به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از گارین، «باکینگ فاستارد» که پس از ۱۷ سال نخستین فیلم غیرمستند داستانی او محسوب میشود، داستان دو خواهر طردشده را روایت میکند که ارتباطی عمیق و همگام با یکدیگر دارند.
هنگامی که صحبت از شباهت این شخصیتها با جنبشهای مدرن روانشناختی به میان میآید، هرتسوک با صراحت از این برچسبها فاصله میگیرد: «من اصطلاح نورودایورجنس و ADHD یا هر چیز دیگری را دوست ندارم – این شبیه درستکاری سیاسی به نظر میرسد که مرا به وحشت میاندازد.» او با همان لحن و لهجه غلیظ همیشگیاش اضافه میکند: «من با تمام این اصطلاحات مد روز ارتباط برقرار نمیتوانم – اصلاً نمیتوانم آنها را بشنوم، حالم را به هم میزنند. نورودایورجنس به این شکل به نظر میرسد که انگار یک جور ناهنجاری بالینی وجود دارد – اما این خواهران کاملاً بینیاز ازاین برچسبها هستند.»
این فیلم که با الهام آزادانه از زندگی واقعی دوقلوهایی به نام فریدا و گرتا چاپلین ساخته شده، فضایی متفاوت از آثار پیشین این فیلمساز ارائه میدهد. هرتسوک در توضیح ویژگیهای قهرمانانش میگوید: «آنچه مسلماً متفاوت است این است که خواهران صرفاً آدمهای خوبی نیستند، بلکه انتقامجو هستند. آنها آتشافروزند، همهچیز را نابود میکنند.» در یکی از سکانسهای همین فیلم، خواهران روباه جوانی را نجات میدهند؛ موضوعی که خاطرهای از پشت صحنه تولید را برای کارگردان زنده میکند: «ما در سر داشتیم که یک تولهروباه داشته باشیم که آنها زیر بغل خود گرمش کنند، اما نتوانستیم در سرتاسر ایرلند یکی پیدا کنیم. یک دلال حیوانات بود که به من گفت: "میتوانم برایت یک روباه کوچک جور کنم، اما فقط به یک شرط: نباید هرگز بپرسید چطور آن را به دست آوردیم."» هرتسوک این پیشنهاد را قاطعانه رد میکند و توضیح میدهد: «من در این تجارت نیستم. میخواهی دستی به لانه ببری و یک روباه کوچک برای من بیاوری – من اهل این کارها نیستم.»
این کارگردان ۸۳ ساله که آثارش معمولاً با فضایی تیره و پر از چالشهای طبیعت شناخته میشود، اکنون وجههای سر زندهتر از خود نشان میدهد و تأکید میکند: «کاری که انجام میدهم همراه با سر زندگی است و مقداری زندگی درونی، هیجان و شادی در داستانسرایی ایجاد میکند. من یک کنترلگر بیمارگونه نیستم.»
با وجود گذشت دههها از شروع فعالیت هنری، هرتسوک همچنان مخاطبان پرجوشوخروش جوانی دارد که او را دنبال میکنند: «تعداد زیادی از مخاطبانی که این روزها با من تماس میگیرند، ۱۵، ۱۶ یا شاید ۱۷ سال سن دارند.» او به خاطرهای از مرور آثارش در پاریس اشاره میکند: «من یک مرور آثار بزرگ در مرکز پمپیدو در پاریس در سال ۲۰۲۴ داشتم و مخاطبان همه، همه، همه افراد جوان بودند. مسئولان برگزاری به من گفتند درست قبل از من یک مرور آثار برای گدار برگزار شده بود و کسانی که به آنجا آمده بودند چه کسانی بودند؟ آنها همسن و سال گدار بودند. همه بالای ۸۰ سال سن داشتند.»
این محبوبیت میان نسل جدید باعث شد تا به اصرار پسر کوچکاش، حساب کاربری اینستاگرام خود را راهاندازی کند و ویدئوهایی از پختوپز و کارهای روزمره منتشر کند؛ اقدامی طنزآمیز از مردی که حتی تلفن همراه شخصی ندارد و اعتراف میکند هنوز نتوانسته فضای رقابتی شبکههای اجتماعی را بررسی کند.