پارسال مستندی از نتفلیکس پخش شد به اسم The New Yorker at 100 که میشود ترجمهاش کرد به «نیویورکر در صدسالگی» یا «۱۰۰ سال نیویورکر». این مستند ۹۷ دقیقهای به کارگردانی مارشال کِری به مناسبت صدمین سالگرد انتشار مجله معظم نیویورکر هم برنامهها و چالشهای گروه سردبیری و نویسندگان همکار مجله برای انتشار شماره صدسالگی را به تصویر میکشد و هم تاثیر این نشریه بر یک قرن ادبیات، روزنامهنگاری، فرهنگ، طراحی و کارتون امریکا را بررسی میکند.
راوی این مستند جولین مور است و علاوه بر سردبیر مجله، دیوید رمنیک، و نویسندگانی مثل ریچارد برودی (منتقد فیلم ثابت مجله) یا راز چَست (کارتونیست ثابت مجله)، چهرههای نامداری همچون جسی آیزنبرگ و سارا جسیکا پارکر بازیگر هم در این مستند حضور دارند و از اهمیت این هفتهنامه میگویند.
برای روزنامهنگار ایرانی که عادت به تغییرات پیاپی و تلاطمهای شدید ناشی از تغییر جهت بادهای سیاست دارد، غریب به نظر میرسد که "نیویورکر" در طول ۱۰۰ سال فقط ۵ سردبیر اصلی داشته و بخشی از ماندگاری و تدوام آن نیز - بدون برخورداری از بودجه دولتی - حاصل همین ثبات مدیریتی و البته تلاش برای حفظ خوانندگانش و کنار آمدن با تغییرات زمانه است.
نیویورکر و هر نشریه دیگری که ۱۰۰ سالگیاش را جشن بگیرد، صرفا یک قرن گزارش و نقد و عکس و داستان و خبر نیست؛ سندی از تطور و صیرورت یک جامعه است. تمایلات و خواستها و آرزوهایی که زاده میشوند، میبالند، بار میدهند و نسلی را کامیاب میکنند یا، دقیقا برعکس، موانعی که در هر مرحله سر بر میآورند، ایده و رخدادی را میفرسایند، و نضج گرفتن میل و ارادهای را ناکام میگذارند.
نیویورکر برای امریکاییها - خواه خوانندگانش و خواه آنها که حتی اسمش به گوششان نخورده - حکم مجسمه آزادی را دارد، همیشه آنجاست و نمیشود به آن بیاعتنا بود.
امروز، جمعه ۱۹ تیر ۱۴۰۵ مصادف با صدسالگی روزنامه اطلاعات است، و کاش مستندی راجع به تاریخ این روزنامه اثرگذار، و شور و هیجان سردبیری و خبرنگاران و گزارشگران و همکارانش برای انتشار شماره ویژه صدسالگیاش ساخته شده بود و در این روز تعطیل که روزنامه منتشر نمیشود، در جایی در دسترس قرار میگرفت.
همزمانی صدسالگی اطلاعات با جمعه تعطیل در حالی که خبر کم نیست و ایران یکی از پرحادثهترین مقاطع تاریخیاش را تجربه میکند، از سر قضا و قدر نیست؛ کنایه تقدیر به وضع امروز رسانه در ایران است. با وجود این، اطلاعات - حداقل - برای آنها که هنوز در عصر هوش مصنوعی و افول نوشتن و خواندن دل در گرو اوراق کهن و کهنه، و کشف واقعیت از میان سطور و تحلیل عکسهای ناگرفته و تبیین مواضع سردبیری از خلال چینش اخبار در صفحات دارند، همچون برج آزادی است، خاطرهانگیز و محترم.