اکبر عزیزی
در بازیهای آسیایی سئول کرهجنوبی، مدیریت تیم ملی فوتبال ایران بر عهده پرویز دهداری بود. روزانه برای دریافت آخرین اخبار، به دهکده بازیها سرکشی میکردیم. در یکی از همان روزها، در دهکده بازیها، گفتگوی خصوصی با پرویز دهداری در گوشهای خلوت شکل گرفت. او سخن بسیار در باب تیم ملی فوتبال داشت. در حالی که او گرم سخن بود، یکی از ورزشکاران مدالآور کشورمان با پیراهن منقش به تبلیغات یک شرکت، در حال گشتوگذار بود. دوربینها برای ثبت لحظهها به سمت ورزشکار ملیپوش ما نشانه رفتند. دهداری این صحنه را دید، اما نتوانست آرام بگیرد. با همان تن رنجور، چون باد برقآسا خود را به ورزشکار مطرح و سنگینوزن کشورمان رساند و او را به گوشهای برد و گفت:« ما چند ساعتی است که در محوطه هستیم، دریغ از یک عکس با نماد ایران! اما شما آمده و نیامده سیل دوربینها به سمتتان سرازیر شد. چه ایرادی دارد که به جای این پیراهن تبلیغاتی، پیراهنی با نام «ایران» بر تن داشته باشید تا عکسهای شکار شده، با نام کشورمان منتشر شوند؟» هنوز سخنان دهداری تمام نشده بود که ورزشکار بزرگ کشورمان پیراهنش را عوض کرد و تا پایان بازیها، هرگز آن را از تن خارج نساخت. این رفتار، درس بزرگی از تعصب
و میهنپرستی بود.

شما چه نظری دارید؟