در پی امضای پیمان دفاع مشترک سه جانبه پاکستان، ترکیه، و عربستان در تاریخ ۱۶ امرداد ۱۴۰۵ ( ۷ اوت ۲۰۲۶ ) موسوم به «پیمان مکه»، در روز دوشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۵ مصادف با ۳۱ اوت ۲۰۲۶ نیز مقامات ارشد سیاسی و نظامیِ سه کشور مزبور در استانبول ترکیه گردهم آمدند تا طفلی را که در مکه متولد شد، پرورش دهند. به این ترتیب، نخستین نشست کمیته راهبردی سیاسی و دفاعی در چارچوب پیمان مکه، در ترکیه تشکیل شد.
در این گردهمایی، آقایان: هاکان فیدان وزیر خارجه ترکیه، یاشار گولر وزیر دفاع، و ژنرال سلجوقی بایرا رکتار اوغلو رئیس ستاد کل ارتش این کشور، به اضافه اسحاق دار وزیر خارجه پاکستان، و خواجه محمد آصف وزیر فاع، و فیلد مارشال عاصم منیر رئیس ستاد کل ارتش پاکستان، در کنار فیصل بن فرحان وزیر خارجه عربستان، و خالد بن سلمان وزیر دفاع، و ژنرال الرویلی رئیس ستاد کل ارتش عربستان حضور داشتند.
ترکیب شرکت کنندگان حاکی از آن است که نظامیان در کنار سیاستمداران قرار گرفتهاند و مجموعهای سیاسی - نظامی را شکل دادهاند تا راههای تقویت توانمندیهای دفاعی، افزایش هماهنگی میان نیروهای مسلح، همکاری در صنایع نظامی، و تدوین نقشه راه را مورد بررسی قرار دهند.
اجلاس استانبول ادامه پیدا خواهد کرد و استبعادی ندارد که اجلاس بعدی در پاکستان بر گزار شود. سؤالی که اکنون در محافل سیاسی و نظامی منطقه مطرح است این است که، پیمان مکه تا چه حد جلو خواهد رفت؟ و چه تغییراتی در این منطقه پر تنش می تواند در آینده ایجاد کند؟
برای پاسخ باید به چند دهه قبل برگشت؛ در ماه های نخستین شروع جنگ ایران و عراق، عربستان برای مصون ماندن از آسیبهای جنگ مزبور با صلاحدید واشنگتن، بر آن شد تا در کنار تشکیل شورای همکاری خلیج فارس مشتمل بر شش کشور عربی حاشیه این خلیج، یک نیروی نظامیِ جدید متشکّل از کشورهای عضو تاسیس کند. به این منظور در ۲۱ سپتامبر ۱۹۸۱ رؤسای ستادهای ارتش کشورهای عضو شورای همکاری خلیجفارس در پایتخت عربستان دور هم جمع شدند تا همکاری نظامی را مورد بررسی قرار دهند. و پیشنهادهایی برای اجلاس سران دادند.
در پی آن، سران شورای همکاری خلیجفارس به وزرای دفاع کشورهای عضو ماموریت دادند تا پیشنهادهای رؤسای ستادها را مورد ارزیابی قرار دهند. در نهایت، نیروی نظامیی از کشورهای عضو به نام «سپر جزیره» با ۶۰ هزار تا ۱۰۰ هزار نظامی به منظور متشکل کردن و وحدت بخشیدن راهاندازی شد. مقر فرماندهی در ناحیه «حفرالباطن» واقع در شمال عربستان و فرماندهی آن در آن سال بر عهده ژنرال «یوسف محمد المدنی» قرار گرفت.
در اکتبر ۱۹۸۳ اولین مانور سپر جزیره در امارات برگزار شد. مانور دوم در اکتبر ۱۹۸۴ در عربستان بود. بعد از اشغال کویت توسط عراق، بیخاصیت بودن سپر جزیره مشخص شد. به طوری که بعد از ۲۰ سال از تشکیل سپر جزیره، سلطان عبدالعزیز وزیر وقت دفاع عربستان در مصاحبهای اظهار داشت: «نیروی مشترک ۶ کشور امیر نشین عضو شورای همکاری خلیج [فارس] موسوم به سپر شبه جزیره که بیش از ۲۰ سال پیش تشکیل شد، کارایی لازم را نداشته است.»
اکنون تا حدودی میتوان به سئوال مطرح شده در فوق پاسخ داد.
عربستان این بار مثل دفعه قبل با صلاحدید آمریکا، میخواهد با راه اندازی تشکیلاتی همانند «ناتو» در سایه حمایت ارتشهای ترکیه و پاکستان، برای خودش مصونیت بخرد، ولی سپرجزیره نشان داده که احتمال موفقیت چنین نیروهایی در میدان عمل بسیار ضعیف است.
یکی از تفاوتهایی که سپر جزیره با نیروی نظامی پیمان دفاع مشترک سه جانبه عربستان و ترکیه و پاکستان دارد، این است که در سپر جزیره، کشورهای عضو در معرض خطر قرار داشتند و در عین حال ثروتمند بودند. در کنار کمک مالی عربستان، خودشان هم هزینه میکردند، ولی ترکیه و پاکستان در معرض خطر قرار ندارند و فقط چشم به کمکهای مالی عربستان دوخته اند، تا از اندوختههای دلاری عربستان، اقتصاد خودشان را بهبود ببخشند.آنها برای این که (به تعبیر زشتِ ترامپ:) گاو شیر ده را بهتر و بیشتر بدوشند، به پیمان مذکور پیوستند. البته ممکن است در مقاطعی برای خوشایند ریاض گرد و خاکی هم راه بیندازند ولی در ورای گرد و خاک، چشم انداز خطرناکی در آیندهی نزدیک به نظر نمیرسد.
البته کسانی هم این پیمان را از آثار شکست راهبرد نظامی آمریکا در جنگ با ایران، و علامت کاهش اعتماد قبلی کشورهای منطقه به کارآمدی آمریکا، و آسیبپذیریِ آنها با وجود حمایت سیاسی و نظامی ایالات متحده از این کشورها، و نتیجتاً بازگشتِ احتیاطی به پیمانهای درونزای منطقه خلیجفارس و خاورمیانه میدانند. ما پیشتر هم گفته بودیم آینده نشان خواهد داد که جهتگیری این قبیل پیمانها، در عمل، علیه کدام کشور ثالث خواهد بود: اسرائیل یا ایران؟ و این قطب نما، معیار مشخصی برای کشف ماهیتِ پیمانها است.