناسب برای شناخت فردوسی و شاهکار حکیم توس هستند. امیدوارم که از این فرصت‌هایی که وجود دارد استفاده شود.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

نظرات

  • منتشرشده: 2
  • در انتظار بررسی: 0
  • غیرقابل انتشار: 0
  • اتناروحانی IR ۰۰:۰۶ - ۱۴۰۵/۰۳/۰۱
    انشالله بیاری حق تعالی پایان بپزیرد
  • 1 IR ۰۹:۱۵ - ۱۴۰۵/۰۳/۰۱
    فعلا که ایران شده جولانگاه افریقایی ها و اعراب و افغانستانی ها و هویت ایرانی توسط فرهنگ این بیگانگان رو به اضمحلال است.

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی