با اینکه پاکستان در ماه های اخیر در نقش میانجی میان ایران وآمریکا عمل کرده واین تلاش های مکرر ومجدانه به تفاهم نامه معلق مانده اسلام آباد هم منتهی شده، اما میانجی گری این کشورکه با رفتارهای گرم ودوستانه ورفت وآمدهای متعدد دیپلماتیک دوکشور همراه است،با برخی مانعتراشیهای تجاری، ترانزیتی وحمل ونقلی در برابر کالاها و کامیونهای ایرانی نمیخواند.
مهمترین نمونه دراین باره، دپو شدن هزاران کانتینر حاوی کالاهای ایرانی در بندر کراچی پاکستان است. درپی رشته تجاوزهای نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، هزاران کانتینر ایرانی از ۹ اسفند سال گذشته ناچار به تخلیه و توقف در بندر کراچی شده و طبیعتا بهخاطر شرایط جنگی، ترخیص به موقع آنها از عهده تجار ایرانی خارج بوده است.
این تاخیر ناخواسته در ترخیص، هزینههای متعدد سرسام آور و میلیون دلاری به تجار ایرانی تحمیل کرده که تامین و پرداخت آن از عهده آنان خارج است.برای حل این مشکل، مذاکرات متعددی میان دو کشور انجام شده که مهمترین آن میان وزیر صنعت ایران و وزیر بازرگانی پاکستان انجام و منجر به امضای یک موافقتنامه چهاربندی برای ترخیص فوری این کانتینرها و ارایه تخفیف ۸۰ درصدی در هزینههای بندری آنها (گمرک، انبارداری، حملونقل درونبندری و مانند آن)، گردید.
اما این موافقتنامه هنوز اجرایی نشده و روند پیشرفت آن هم کند و فرسایشی است.
به علاوه، هنوز مشخص نیست که آیا طرف پاکستانی حاضر خواهد بود به تعهد خود برای تعامل با صاحبان خطوط دریایی، کشتیها وصاحبان کانتینرها (صرفا کانتینر؛ بدون موجودی کالای داخلش) عمل کرده و از هزینههای سرسامآور و بسیار هنگفتی که از محل توقف طولانی مدت این کالاها به تجار ایرانی تحمیل شده است مانند هزینه دموراژ (جریمه دیر بازگشتن کشتی) و دیتنشن (هزینه تأخیر در بازگرداندن کانتینر به شرکت کرایهدهنده)، بکاهد یا خیر.
این درحالی است که طرف پاکستانی کاملا به این واقعیت واقف است که در شرایط تحریم و محاصره دریایی که ایران با آن روبروست، مسأله زمان و سرعت ترخیص کالاها؛ با توجه به نیاز کشور به آن؛ مولفهای اساسی به شمار میرود.
اما این موضوع با گذشت حدود هفتماه از دپوی این کانتینرها در کراچی، آنگونه که باید مورد توجه قرار نگرفته و سرعت لازم به آن داده نشده که با دیگر مواضع پاکستان در تناقض است.
نمونه دیگر در این خصوص، معطلی بیش از اندازه و مانعتراشی در تردد کامیونهای ایرانی در مرزهای رسمی و غیررسمی با پاکستان مانند مرز ریمدان و پیشین است. بسیاری از این کامیونها حاوی کالاهای فاسد شدنی بوده وتداوم معطلی و رو به اتمام بودن سوخت آنها، باعث از کارافتادن سردکننده خودرو و فاسد شدن کالاها میشود.
درست است که بخشی از این معطلی به کمبود زیرساخت این مرزها برمیگردد که رفع آن در کوتاهمدت ممکن نیست، اما عوارضخواهیهای غیرمنطقی و میلیاردی در برخی مرزها، مانند مرز پیشین که توسط کامیونهای ایرانی گزارش شده و ممانعت از تحویل سوخت به کامیونها یا مطالبه قیمتهای بسیار بالا برای آن، منطقی به نظر نرسیده و با حسن همجواری و درک شرایط خاص اقتصادی ایران از سوی کشور دوست؛ پاکستان همخوانی ندارد.
بدین ترتیب از کشور پاکستان که دارای پیوندهای عمیق تاریخی، فرهنگی ،اقتصادی و دینی با ایران میباشد، انتظار میرود در شرایط خاص فعلی همکاری خود با تجار و فعالان اقتصادی ایران را افزایش داده، به موضوع رفع محدودیت کانتینرهای حاوی کالاهای ایرانی و روانشدن و سرعتگرفتن جریان کالا و تردد بار نهایت اهتمام را داشته، موانع اداری و مقرراتی لازم را رفع و در کاهش هزینههای وارده بکوشد.
قطعا اینگونه همکاریها از چشم تیزبین و حافظه تاریخی ملت قدرشناس ایران پنهان نخواهد ماند.