بحث امنیت در خلیجفارس همواره یکی از حساسترین و پیچیدهترین موضوعات ژئوپلیتیکی غرب آسیا بوده و تهاجم اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی، تحولات تنگه هرمز و تأثیرات آن بر بازار انرژی و اقتصاد دنیا، اهمیت این مسأله را بیش از پیش به همه کشورهای منطقه و جهانیان نشان داده است.
خلیجفارس، بهدلیل موقعیت راهبردی، ذخایر عظیم انرژی و مجاورت با تنگه هرمز یکی از مهمترین آبراههای بینالمللی، اهمیتی فراتر از مرزهای محلی و منطقهای دارد و به عنوان شاهراه حیاتی انرژی جهان، همواره نقطه تلاقی منافع قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای بوده است. این آبراه استراتژیک، نه تنها تأمینکننده بخش بزرگی از نفت و گاز جهان است، بلکه نقطه اتصال کریدورهای اقتصادی شرق و غرب نیز محسوب میشود.
از همین رو، امنیت این منطقه نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی برای ثبات اقتصاد جهانی است. این موضوعی است که تهاجم اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران و تحولات تنگه هرمز، بیش از پیش به همه جهانیان نشان داد. مروری کوتاه بر اخبار رسانههای جهان و واکنش کشورهای مختلف بیانگر آن است که رویدادهای خلیجفارس نه تنها قیمت حاملهای سوخت را در همه کشورها تحت تأثیر قرار داده، بلکه بر تولید کشاورزی و حملونقل جهانی در همه عرصهها پیامدهای چشمگیری بر جای گذاشته و تداوم این وضعیت، نگرانی تقریباً همه کشورها را برانگیخته است.
آنچه اکنون در خلیجفارس به عنوان یک منطقه مهم و راهبردی جهان شاهد آن هستیم، بیش از همه، آثار منفی و پیامدهای مخرب حضور قدرتهای بیگانه به ویژه آمریکا را نشان میدهد. با این حال، در بخش مهمی از گفتمان امنیتی برخی کشورهای عضو شورای همکاری خلیجفارس، همچنان این فرض وجود دارد که ایران ذاتاً تهدیدی برای امنیت منطقه است. چنین برداشتی، بهجای آنکه به کاهش تنش و تقویت ثبات بینجامد، عملاً به بازتولید بیاعتمادی و تشدید ناامنی کمک کرده است. ایران، یکی از اصلیترین کشورهای حوزه خلیجفارس است که طولانیترین خط ساحلی آن را در اختیار داشته و به دلیل تسلط بر تنگه راهبردی هرمز، نقشی انکارناپذیر در معادلات امنیتی منطقه دارد. بر این اساس، از منظر ژئوپلیتیکی، هیچ سازوکار امنیتی پایداری در خلیجفارس نمیتواند بدون مشارکت فعال ایران شکل بگیرد. اهمیت این مسأله تنها به جایگاه ایران محدود نمیشود؛ بلکه تنگه هرمز برای صادرات انرژی کشورهای منطقه و نیز برای ثبات بازارهای جهانی اهمیتی حیاتی دارد. از اینرو، حذف یا نادیده گرفتن ایران در طراحی ترتیبات امنیتی، به معنای چشمپوشی از یک واقعیت ساختاری است که هر پروژه امنیتی را با محدودیت و شکنندگی جدی روبرو میکند.
نظامیسازی یا امنیت؟
در سالهای اخیر، بخشی از سیاستهای دفاعی و امنیتی برخی دولتهای عربی حوزه خلیجفارس بر تقویت ائتلافهای نظامی، خرید گسترده تسلیحات و اتکا به قدرتهای فرامنطقهای متمرکز بوده است. این روند را میتوان در چارچوب «امنیتیسازی» روابط منطقهای تحلیل کرد؛ فرایندی که در آن، یک بازیگر بهعنوان تهدید اصلی بازنمایی میشود و در نتیجه، اقدامات نظامی و بازدارنده بهمنزله پاسخ مشروع جلوه میکنند. با این حال، تجربه تاریخی نشان داده است که چنین رویکردی بهجای تولید امنیت پایدار، معمولاً به افزایش بیاعتمادی، تشدید رقابت تسلیحاتی و شکنندگی بیشتر نظم منطقهای منجر میشود. یکی از ویژگیهای مهم ترتیبات امنیتی موجود در خلیجفارس، وابستگی بخشی از دولتهای منطقه به حضور قدرتهای خارجی برای تأمین امنیت است. این وابستگی، هرچند ممکن است در کوتاهمدت نوعی بازدارندگی ایجاد کند، اما در بلندمدت به کاهش خوداتکایی امنیتی منطقه و افزایش آسیبپذیری آن میانجامد، موضوعی که آن را در جریان جنگ تحمیلی سوم نیز شاهد بودیم. از منظر نظریههای امنیت منطقهای، حضور نیروهای فرامنطقهای اغلب بهجای حل ریشهای تعارضات، بر پیچیدگی بحرانها میافزاید و شکافهای موجود را عمیقتر میکند. بنابراین، امنیت وارداتی نمیتواند جایگزینی پایدار برای همکاری بومی و منطقهای باشد. اگر هدف واقعی، ثبات، امنیت انرژی و توسعه اقتصادی است، مسیر تحقق آن از تقابل نمیگذرد، بلکه مستلزم اعتمادسازی، گفتوگو و همکاری منطقهای است. در این چارچوب، امنیت خلیجفارس بدون ایران، نه کامل خواهد بود و نه پایدار.
ضرورت امنیت جمعی و گفتوگوی منطقهای
در تقابل با الگوهای مبتنی بر تقابل و نظامیسازی، بدیهی است که حرکت بهسوی «امنیت جمعی» و ایجاد سازوکارهای گفتوگوی منطقهای، کارآمدترین گزینه برای تضمین ثبات بلندمدت در خلیجفارس است. اصل امنیت جمعی بر این پایه استوار است که امنیت پایدار هیچ کشوری در منطقه، بدون امنیت تمامی کشورهای دیگر دستیافتنی نیست. بنابراین، همه کشورهای ساحلی خلیجفارس، از جمله ایران، باید در فرایند طراحی و اجرای ترتیبات امنیتی مشارکت فعال داشته باشند. چنین الگویی میتواند بر مبنای احترام متقابل، عدم مداخله در امور داخلی، پرهیز از هرگونه تهدید و تعهد به حلوفصل مسالمتآمیز اختلافات بنا شود.
ایران همواره بر این باور بوده و بر آن تأکید کرده است که امنیت خلیجفارس باید در درجه اول توسط خود کشورهای منطقه و بدون دخالت نیروهای خارجی تأمین شود. این رویکرد، بیش از آنکه یک موضع سیاسی صرف باشد، پاسخی عمیق به واقعیتهای جغرافیایی، تاریخی و راهبردی منطقه است. سازوکارهایی که بازیگران اصلی منطقه را حذف یا به حاشیه میرانند، نهتنها از اساس ناکارآمدند، بلکه در عمل به تداوم بیاعتمادی، تشدید رقابت و بیثباتی پایدار منجر میشوند. نمونههای عینی این رویکرد در ابتکارات ایران مشاهده میشود؛ از جمله ارائه «طرح صلح هرمز» (HOPE) و تلاشهای مکرر به منظور مذاکره و تعامل مستقیم با کشورهای حوزه خلیجفارس؛ طرحهایی که به جای دنبال کردن تنش، درگیری و تشنج در منطقه، بر محور گفتوگو و همکاریهای نظامی و اقتصادی مشترک تکیه دارد.
رویکرد ایران در قبال امنیت خلیج فارس بر پایه یک اصل بنیادین استوار است: «امنیت منطقهای، محصول همکاری کشورهای حاشیه خلیجفارس است و نیازی به حضور نیروهای فرامنطقهای وجود ندارد.»
تجربه دهههای گذشته و جنگ اخیر ثابت کرده است که حضور نظامی قدرتهای خارجی در خلیجفارس، نه تنها ضامن امنیت نبوده، بلکه خود عاملی برای تنشزایی و ایجاد بیثباتی در منطقه شده است. به همین دلیل، ایران همواره تأکید کرده که امنیت وارداتی، ناپایدار است و باید ترتیبات امنیتی بومی و دستهجمعی با مشارکت تمامی کشورهای همسایه بنا نهاد.علاوه بر آن، ایران به عنوان کشوری که بخش بزرگی از مسئولیت حفاظت از خطوط کشتیرانی را بر عهده دارد، همواره بر تعادل میان «امنیت» و «توسعه» تأکید کرده است. از نگاه تهران، امنیت پایدار تنها با حذف مداخلات بیگانه و ایجاد یک موازنه مثبت که در آن تمامی کشورهای حاشیه خلیجفارس احساس امنیت کنند، به دست میآید.
این تلاشها نشان میدهند که ایران برای حلوفصل مسالمتآمیز تنشها و ایجاد یک چارچوب همکاری منطقهای، پیشرو است. تجربه تلخ جنگهای اخیر نیز بار دیگر ثابت کرد که امنیت، خریدنی نیست و اتکا به قدرتهای خارجی راه به جایی نخواهد برد. همانطور که مقامات ارشد کشورمان، از جمله آقای عراقچی وزیر امور خارجه در نشست اخیر بریکس در هند به درستی اشاره کرد، نه ایالات متحده و نه رژیم صهیونیستی قادر به آوردن امنیت واقعی و پایدار برای منطقه نیستند. در همین راستا، ایران آمادگی خود را برای همکاری فعال با کشورهای همسایه در خصوص تأسیس یک نهاد امنیتی منطقهای جمعی در خلیجفارس اعلام داشته است. این اعلام آمادگی، نشاندهنده عزم ایران برای تبدیل تهدید به فرصت و ایجاد یک معماری امنیتی فراگیر و بومی است.
همه کشورهای منطقه باید بپذیرند امنیت پایدار در خلیجفارس، تنها زمانی قابل دستیابی خواهد بود که واقعیتهای میدانی پذیرفته شود، گفتمان مخرب «ایرانهراسی» کنار گذاشته شود و نگاهی جامع به منافع مشترک در منطقه شکل بگیرد. این منطقه، با وجود همه تنشها، ظرفیتهای فراوانی برای همکاری، همگرایی و توسعه دارد. گذار از سیاست تقابل به سمت گفتوگوی منطقهای، همکاری برادرانه همسایگان و امنیت جمعی، نه یک انتخاب ایدئولوژیک، بلکه ضرورتی راهبردی برای تضمین ثبات، رفاه و امنیت بلندمدت همه کشورهایی است که در این پهنه آبی، سرنوشتی مشترک دارند.