تابناک نوشت: تجربه گاهی میتواند فاصله میان موفقیت و ناکامی باشد و باتوجه به حواشی احتمالی در ورزشگاههای کشور میزبان قلعهنویی بیشتر به مدیریت بازی اهمیت داده تا انرژی جوانی و میتوان گفت بالا بردن میانگین سنی تیم ملی یا به اصطلاح افزایش تجربه بزرگترین قمار قلعهنویی برای جام جهانی پیشروست.
تیم ملی فوتبال ایران در شرایطی خود را برای حضور در جام جهانی ۲۰۲۶ کانادا، مکزیک و ایالات متحده آمریکا آماده میکند که بیش از هر دوره دیگری زیر ذرهبین قرار گرفته است. از حواشی پیرامون ویزا، سفر به آمریکای شمالی گرفته تا تغییر کمپ از خاک آمریکا به مکزیک، اما ۹ روز مانده به آغاز جام جهانی ۲۰۲۶ هنوز خیلیها از جمله امیر قلعهنویی ترکیب تیم ملی را به طور دقیق نمیدانند.
صعود ایران به جام جهانی ساده و راحت اتفاق افتاد؛ از آنجایی هم که این دوره با حضور ۴۸ تیم انجام میشود و ۳۲ تیم امکان صعود از گروهها را دارند، هدف تیم ملی هم چیزی نیست جز صعود از گروه و این نه یک معجزه که بلکه انتظار به جایی از تیمی است که پیش از این شش دوره حضور در جام جهانی را تجربه کرده و بارها تا آستانه صعود به جمع ۱۶ تیم نهایی هم رفته، اما در لحظه آخر از این اتفاق دور شده است. جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه، جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه و جام جهانی ۲۰۲۲ قطر بهترین فرصتهای ایران برای صعود از گروه بود که پیش از بازی نهایی ایران ۳ امتیاز داشته، اما در بازی پایانی همه آرزوها به باد رفته است.
دستاورد ایران در آمریکا چیست؟
حالا تیمی که در اختیار امیر قلعهنویی است، متشکل از بازیکنانی است که بیشتر آنها تجربه حضور در جام جهانی را داشتهاند؛ از احسان حاجصفی و علیرضا جهانبخش گرفته که چهارمین جام جهانی خود را تجربه میکنند تا نفراتی چون علیرضا بیرانوند، رامین رضاییان، مهدی طارمی، میلاد محمدی، سعید عزتاللهی، سامان قدوس و مهدی ترابی که از جام جهانی ۲۰۱۸ عضو تیم ملی هستند و حالا تجربه کافی را برای رقم زدن اتفاقی که همه انتظارش را میکشند دارند. آنطور که قلعهنویی هم بارها گفته، یک مرحله صعود باید اتفاق بیافتد و دستاورد تیم ملی جایی است که دو مرحله بتواند صعود کند. نقطه نظری که پر بیراه هم نیست، چراکه صعود از گروه یعنی رسیدن به جمع ۳۲ تیم که تا دوره پیش هم جام جهانی با حضور همین تعداد تیم برگزار میشد و حالا هم نباید چنین اتفاقی دستاورد تلقی شود.
چند دغدغه مهم تیم ملی
طبیعی است که برای صعود از گروه، باید ابزار لازم هم وجود داشته باشد؛ تیمی که بدون دغدغه حضور در جام جهانی را تجربه کند، بازیهای تدارکاتی مناسبی داشته باشد و البته بازیکنانی که در بهترین شرایط و موقعیت برای حضور در جام جهانی انتخاب شوند. فراهم شدن بخشی از این اتفاقات در اختیار فدراسیون فوتبال است که کار تا به امروز به درستی انجام نشده و تیم ملی بازیهای تدارکاتی خوبی نداشته و محل برگزاری اردو هم بسیار دور از محل برگزاری جام جهانی بوده، اما در خصوص انتخاب بازیکنان همه چیز در اختیار امیر قلعهنویی بوده که از روز گذشته تا امروز، انتقادهایی هم به او شکل گرفته است. با این حال با همین ترکیب ۲۶ نفره بحث اصلی بر سر این است که ایران با چه تیمی و با چه شیوهای میخواهد در بزرگترین تورنمنت فوتبال جهان به میدان برود.
قلعهنویی دستش را خالیتر کرد
آنچه بیش از هر چیز جلب توجه میکند، میانگین سنی بالای فهرست امیر قلعهنویی است. میانگین سنی ۲۹.۷۳ سال تیم ملی، ایران را به پیرترین تیم تاریخ خود در ادوار جام جهانی تبدیل کرده؛ آماری که از یک سو نشانه تجربه بالای ملیپوشان است و از سوی دیگر نگرانیهایی جدی درباره توان بدنی، سرعت بازی و ریکاوری در فشردگی مسابقات ایجاد میکند. آن هم در جامی که میزبانی آن در آمریکای شمالی است، موضوع گرمای هوا توان بدنی بازیکنان را فرسایش میدهد که تجربه جام جهانی ۱۹۹۴ آمریکا به خوبی نشان دهنده این موضوع است و میانگین سنی بالا در این شرایط زنگ خطر محسوب میشود. با همین شرایط قلعهنویی تعدادی از بازیکنان جوان و با تجربه که میتوانستند کمک حال تیم ملی باشند با خود همراه نکرده و به جای آنها نفراتی در لیست نهایی قرار داده که شاید پاشنه آشیل تیم او باشند. نفراتی چون سردار آزمون، احمد نوراللهی، اللهیار صیادمنش، سامان فلاح، دانیال اسماعیلیفر، محمدجواد حسیننژاد و حتی کسری طاهری و امیرحسین محمودی که تا آخرین لحظه هم در اردو بودند، اما سرمربی تیم ملی روی نام آنها خط قرمز کشید. نفراتی که احتمالاً با میانگین سنی کمتر، توان بدنی بالاتر و کیفیت بهتر میتوانستند به تیم ملی کمک شایانی کنند، اما قلعهنویی ترجیح داد دست خودش را خالیتر کند.
تغییر نقشه؛ از چهار دفاعه تا سه دفاعه
تیم ملی در تمام سالهای اخیر بیشتر با آرایش ۱-۳-۲-۴ وارد جام جهانی شده، ترکیبی که برپایه دفاع منسجم و البته خط میانی مستحکمتر بنا شده است. ترکیبی که نیاز به بازیکنان خلاق در میانه میدان داشته و البته تک مهاجمی که بتواند به کمک وینگرها به دروازه حریفان برسد، با این حال شواهد اردوهای اخیر تیم ملی و برخی اظهارنظرها از سوی کادرفنی تیم ملی و همچنین انتخاب بازیکنان نشان میدهد که شاید امیر قلعهنویی برای تقابل با حریفانی چون نیوزلند، بلژیک و مصر که از قضا هر سه خط حمله زهرداری دارند، به فکر مستحکمتر کردن خط دفاعی و خط میانی باشد و در خط حمله نیم نگاهش به ضد حملات باشد. از همینرو استفاده از سیستم ۱-۴-۵ که در زمان مالکیت توپ و ضد حملات به ۲-۵-۳ تغییر کند، قابل پیشبینی است تا تیم ملی با سه دفاع مرکزی وارد جام جهانی شود.
پیش از هر چیز باید گفت در هر سیستمی علیرضا بیرانوند شماره یک تیم ملی است، مگر اینکه اتفاق خاصی رخ بدهد یا او دچار مصدومیت شود. با این حال در ساختار دفاع ۵ نفره، قابل پیشبینی است که شجاع خلیلزاده و محمدحسین کنعانیزادگان نفرات اصلی خط دفاعی باشند؛ گرچه روزبه چشمی در خط میانی مورد استفاده قرار میگیرد و همین حالا هم با مصدومیت در لیست ۲۶ نفره قرار گرفته، اما در صورت برطرف شدن مشکل مصدومیتش قابلیت حضور در قلب خط دفاعی را هم دارد. با این حال در کنار دو دفاع مرکزی اصلی، کادرفنی روی صالح حردانی تمرکز دارد که قلب دفاع در اختیار کنعانیزادگان است، شجاع دفاع مرکزی متمایل به چپ و حردانی دفاع مرکزی متمایل به راست است. گرچه حردانی با قامت کوتاهتر مشکل سرزدن خواهد داشت، اما کادرفنی بیشتر روی سرعت او حساب باز کرده که در مقابل مهاجم خطرناکی چون جرمی دوکو در بلژیک بتواند به کنترل او کمک کند و شاید در بازی با نیوزلند که میانگین قدی بالاتری دارند و روی ارسال و سرزنی قدرتمندتر به نظر میرسند، حضور دانیال ایری به عنوان دفاع مرکزی سوم، قابل پیشبینی باشد. قلعهنویی روی مدافعان کناری هم روی تجربه تأکید زیادی دارد و به همین دلیل دو دفاع باتجربهتر را در سمت چپ به امید نورافکن جوانتر ترجیح داده و در سمت راست هم رامین رضاییان با ۳۶ سال سن در اردو ماند تا اسماعیلیفر جوانتر به خانه برود. در سمت چپ احتمالاً احسان حاجصفی و در سمت راست هم رضاییان تکمیل کننده خط دفاعی تیم ملی هستند. با این حال در صورت حضور ایری در ترکیب صالح حردانی هم قابلیت این را دارد که جای رضاییان در ترکیب اصلی باشد. در سمت راست آریا یوسفی جوانتر هم به عنوان بازیکن جایگزین در لیست ۲۶ نفره قرار دارد و در سمت چپ میلاد محمدی که باوجود مصدومیت، به جام جهانی اعزام خواهد شد.
طارمی دیگر مهاجم نوک نیست؟
یکی از مهمترین تغییرات احتمالی تیم ملی در جام جهانی، نقش متفاوت مهدی طارمی خواهد بود. مهاجمی که سالها نقطه اتکای خط حمله ایران بوده، حالا ممکن است یک خط عقبتر بازی کند. در سیستم اولیه ۱-۴-۵ احتمالاً نقش طارمی به عنوان یکی از هافبکهای میانی تعریف شود که در حملات و تبدیل سیستم به ۲-۵-۳ خود را به عنوان دومین مهاجم به خط حمله میرساند. طارمی به عنوان بازیکنی که قدرت حفظ توپ، بازی بدون توپ و خلاقیت بالاتری در ایجاد موقعیت و طراحی حملات دارد، نیاز به مکملی تخریبگر دارد که این نقش را سعید عزتاللهی به خوبی ایفا خواهد کرد. برای دو هافبک کناری هم گرچه سمت راست همیشه در اختیار علیرضا جهانبخش بوده، اما هم به دلیل افت فنی شدید در ۴ سال اخیر و هم باتوجه به مشکل مصدومیتی که ماه گذشته برای او اتفاق افتاده، احتمالاً باید شاهد حضور بازیکنی چون مهدی ترابی در سمت راست بود. در سمت چپ هم قلعهنویی چند گزینه مختلف دارد، از مهدی قائدی گرفته تا امیرحسین حسینزاده و حتی در صورت جابهجایی وینگر راست، ترابی گزینه مناسبی برای وینگر چپ خواهد بود، اما به نظر میرسد خلاقیت، قدرت و تجربه محمد محبی او را تبدیل به گزینه مناسبتری برای سرمربی تیم ملی کند.
در این سناریو اما نقش خط حمله تیم ملی چه خواهد شد؟ در جایی که طارمی به جای حضور دائمی در محوطه جریمه حریف، وظیفه ارتباط بین خطوط، خلق موقعیت و هدایت حملات را برعهده خواهد داشت و حالا سردار آزمون هم به عنوان مکمل همیشگی او به تیم ملی دعوت نشده، علی علیپور بیشترین شانس را برای حضور در نوک خط حمله دارد؛ هرچند دنیس درگاهی و شهریار مغانلو نیز در رقابت برای این جایگاه قرار دارند. اگر درگاهی در آخرین دیدار دوستانه پیش از جام جهانی مقابل مالی عملکرد قابل قبولی ارائه دهد، ممکن است یکی از غافلگیریهای ترکیب اصلی قلعهنویی باشد.
نقطه قوت بزرگ ایران و قمار قلعهنویی
در تورنمنتهای بزرگ، تجربه گاهی میتواند فاصله میان موفقیت و ناکامی باشد. بازیکنانی که بارها در مسابقات حساس بازی کردهاند، معمولاً کمتر تحت تأثیر جو مسابقات قرار میگیرند و توانایی بیشتری در مدیریت لحظات دشوار دارند. موضوعی که باتوجه به حواشی احتمالی در ورزشگاههای کشور میزبان هم باعث شده تا قلعهنویی بیشتر به مدیریت بازی اهمیت بدهد تا انرژی جوانی که بیشتر تیمها روی آن سرمایهگذاری میکنند. میتوان بالا بردن میانگین سنی تیم ملی یا به اصطلاح افزایش تجربه را بزرگترین قمار قلعهنویی برای جام جهانی پیشرو در نظر گرفت.
زنگ خطر هم به صدا درآمده است
همانطور که قابل پیشبینی است، در کنار تجربه، سن بالا نیز چالشهایی جدی به همراه دارد. سرعت پایینتر نسبت به گذشته، احتمال مصدومیت بیشتر و دشواری بازی در فشردگی مسابقات، از جمله نگرانیهای موجود درباره تیم ملی است. خط دفاعی ایران نمونه بارز این مسئله به شمار میرود. زوج کنعانیزادگان و خلیلزاده در نبردهای فیزیکی و هوایی از بهترینهای آسیا هستند، اما برابر مهاجمان سرعتی رقبایی چون بلژیک، مصر و نیوزلند ممکن است با مشکلات جدی مواجه شوند.
از سوی دیگر، وابستگی تیم ملی به مهدی طارمی همچنان ادامه دارد. هرچند حضور بازیکنانی، چون محبی، قائدی، ترابی و حسینزاده قدرت هجومی ایران را افزایش داده، اما هنوز مشخص نیست در روزی که طارمی آماده نباشد یا تحت فشار شدید مدافعان حریف قرار بگیرد، چه کسی بار هجومی تیم را به دوش خواهد کشید.
نسل جدید هنوز در حاشیه است
امیر قلعهنویی از روز نخست قبول مسئولیت تیم ملی وعده جوانگرایی داده تا همین امروز؛ آخرین وعده او جوان کردن تیم ملی پس از جام جهانی بوده، با این حال که او روی نام نفراتی چون محمد خلیفه، کسری طاهری، امیرحسین محمودی، جواد حسیننژاد، هادی حبیبینژاد، اللهیار صیادمنش و... خط قرمز کشید یا حتی تعدادی از آنها را به اردو فرانخواند، در فهرست نهایی نام چند بازیکن جوان مانند دانیال ایری، امیرمحمد رزاقینیا، محمد قربانی و آریا یوسفی دیده میشود. واقعیت اما این است که ستون فقرات تیم ملی همچنان در اختیار نسلی پا به سن گذاشته است. این مسئله باعث شده بسیاری معتقد باشند ایران در حالی راهی جام جهانی میشود که هنوز فرآیند پوستاندازی را پشت سر نگذاشته و بخش عمدهای از امیدهایش به بازیکنانی وابسته است که سالهاست پیراهن تیم ملی را بر تن دارند و شاید انگیزهای هم جز افزایش رکورد بازیهای ملی خود و حضور در جام جهانی را ندارند.
جام جهانی تجربه یا جام جهانی سرعت؟
امیر قلعهنویی به احتمال زیاد در جام جهانی به دنبال فوتبال مالکانه و پرریسک نخواهد رفت. ساختار مورد علاقه او بر پایه دفاع منظم، فشردگی خطوط، استفاده از ضدحملات و بهرهگیری از کیفیت بازیکنان هجومی شکل گرفته است. این سبک بازی میتواند مقابل تیمهای قدرتمند، ایران را در مسابقه نگه دارد؛ اما پرسش اصلی همچنان پابرجاست؛ آیا تجربه بالای ملیپوشان میتواند ضعف ناشی از افزایش میانگین سنی را جبران کند؟ پاسخ این سؤال شاید مهمترین عامل تعیینکننده سرنوشت ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ باشد؛ جایی که پیرترین تیم تاریخ فوتبال ایران قرار است یکی از دشوارترین آزمونهای خود را پشت سر بگذارد.