به گزارش اطلاعات آنلاین، وزیریمقدم ۵ خرداد ۱۳۰۳ در تهران چشم به جهان گشود و در ۱۶ شهریور ۱۳۹۷ در ۹۴ سالگی در خانهاش در رم چشم از جهان فرو بست. او که از نخستین دانشآموختگان دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران بود، با رویکردی مدرنیستی و سبکی شخصی، تحولی ژرف در هنر ایران ایجاد کرد. وزیریمقدم تنها نقاش ایرانی است که اثرش بهطور مستقیم توسط موزه هنرهای مدرن نیویورک (MOMA) خریداری شد؛ افتخاری که جایگاه بیبدیل او را در تاریخ هنر نشان میدهد.
این هنرمند پیشگام در سالهای ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۵ ریاست دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران را بر عهده داشت و با برچیدن شیوههای کهنه آموزشی و حذف نظام سنتی کمالالملکی، فصل نوینی را در آموزش هنر گشود. کتابهای تألیفی او، از جمله «شیوه طراحی»، سالها مبنای آموزش آکادمیک در ایران بود. با این حال، شاهکار او تنها به کلاسهای درس محدود نمیشود بلکه آثار او نیز حامل کشف و شهودهایی شگفتانگیز بودند.
یکی از درخشانترین نوآوریهای وزیریمقدم، خلق مجسمههای چوبی مفصلی و متحرک بود. او ماجرای پیدایش این آثار را حاصل یک اتفاق در آتلیه میدانست: «مفصلی بودن مجسمهها با تفکر قبلی پدید نیامده است، بلکه در اثر یک حالت کشف و شهود به هنگام بریدن، تراشیدن و سوراخ کردن الوارهای چوب پدید آمد.» این مجسمهها ساختار کاملاً متفاوتی با آثار مشابه خارجی داشتند؛ زیرا مخاطب میتوانست با دستان خود اجزای آن را حرکت دهد و در خلق دوباره اثر مشارکت کند. چنانکه خودش دربارۀ نمایش این آثار در سطح جهانی میگفت: «این مجسمه در نیویورک با استقبال بسیاری مواجه گردید و هر روز بازدیدکنندگان بیشماری به سراغ آن میآمدند. بازوهای مجسمه را حرکت میدادند و در هر تغییر، اثر تازهای را به نمایش میگذاشتند.»
نقاشیهای شنی او نیز از دیگر شاهکارهای این هنرمند جستجوگر است که ایدهاش در جوانی و کنار شنهای سیاه دریاچه آلبانو در ایتالیا به ذهننش خطور کرد. او درباره خلق این آثار بیان کرده است: «آن روز شنهایی را که با خودم آورده بودم کف آتلیه پهن کردم و با انگشتانم آغاز به حرکت دادن آنها کردم. ابزار کارم انگشتانم شده بود و مادهای که کار میکردم خاک بود؛ مادهای که از آن تولد یافتهایم.» استاد برجسته تاریخ هنر رم، پروفسور آرگان، در ستایش این آثار نوشت: «وزیری با این عمل، هستی خویش را بر هستی جهان حک کرد.»
زندگی وزیریمقدم آمیزهای از استقلالطلبی و عشق خالص به هنر بود. او هرگز تن به وابستگی به قدرت نداد و حتی پیش از انقلاب از اهدای اثرش به دربار خودداری کرد. او با صراحت درباره روابط خود با قدرت گفته بود: «من برای هنر دوستان احترام قائلم اما راه رسیدن به دفتر شما چنان منجلابی است که حاضر نیستم در آن پا بگذارم.»
پسر این هنرمند درباره ماجرای ناگواری که برای وزیر مقدم در اوایل دهه ۶۰ به وجود آمده بود در مصاحبهای توضیح داده است: «در سال ۱۳۶۴ ما یک سفری به ایتالیا داشتیم. بعد از چند وقت، پدرم تنهایی به ایران برگشت و همینجا بود که ضربه محکمی خورد؛ خانهای در نیاوران داشتیم که پدرم در دهه ۵۰ شمسی خودش ساخته بود. در چند هفتهای که ما در ایتالیا بودیم همسایهها ریخته بودند داخل خانه و همه چیز را به هم ریخته بودند. ۲۶ سال طول کشید تا پدرم توانست خانه را پس بگیرد. بدتر از همه این بود که هر چیزی که در خانه داشتیم دزدیده شد. کارهایش هم در این میان از بین رفت. بعد از آن زندگی ما عوض شد و پدرم تصمیم گرفت برای همیشه به ایتالیا برود.»
او پس ز این حتی خود را مهاجر نمیدانست و با وجود تمامی سختیها و از دست دادن نسبی بیناییاش در پی یک دوره فشار عصبی شدید ناشی از بیمهریهای داخلی، تا پایان عمر به خلق آثار خیرهکننده خود ادامه داد و با ایمانی عمیق از ارتباط عاشقانه خود با خدا سخن میگفت.
زندگینامه او به همراه مرور و تحلیلی بر مجموعهای از آثارش در کتاب: پیشگامان هنر نوگرای ایران: محسن وزیری مقدم، به کوشش رویین پاکباز و یعقوب امدادیان با همکاری توکا ملکی توسط موزه هنرهای معاصر تهران و مؤسسه توسعه هنرهای تجسمی منتشر شدهاست.