به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از بیزنس اینسایدر، داستان «ارتقا» حول محور یک میلیاردر تکنولوژی به نام «ویکتور لیتوم» میچرخد که با نقشهای شوم به دنبال همتاسازی دیجیتالی از خود برای دستیابی به جاودانگی و تسلط بر جهان است. در این میان، «ویلیام سوین»، مدیرعامل سابق و رقیب قدیمی لیتوم، تنها کسی است که از نیت پلید او آگاه است و باید برای نجات بشریت، پیش از آنکه دیر شود، وارد عمل شود.
بلاجت که خود شاهد دوران طلایی و پرنوسان «داتکام» بوده، درباره شباهت فضای فعلی تکنولوژی با آن دوران میگوید:
«این وضعیت بهطرز عجیبی شبیه همان دوران است، با این تفاوت که تقریباً سه صفر دیگر به آخر ارقام اضافه شده است. اعداد واقعاً حیرتانگیز هستند.»
بلاجت در حالی که به قدرت مدلهای زبانی مانند «کلود» (Claude) برای نوشتن داستانهای آینده اذعان دارد، اصرار داشت که این اثر را شخصاً به نگارش درآورد. او در اینباره میگوید: «شک ندارم که کلود، چتجیپیتی و دیگران روزی کتابهای واقعاً خوبی خواهند نوشت. اما برای من، مساله این بود که خودم آن را بنویسم. هدفم این بود که این کار را شخصاً انجام دهم.»
با این حال، او از قدرت هوش مصنوعی برای ویرایش و راستیآزمایی غافل نماند. از نظر او، تماشای اینکه هوش مصنوعی کاری را که برای یک انسان هفت ساعت زمان میبرد، تنها در ۱۷ ثانیه انجام میدهد، حیرتانگیز است. حتی جالبتر اینکه، روی جلد کتاب، نقدی از هوش مصنوعی کلود چاپ شده که آن را «فراموشنشدنی» توصیف کرده است!
بلاجت معتقد است کتابش بیش از آنکه یک روایت آخرالزمانی باشد، بازتابی از بدبینی قابل درک جامعه نسبت به آینده هوش مصنوعی است؛ ترسی که باعث شده حتی فارغالتحصیلان دانشگاهها در مراسم خود به نام هوش مصنوعی اعتراض کنند. اما در بطن این دنیای تکنولوژیک، بلاجت روزنهای از امید را نیز به تصویر میکشد؛ به ویژه در رابطه عاطفی شخصیت اصلی داستان با دختر دیجیتالیاش.
او در نهایت اینگونه نتیجهگیری میکند: «هوش مصنوعی همزمان چیزی بهشدت ترسناک و خطرناک است و هم چیزی که میتواند معجزهآسا باشد. ما هنوز دقیقاً نمیدانیم در نهایت به کجا خواهیم رسید.»