می‌گویم: کاش مثل قدیم‌ها یک دوست برایمان نامه می‌نوشت و پست می‌کرد و پستچی در خانه را می‌زد و می‌گفت خانم یا آقای فلانی بیاید دم در، نامه دارد! بعد من باد به غبغب می‌انداختم که با من کار دارند و می‌رفتم و نامه را می‌گرفتم و از جلوی چشم همه رد می‌شدم و انگار که نقشه گنج در دست دارم و کسی نباید آن را ببیند یا بخواند، سریع می‌رفتم توی اتاق و در را می‌بستم و با ذوق و دقت تمام، پاکت را جلوی چشمانم می‌گرفتم تا ببینم از طرف کیست و بعد آن را در نور اتاق، بالا می‌بردم تا ببینم کجای پاکت، خالی است و از همانجا آن را پاره کنم که کاغذ نامه خراب نشود. بعد هم چند بار از اول تا آخر آن را بخوانم و هر بار ذوق کنم و حتی شفاهی جواب جملات نامه را بدهم.
آخ! یادش بخیر ... حتی یاد گل‌های خشک شده لای کاغذ یا جوهر عطری آن نامه بخیر.
می‌گوید: حالا چرا این قدر با حسرت از آن روزها حرف می‌زنی. خواهرزاده‌های من، از وقتی که خواندن و نوشتن را در حد کلمات محدود و دست و پا شکسته بلد بودند، نامه می‌نویسند و پایش نقاشی می‌کشند؛ گاه برای پدر و مادرشان، گاه برای من یا مادربزرگ و پدربزرگشان. 
جالب این که حرف‌های دلشان را با نامه بیان می‌کنند. کافی است بیایی روی در یخچال ما را ببینی. پر از نامه‌های این عزیزان است که مثل یک تکه نسخه خطی باارزش، گذاشته‌ایم جلوی چشممان و هربار می‌خوانیم، جان تازه می‌گیریم. 
می‌گویم: منظور من هم همین حس فوق‌العاده است؛ واقعا یکی از این نامه‌های کاغذی برابری می‌کند با صدها هزار پیام در فضای مجازی. هر نامه کاغذی، دستخط نویسنده، نقاشی‌ای که کشیده، گلی که چسبانده و عطری که به کاغذ زده پر از احساس است؛ زنده است، جان دارد، آدم را می‌بیند، با آدم رو در رو حرف می‌زند ... مثل متن پیام‌های فضای مجازی نیست.
می‌گوید: خب چرا خودت نامه نمی‌نویسی؟ برای هرکه دوست داری. حتی کسانی که کنارت هستند. لازم نیست حتما برای راه دور، پاکت پست کنی. نامه بنویس و این حال خوب را تو به عزیزانت بده. الان بهترین فرصت است. نزدیک سال نو است. برو کارت تبریک یا کاغذ نامه بخر یا خودت درست کن، رنگی و شاد؛ مثل همان‌ها که خاطره‌اش هنوز در ذهنت زنده است. یک نامه یا کارت تبریک برای نوروز و سال نو آماده کن. هرچه می‌خواهی عیدی بده، اما کنارش یک نامه هم بگذار. شاید یکی از آنها خواست جواب نامه‌ات را بدهد. تو به آن‌ها یادآوری کن که نامه نوشتن چه حال خوشی به نویسنده و خواننده نامه می‌دهد. لمس کاغذ، چه انرژی خوبی دارد.
می‌گویم: چراغ دلم را روشن کردی. برگشتم به روزهایی که روی میزم پر بود از انواع مدادها و خودکارها و ماژیک‌ها و کاغذهای رنگی. انگار کودکی بازیگوش در جانم دارد آواز می‌خواند و لی لی می‌کند.
کاش همه ما امسال، یک نامه داشته باشیم از عزیزی که سال نو را با پیامی که برایمان نوشته، آرزویی که برایمان نقاشی کرده و گلی که با دقت برایمان چیده و خشک کرده و لای کاغذ گذاشته؛ حتی با شعری که پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌هایمان پای نامه‌هایشان برای هم می‌نوشتند، زیبا و خاطره‌انگیز کند:
ای نامه که می‌روی به سویش 
از جانب من ببوس رویش
وجیهه تیموری

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی