به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از گاردین، این تریلر سیاسی که نخستین بار در سال ۲۰۲۳ اکران شد و حالا راهش را به پلتفرمهای دیجیتال باز کرده، با صحنهای عجیب کلید میخورد؛ جایی که جمعیت خشمگین به یک ستاره هالیوودیِ پرزرقوبرقِ پوشیده از خز حمله میکنند. انگار لبدوف همینجا به نوعی اعتراف ناخواسته تن میدهد و با پیوند زدن مسائل حقوقی به یک خط داستانی سست و ضعیفمدیریتشده درباره یک سرباز مفقودالاثر، مسائل مهم برخاسته از دادگاه را پیشپاافتاده جلوه میدهد؛ و این کار را به نحوی انجام میدهد تا فیلمش را به پاسخ روسی فیلم «نجات سرباز رایان» (Saving Private Ryan) تبدیل کند.
ماجرا از جایی اوج میگیرد که برادر ایگور ولگین، افسر ارتش سرخ با بازی سرگی کمپو، در نزدیکی این شهر که به زودی تاریخی میشود مفقود میگردد. ایگور برای پیدا کردن ردپای برادر هنرمندش، پست مترجمی هیات شوروی را میقاپد. اینجاست که لنا با بازی لیوبوف آکسیونووا از راه میرسد؛ زنی روس که با وجود ماهها کار طاقتفرسا در یک کارخانه مهماتسازی آلمان، موهای مدلدار و کاملاً مرتبی دارد! لنا ادعا میکند برادر ایگور را در اسارت دیده، اما در عین حال، مهرهای است که برای هلموت (با بازی ولفگانگ سرنی)، از بازماندگان سرسخت نازیها، خبرچینی میکند. هلموت معتقد است گورینگ و همدستانش فقط باید توسط دادگاههای آلمانی پاسخگو باشند.
اگر لبدوف به جای این قصه فرعیِ لنگان، روی چشمانداز بکر و جذاب روایت شوروی تمرکز میکرد، با فیلمی همرده و همتراز با اثر سال گذشته راسل کرو یعنی «نورمبرگ» روبهرو بودیم. اما جستوجوی ایگور برای یافتن برادرش اصلاً موتور محرک درستی برای یک تریلر نیست. این تعقیب و گریزِ نیمهکاره، با نخی بسیار نازک به شبکه نازیها وصل میشود؛ ارتباطی با هلموتِ کارشناس هنر که حضورش بیشتر بهانهای است برای طرح شعارهایی درباره فراتر رفتن زیبایی از جنگ. از آن بدتر، عناصر زیرزمینی داستان کاملاً آشفتهاند. مثلاً تلاش هلموت برای دسترسی به گورینگ از طریق باجگیری از یک شاهد کلیدی، گویا تا پایان فیلم به فراموشی سپرده میشود.
با اینکه لبدوف سابقه خوبی در ساخت بلاکباسترهای روسی دارد، اما در این شبکه درهموبرهم از توطئهها کاملاً سردرگم مانده است. دوربین پرحرکت او لحظهای آرام و قرار ندارد و مدام از قهرمان داستان میگریزد تا نماهای حماسی از شهرهای بمببارانشده را به رخ بکشد. فیلم بدون اینکه به پروپاگاندای عریان تبدیل شود (هرچند حمایت دولتی پشت آن است)، به شکلی آزاردهنده به دام میهنپرستی احساساتی میافتد. اصرار بر اینکه شورویها در دادگاه از سوی متحدان تحقیر و از سوی نازیها بدنام میشوند، در تضاد آشکار با پیام اصلی فیلم است؛ اینکه نورمبرگ لحظه درخشش عدالت جهانیِ انسانی بر منافع ملی بود. لبدوف خطای بزرگی مرتکب نشده، اما در جایگاه دفاع از این روایت، کاملاً دستخالی و غیرمتقاعدکننده ظاهر میشود.
«در سایه نورمبرگ» از 14 سپتامبر (۲۳ شهریور) روی پلتفرمهای بینالمللی منتشر خواهد شد.